
دیدار رهبر فرزانه انقلاب با نخبگان علمی و فرهنگی دانشگاهها، اعضا و نمایندگان تشکلهای دانشجویی همچون همه دیدارهای ایشان با جریانهای دانشجویی، حاوی نکات مهم و برجستهای بود که قطعاً با تأمل بر آن میتوان این دیدار و توصیههای معظمله را نقشه راهی برای جریانهای دانشجویی در آستانه بازگشایی دانشگاه ها در فضایی که مکرر جریانهای سیاسی التهابآفرین انتخابات بر طبل تشنجآفرینی در محیطهای علمی کشور میکوبند، دانست. دانشجویان دراین دیدار همه دغدغههای خود را گفتند. جوانان که چند سالی است رویکرد علمی کشور و نگاه رهبری در تولید علم آنها را امیدوار به آینده کرده است از کمبودها و راهکارهای برونرفت از رخوت و سستی در محیطهای علمی و دانشگاهی،مشکلات پیش روی خود را با رهبری مطرح کردند و با امید به رفع این مشکلات، گوش جان به سخنان رهبری سپردند. سیاسیون دانشجویی که فعالیت در عرصه سیاست در کنار تولید علم را مایه نشاط دانشگاهها و دانشجو میدانند و فضای سیاسی دانشگاه نه سیاستزدگی دانشجو را موجب افزایش بصیرت در محیطهای علمی فرض میکنند، از حرکت مرموز جریانهای سیاسی خارج از دانشگاه و القای شبهات محیط بیرون از دانشگاه به درون تشکلهای دانشجویی اظهار گلایه کردند و بار دیگر بر خط روشن رهبری در عرصه سیاسی و تأسی دانشجویان از این خط تأکید نمودند. اما در این گفتمان مشترک رهبری و دانشجویان، این گوشهای شنوای رهبری بود که برخلاف جریانها و شخصیتهای سیاسی مردود شده در انتخابات، به نکات و دغدغههای دانشجویان توجه داشت و مثل همیشه با سخنان آرامش بخششان، با هر کلام نفسها در سینه حبس و اشکها بیاختیار از چشمها جاری میشد و هر ازگاهی با گفتن خاطرهای از دوران مبارزه قبل از انقلاب، خنده بر لبهای جوانانی که بیش از دو ماه بود اتفاقات رخ داده سینه آنها را از بغض مملو کرده بود، نقش میبست و این خندهها آنچنان رهبری را شاد میکرد که میشد احساس رضایت از این دیدار را حس کرد. در کنار این دل دادن و دل سپردن، مطالبی جدی نیز مطرح شد که شاید تاکنون در کمتر دیداری با دانشجویان نمونه آن را بتوان سراغ گرفت. از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
1- صحه گذاشتن رهبر فرزانه انقلاب بر سخنان دانشجویان و تأکید بر این نکته که تحلیلهای صحیح دانشجویان و روحیه پر جنب و جوش و مطالبهگر آنها تضمین کننده آینده کشور، اسلام و امت اسلامی است، در واقع خط بطلان بر تفکرات آن عدهای است که تصور میکنند با افراطگری در نسل جوان دانشجو میتوانند تفکرات سکولار را در محیطهای علمی کشور حاکم کنند.
2- آنجا که دانشجویان خواستار برخورد و محاکمه مجرمان پشتپرده حوادث اخیر شدند، رهبری همچون گذشته بدون پیشداوری درباره فرد یا جریانی، با تأکید بر این نکته که همه مطمئن باشند که در مقابل جرم و جنایت هیچگونه اغماضی نخواهد شد، اما در مسائلی به این اهمیت، دستگاه قضا باید براساس دلایل محکم قضاوت کند و حتی اگر برای بسیاری از شایعات، شواهد و قرینههایی وجود داشته باشد این شواهد نمیتواند مبنای قضاوت قرار گیرد، توجه دانشجویان را به این مهم معطوف کردند که نباید با حدس و گمان و براساس شایعه حرکت کرد. طبیعتاً این تأکید معظمله بدان مفهوم است که هم دستگاه قضایی باید در بررسی پرونده مجرمان کمال دقت را به عمل آورد و هم دانشجویان و نیروهای سیاسی کشور باید به گونهای سخن بگویند که مباحث واقعی حوادث پس از انتخابات با برخی شایعات و دروغپردازیها خلط نگردد.
3- فراز دیگر سخنان رهبری به حوادث تلخی همچون حادثه کوی دانشگاه و مسأله بازداشتگاه کهریزک اختصاص یافت. رهبری در این سخنان، به دانشجویان و همه مردم اطمینان دادند که چنین حوادثی با دقت بررسی شده و با عاملان این حوادث به طور قاطع برخورد خواهد شد. این اطمینانبخشی از آن روی صورت گرفت تا عناصر سیاسی که رفتارها و عملکرد نسنجیده خود را در پشت برخی شایعات و التهابآفرینیها پنهان کردهاند، از این پس مجال جوسازی و شانتاژ علیه نظام را نداشته باشند. این سخن رهبر فرزانه انقلاب شاید بیش از دانشجویان، نهادها و سازمانهایی را خوشحال کرد که در جریان حوادث پس از انتخابات در کور کردن چشم فتنه بیشترین جانفشانیها را کرده بودند و با جوسازی عناصر سیاسی شکست خورده در انتخابات، همه این خدمات در معرض اتهامات بیاساسی قرار گرفته بود که بیش از هرچیزی قلبهای پاک آنها را جریحهدار کرده بود.
طبیعی است کسانی که اطاعت از رهبری را برای خویش افتخار میدانند، در صورت بروز خطا، تنبیه و پرداخت تاوان اشتباهات را به جان دل خواهند خرید.
4- شاید مهمترین فراز از سخنان رهبر معظم انقلاب بحث ظلمی بود که پس از انتخابات توسط عدهای به مردم و نظام اسلامی شد، ظلمی که موجب هتک آبروی نظام گردید و بنا به فرمایش رهبری مسأله کهریزک و یا کوی دانشگاه در مقابل آن ظلمی اندک است. ظلم آشکاری که با این ظلم در شرایطی که نظام اسلامی در اوج آبرو در منطقه و جهان قرار گرفته، موجب گردید معدود کشورهای بیهویت در منطقه که بویی از دموکراسی نبردهاند، با دستاویز قرار دادن انتخابات ایران و تکرار شعارهای دروغین کاندیداهای شکست خورده انتخابات، علیه جمهوری اسلامی رجز خوانی کنند و دلهای مملو از امید جنبشهای اسلامی در منطقه را که چشمانشان به ایران دوخته شده بود را نگران کنند. این عده اگر حتی دست نشانده بیگانه هم نبوده باشند و ناخواسته در مسیر طرح براندازی دشمن قرار گرفته باشند، با هشدارهایی که پیش و پس از انتخابات بارها توسط رهبری نظام و دلسوزان انقلاب داده شده بود، به دلیل بیتوجهی به این هشدارها در پیشگاه الهی مؤاخذه خواهند شد و تازه این در صورتی است که از گفتار و کردار خویش اظهار ندامت کنند که در غیر اینصورت، قطعاً مورد عقاب الهی قرار خواهند گرفت.