پارسا یزدانی
نمیدانم باید به خنده اعضای تیم ملی بحرین پس از پیروزی مقابل عربستان و افزایش شانس حضور در جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی بخندیم یا به گریه بازیکنان عربستان به خاطر حذف از جام جهانی گریه کنیم.
هم آن خنده بحرینیها برای ما تلخ بود و هم این گریه. اصولاً در ورزش ما فرصت برای حسرت خوردن بسیار بیشتر از مجال بالیدن و افتخار کردن است. بحرین همان تیمی که گربه سیاهش مینامیدیم و گاهی به عنوان حریفی که سبک بازیش ما را آزار میدهد و در برابر ما عرض اندام میکرد، این بار با شکست عربستانی که پایش را روی شانههای فوتبال ما گذاشت و به پلیآف صعود کرد در آستانه حضور در جام جهانی قرار دارد.
اگر روزگاری باخت سه بر یک مقابل بحرینی را به اتفاق و حادثه نسبت میدادیم اما امروز دیگر نمیتوانیم این مسأله را به شانس و اقبال ربط دهیم. فوتبال بحرین با یک برنامهریزی کامل به رغم بضاعت کم خویش در پشتوانهها به لطف تکیه براصول علمی ورزش و رعایت تمامی جوانب موفق شد کار بزرگی انجام دهد. کمتر کسی است که شانس زیادی برای نیوزلند در بازی پلیاف اقیانوسیه و آسیا قائل باشد و این به معنای این است که بحرین به احتمال فراوان نخستین حضور در جام جهانی را تجربه میکند.
شاید روزی که با نتیجه 4 بر 2 به بحرین باختیم آن را یک اتفاق ساده پنداشتیم اما امروز وقتی میبینیم عربستان همان تیمی که باخت در آزادی برابرش بیشترین تأثیر در حذفمان از جام جهانی را داشت نیز نتوانست جلوی حرکت آهسته و پیوسته بحرین را بگیرد و حذف شد، باور کردیم که قواعد فوتبال تغییر کرده و اگر میخواهیم به سطح اول فوتبال قارهکهن بازگردیم باید فکری نو اندیشیده و طرحی تازه را مدنظر قرار دهیم.
تیم ملی بحرین با تکیه بر یک مربی بینالمللی و کار کشته که فوتبال آسیا به خصوص غرب قارهکهن را به خوبی میشناخت و مجموعهای از بازیکنان تاکتیکپذیر که به خوبی میتوانستی در بازیشان روح تیمی را مشاهده کنی توفیق یافت، اما تیم ملی ایران به دلیل اشتباه در انتخاب سرمربی، عدم تدارک مناسب، اشتباه محاسباتی، نداشتن تاکتیک و برنامه منسجم و مشخص در دورهای که پنج تیم میتوانستند جواز حضور در جام جهانی را به چنگ آورند، حذف شد.
اما دردآور است که در فاصله کوتاهی از حذف تیم ملی هیچ کس به فکر بررسی دلایل واقعی شکست نیست. فدراسیون به محض اینکه رسانهها از تک و تا افتادند همه چیز را به فراموشی سپرد و روال عادی فعالیت را سپری میکند بدون آنکه این نیاز را احساس کند شاید بررسی دلایل شکست چراغ راه آینده تیم باشد. افشین قطبی هم که به گفته کفاشیان خوب قول میدهد تا وعده رسیدن به قهرمانی جام ملتها ذهنها را متوجه جایی دیگر کرد و این وسط بیچاره فوتبال ما که در حسرت جام جهانی باید به انتظار سال 2014 لحظه شماری کند و دست به دعا بردارد که در گروهی ساده بتواند کورسوی امیدی جستوجو کند.
اینکه امروز بحرینیها جشن میگیرند و فوتبال ایران با دهها برابر استعداد و افتخار زانوی غم بغل کرده مسأله سادهای نیست اما به واقع کو گوش شنوایی که بشنود صدای ناقوس ناکامی فوتبال ما را افسوس.