
شعارهای سیاسی معمولاً در جهت پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و به عبارتی در چارچوب بازاریابی سیاسی طراحی میشوند ولی در عمل سیاسی فراتر از شعارها آنچه که اهمیت دارد پایبندی به شعارهایی است که یک حزب یا جریان سیاسی با اتکا به آنها به جلب آرا و نظرات هواداران خود پرداخته است.
اعتماد که بالاترین سرمایه سیاسی است بر اساس میزان پایبندی یک حزب یا جریان سیاسی به شعارها در عمل بهوجود میآید و در صورت عدم پایبندی به شعارها نیز از روابط میان جریانات سیاسی و تودههای هوادار رخت بر بسته و بازگرداندن آن بسیار دشوار خواهد بود.
جریان موسوم به اصلاحطلب با تکیه بر شعار دفاع از جمهوریت نظام در برابر کسانی که بهنام دفاع از اسلامیت جمهوریت را کم رنگ کردهاند پا به عرصه رقابت های سیاسی گذاشت و در همین راستا شعارهایی فرعی به نسبت شعار اصلی خود چون قانون گرایی را هم مطرح نمود.
شاید این قاعده عالم است که هر کس بیش و پیش از هر چیز با شعارهایی که ادعای آن را دارد امتحان میکنند و عیار اعتقاد فرد با محک شعارهای خودش سنجیده میشود.
اصلاحطلبان نیز با محک قانونگرایی و پایبندی به آرای عمومیسنجیده شدند ولی سران آنها با هر توجیهی در این امتحان سرافراز بیرون نیامدند. طبعا آنها برای این حرکت خود توجیهی دارند ولی آیا هر کسی ولو دیکتاتورها برای عبور از خط قرمز قانون و جمهوریت دلیلی برای خود ارائه نمیکنند؟