سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، اول مردادماه امسال بود که مأموران کلانتری۱۲شهرستان ملایر از مرگ مشکوک زن و مرد جوانی به نامهای ایرج و پریسا در یکی از محلههای شهر باخبر و راهی محل شدند. با انتقال اجساد به پزشکی قانونی مشخص شد زن و مرد جوان که هیچ نسبت فامیلی با هم ندارند بر اثر خوراندن قرص سیانور فوت کردهاند.
تحقیقات مأموران نشان داد پریسا از دوستان همسر ایرج است. مأموران در ادامه تحقیقات هیچ ردی از همسر ایرج که الهام نام دارد پس از حادثه پیدا نکردند تا اینکه دریافتند دقایقی پس از اعلام این حادثه زن جوان دیگری به نام فرشته که هشتماهه باردار بودهاست در منزلش مسموم شده و پس از انتقال به بیمارستان همراه جنینش فوت کردهاست. معاینات پزشکی قانونی نشان داد این زن و جنینش هم به همان شیوه مشابه با قرص سیانور مسموم شده و به کام مرگ رفتهاست. بنابراین مأموران همزمان با ادامه تحقیقات الهام را به عنوان مظنون این حادثه تحت تعقیب قرار دادند تا اینکه دریافتند وی پس از حادثه از ملایر به شهرستان مشهد گریخته است.
بدین ترتیب پس از رد زنی متهم، تیمی از کارآگاهان پلیسآگاهی شهرستان ملایر برای دستگیری متهم راهی مشهد شدند.
کارآگاهان در ادامه بررسیهای فنی پی بردند که متهم قصد دارد با هواپیما از مشهد به تهران سفر کند. پس از این مأموران لیست مسافران را بررسی کردند، اما نام او را در داخل لیست مسافران هواپیما پیدا نکردند که مشخص شد وی قصد دارد با هویت جعلی سوار هواپیما شود. در چنین شرایطی مأموران در حالی که عکس و مشخصات الهام را در دست داشتند در فرودگاه حاضر و موفق شدند وی را شناسایی و قبل از اینکه قرص سیانوری را که همراه داشت بخورد دستگیر کنند.
متهم پس از دستگیری به پلیسآگاهی منتقل شد و در بازجوییها جرمش را انکار کرد. وی در ادعایی گفت: «فرزند یکسالهای داشتم که ۱۵ روز قبل از مرگ شوهرم، او به شدت بیمار شد. قصد داشتم او را برای درمان به بیمارستان ببرم، اما مادر شوهرم اجازه نداد و گفت برای هر دردی که بچه را به بیمارستان نمیبرند! مگر قدیم بچههای ما مریض نمیشدند! شوهرم فقط به حرف مادرش گوش میداد، اما من به حرفهای مادر شوهرم اهمیتی ندادم و فرزندم را به همان بیمارستانی بردم که زن برادرم در آن جا پرستار بود.»
متهم ادامه داد: «بعد از درمانهای اولیه او را به خانه آوردم، اما دوباره حالش بد شد. خواستم او را بار دیگر به بیمارستان ببرم که بین راه در آغوش خودم فوت کرد. از آن روز به بعد من و شوهرم و زن برادرم دچار عذاب وجدان شدیم و تصمیم گرفتیم خودکشی کنیم. به همین خاطر من از ملایر با اتوبوس به تهران رفتم و از خیابان ناصرخسرو چهار عدد کپسول حاوی سیانور خریدم و به ملایر بازگشتم و قرصها را به شوهرم و زن برادرم دادم. روز حادثه به صورت اتفاقی دوستم به خانه ما آمد و اشتباهی قرص را مصرف کرد، اما من ترسیدم آن را نخوردم. آنجا بود که از ترس به مشهد فرار کردم، اما دستگیر شدم.»
فرمانده انتظامی شهرستان ملایر درباره این حادثه گفت: «متهم مدعی شده که همسر و زن برادرش در مرگ فرزندش دست داشتند، بنابراین همگی آنها به علت عذاب وجدان به فکر خودکشی میافتند، همچنین مسمومیت دوستش در منزل وی اتفاقی بوده است.»
سرهنگی سلگی با تأکید بر اینکه تاکنون اعترافها و ادعاهای این زن ثابت نشده گفت: «احتمال دارد علاوه بر عذاب وجدان به خاطر مرگ فرزند، انگیزه مالی نیز در بروز این قتل تأثیر داشته که این فرضیه توسط پلیس در دست بررسی است.»
تحقیقات از متهم تا روشن شدن زوایایی پنهان این حادثه از سوی مأموران ادامه دارد.