کد خبر: 95409
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۸:۲۴
ماجرای دلتنگی‌های یک مادر مطلقه
زندگی مشترک آنها در دهه دوم عمر خود قرار داشت، اما انگار قرار نبود بیش از این به طول انجامد. حتی دو فرزندشان که یکی از آنها تنها سه سال داشت نیز مانع نشدند و سرانجام آن اتفاق تلخ به وقوع پیوست؛ زن و مرد پس از چندین سال زندگی از هم جدا شدند و از آن پس بچه‌ها مجبور بودند منتظر حکم دادگاه بمانند تا از میان پدر و مادرشان تنها یکی را برای ادامه زندگی برگزینند. دادگاه حضانت دو کودک 3 و 13 ساله را به پدر داد. حدس زدن این اتفاق برای زن کار دشواری نبود و او از قبل خود را برای آن آماده کرده بود، اما خوب می‌دانست که روزهای بسیار سختی را در غیاب فرزندانش در پیش دارد. همه امیدش به این بود که هرازگاهی بتواند دیداری با بچه‌هایش داشته باشد. مگر جدایی کامل و دل بریدن از آنها ممکن بود؟
اما یک اتفاق دیگر همین امید را کمرنگ‌تر از قبل کرد؛ پدر تصمیم گرفت تا بچه‌ها را از ورامین به یکی از شهرهای شمالی کشور ببرد. این اتفاق فاصله مادر با بچه‌ها را بیشتر کرد. چند ماه از حکم طلاق می‌گذشت. دلتنگی مادر برای بچه‌ها روز به روز بیشتر می‌شد و این دلتنگی از چهره و رفتار او به قدری واضح و قابل تشخیص بود که کم کم برای پدر و برادر زن نیز آزار دهنده می‌شد تا روزی که سرانجام پدربزرگ‌ بچه‌ها، آن تصمیم عجیب را گرفت. آنچه در سر پدربزرگ می‌گذشت از بین بردن نگرانی‌ها از ذهن دخترش بود. دست به کار شد و به سراغ نوه‌ها رفت. در این سفر پسرش (دایی بچه‌ها) نیز همراه او بود. دیگر راهی نمانده و مقصد نزدیک بود. پدربزرگ و دایی، بچه‌ها را از دور دیدند. برای پیاده کردن آنچه در ذهنشان می‌گذشت آن قدر شتاب داشتند که متوجه حضور برخی از ساکنان محل و عابران نشدند و یا اگر هم شدند در نظرشان بی‌اهمیت بود. بلافاصله بچه‌ها را سوار خودرو کرده و از آنجا دور شدند. بدون آنکه توقف کنند به ورامین بازگشتند و بچه‌ها را به مادر رساندند. حالا آنها مأموریت خود را پایان یافته می‌دیدند، اما یک مشکل وجود داشت؛ برخی از همان کسانی که این صحنه را دیدند شماره خودروی پژو 405 آنها را به ذهن سپرده بودند و به این ترتیب وقتی گزارش این آدم‌ربایی به اداره آگاهی رسید، همین مسأله سرنخ مهمی شد و کارآگاهان با کمی بررسی متوجه تردد خودرو در ورامین شدند. گرفتن نیابت قضایی و رفتن به ورامین قدم‌‌های بعدی کارآگاهان بود. شناختن ربایندگان تعجب همه کارآگاهان را برانگیخت. باور کردنی نبود که پدربزرگ و دایی بچه‌ها را ربوده باشند. پدربزرگ در بازجویی‌های کارآگاهان ماجرا را این‌گونه تشریح کرد: «چند ماه قبل دخترم به خاطر اختلافات خانوادگی از همسرش جدا شد و دادگاه خانواده حضانت دو کودکش را به پدر آنها داد. دامادم، دو نوه‌ام را به یکی از شهرهای شمالی برد و همین ماجرا باعث شد تا دخترم دلتنگی کودکانش را کند.
ماجرای این دلتنگی آنقدر شدید شد که تصمیم گرفتم به همراه پسرم برای آوردن دو نوه‌ام از شهرستان ورامین به شمال بروم.»
به گفته سرهنگ مهدی یارندی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان تهران، این دو متهم هم اکنون به اتهام آدم‌ربایی با قرار قانونی روانه زندان شده‌اند و تحقیقات تکمیلی در این خصوص ادامه دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار