کد خبر: 95353
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۹
شب‌های قدر یادآور نام آشنایی است که همواره امت اسلامی در آینه این نام، رفتار و عملکرد یک ساله خویش را در محک ترازوی الهی قرار می‌دهد تا در سایه توسل و تمسک به نادره خلقت بشری، عنایتی از سر ترحم و لطف پروردگار بر بندگانش واصل گردد و براتی باشد برای آخرت و چراغی برای استمرار راه درست و ترک اعمال و رفتارهای ناصواب و باطل.
در تقارن شب‌های قدر با ایام شهادت امیر مومنان علی(ع) بسیاری از بزرگان سخن‌ها گفته و نوشته‌اند و شاید این گفته‌ها و نوشته‌ها توصیف مناسبی برای شخصیتی همچون علی(ع) نباشد ولی اگر تأملی از سر دقت به فرمایشات این بزرگمرد تاریخ خلقت در آخرین روزهای حیاتش داشته باشیم، خواهیم دانست که نه ما را یارای وصف اوست و نه جهان آفرینش ظرفیت گنجایش چنین شخصیتی را داشته است. نوفل بن‌فضاله در تشریح وضعیت امیرالمومنین علی (ع) در آخرین روزهای حیات طیبه‌اش چنین می‌گوید: در آخرین روزهای زندگی امام علی(ع) «جعده مخزونی» سکویی از سنگ برای آن حضرت درست کرد و امام بر روی آن قرار گرفت، درحالی که پیراهنی از پشم بر تن داشت و بند شمشیر و نعلین او از لیف خرما بود و پیشانی او از کثرت سجده پینه بسته بود.
آن حضرت بر بلندای سکو ایستاد و سخنان خود را چنین آغاز کرد: «سپاس خدایی را سزاست که سرانجام بندگان و امور جهان به سوی اوست. او را در برابر احسان بزرگش و برهان روشنش و کرم فزاینده‌اش ستایش می‌کنیم. ای مردم، من پندهای پیامبران را در میان شما پخش کردم و آنچه را که جانشینان آنان به آیندگان رسانده بودند به شما رساندم. با تازیانه‌ام شما را ادب کردم، اما پند نگرفتید. شما را با سخنان بازدارنده به پیش راندم ولی به هم نپیوستید. شما را به خدا، آیا در انتظار پیشوایی جز من هستید که راه را برای شما هموار سازد و شما را به حق رهبری کند؟ برادران ما که خون آنان در صفین ریخته شد زیانی نکردند، زیرا چنین روزی را ندیدند تا جام‌های غصه را سرکشند و از آب گل آلود این نحو زندگانی بنوشند. کجا رفتند برادران من که در راه حق گام برداشتند و در آن راه جان سپردند؟ کجاست عمار؟ کجاست ابن‌تیهان؟ کجاست ذوالشهادتین؟»
نوفل می‌گوید: در این لحظه امام دست بر محاسن خود کشید و های های گریست و آنگاه فرمود: دریغ، دریغ، برادرانی که قرآن را خواندند و آن را استوار کردند و به پا داشتند، سنت‌ها را زنده کردند و بدعت‌ها را میراندند، به جهاد با دشمن دعوت شدند و دعوت را پاسخ گفتند، به رهبر خود اعتماد و از او پیروی کردند. هرچند این سخنان حماسی و شور آفرین‌ امام(ع) دل‌های مرده مردم آن روزگار را زنده ساخت و در اندک زمانی قریب به 40 هزار نفر برای جهاد در راه خدا و جنگ با دشمن در میدان آماده شدند، اما افسوس که آنها عمق کلام مولا را درک نکردند و نفهمیدند که او نه تنها حامل رسالت پیامبر اسلام(ص) که مأمور از جانب همه رسل از اولین تا آخرین بود. او که پیرمرد خرابه‌نشین به انتظارش نشسته بود تا بیاید و حرف‌هایش را با جان و دل گوش دهد و مهر برادری را بر دل او بنشاند و اشک گونه‌اش را با دستان خسته و مجروح از جفای روزگار پاک کند، می‌دید که اشراف‌سالاران کوفی هر یک به دنبال جاه و مقام و ثروت‌اندوزی‌اند و نه تنها کمتر وقعی به هشدارهای ولی خویش که تنها از سر خیرخواهی آنها را موعظه می‌کرد، نمی‌نهند بلکه می‌دید همین جماعت دنیاپرست و جاه‌طلب از هیچ دروغی برای سرپیچی از دستورات علی(ع) ابا ندارند. علی(ع) می‌دید اگر یتیمان کوفه به ظاهر او را نمی‌شناسند حداقل می‌دانند در آن شب‌های ظلمانی که دیوصفتان ثروت‌پرست، انبان‌های خود را به قیمت فقر محرومان پر کرده‌اند، انتظار مردی را می‌کشند که دور کننده هراس و رفع کننده گرسنگی آنهاست.
علی(ع) از خود می‌پرسید چرا کودکانی که طعم شیرین حکومت عادلانه او را با صحبت‌های آشنا ولی پنهان و در کسوت مردی خیرخواه چشیده بودند می‌توانستند قدر گهر خویش را بدانند ولی بزرگانی که داعیه همراهی با پیامبر را داشتند و در خط پیامبر بودن را یدک می‌کشیدند و بارها وصف شخصیت علی را از نبی مکرم اسلام(ص) شنیده بودند، شمشیر بر روی او می‌کشند یا حداقل ترجیح می‌دهند سکوت اختیار کرده و مهر تأیید بر اعمال و رفتار دشمنان قسم خورده خاندان پیامبر(ص) بزنند. دیگر برای علی (ع) تحمل آن فضا و این حد از نامهربانی سخت شده بود، دیر شده بود. آنچه در طول 30 سال پس از رحلت پیامبر(ص) می‌بایست گفته شود، گفته شده بود: نه زبان ملاطفت علی (ع) دل‌های غبار گرفته کوفیان را به رحم آورده بود و آنان را در تبعیت از رهبر بحق خویش استوار کرده بود و نه تازیانه عدالت‌خواهانه او این مردمان گوش و چشم بسته را تأدیب کرده بود تا بدانند کیستند و پیامبر(ص) چه ارمغان ارزشمندی را در بین آنها به ودیعه نهاده است.
ظاهراً این از فلسفه حکومت همه مردان خداست که با گذشت 30 سال، جماعتی مدعی با بدعت‌گذاری در دین و ارزش‌های بنیانگذاران دین خدا، عرصه را بر حاکمیت الهی و رهبران بحق جامعه تنگ کنند و درصدد انحراف جامعه اسلامی برآیند. این اتفاق روزگاری با شکم‌بارگی کوفیان اشراف سالاری که از سرمایه بنی‌امیه ارتزاق می‌کردند تا علیه حکومت مردمی و محرومان علی(ع) قد علم کنند، رخ داد و امروز با تزریق دلارهای آمریکایی، انگلیسی و اشراف سالاران حزبی برای ایجاد ناامنی و اغتشاش در فضای جامعه ایران صورت می‌گیرد تا به ظن باطل خویش شاهد سقوط جمهوری اسلامی باشند.
علی(ع) گذاشت تا این جماعت، یک بار دیگر همچون زمان پس از رحلت پیامبر(ص) چونان گوسفندی که چوپان از دست داده‌اند، اسیر گرگان درنده‌ای شوند که سزاوار آنند. آن روز هرچند خلأ ذهنی و درک مردم مدینه و جامعه اسلامی صدر اسلام، مانع از رسیدن سخن حق علی(ع) در کسب حکومت پس از پیامبر(ص) شد ولی انقلاب اسلامی ایران تجربه صدراسلام را چراغ راه خویش ساخته و با انتخاب شایسته پس از امام(ره)، مانع از تحقق کید دشمنان گردیده است از این رو، امروز این مسیر روشن همچون گذشته به پیش می‌رود و رهبری معظم انقلاب به عنوان سکاندار امین انقلاب اسلامی بر خلاف میل دشمنان، هدایت جامعه را با قوت و قدرت و به پشتوانه امت وفادار خویش استوارتر از گذشته به پیش می‌برد.






نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار