
این روزها چند چیز جدید مد شده که بعضی از آنها در نوع خود بدیع و تازه و بعضی نیز چندشآور و دلسردکننده است – مثل تمام شعارها و ژستهای تبلیغاتی مخملیها – درست مانند همین آدمهایی که هرازگاهی در جلساتدادگاه به دیدن قیافههای زمخت و عجیب و غریب آنها عادت کردهایم. شلمشوربایی از مذهبینماهای احساساتی تا قداره به دستهایی که به فرمان شعبان بیمخها راهی کوچهها و خیابانها شدند و هوایی شدند که گویا در تمام تاریخ، این شعبان بیمخها هستند که پیروزند.
ترجیعبند اعترافات این افراد علاوه بر ژست حق به جانبی که اکثریت آنان به خود میگیرند، سعی آنان در بیگناه جلوه دادن خود و متهم کردن دیگران است. این شیرهای کاغذی که فقط شکل شیر آن هم فقط روی کاغذ را دارند انگشت اشاره خود را به سوی معدود سیاسیونی نشانه رفتهاند که با شانتاژ و عوامفریبی قصد موجسواری داشتند و ناکام ماندهاند. این متهمان ریز و درشت در اعترافات خود مسائلی مانند جوگیر شدن، جنون آنی، همرنگ جماعت شدن و... را رو در روی قاضی – یعنی وجدان بیدار جامعه – مطرح کرده و با اشک تمساح تقاضا دارند تا بخشش اسلامی شامل حال آنان نیز بشود.
اینگونه چرخش مواضع و پذیرفتن اتهامات انتسابی و اظهار ندامت متهمان تا آنجا که رأفت اسلامی اجازه میدهد میتواند موجبات بخشش یا عفو تخفیف مجازات را در پی داشته باشد اما بدون اینکه قصد دخالت در روند دادگاه داشته باشیم به نظر میرسد این شیرهای کاغذی هم اگرچه به تبعیت از اربابان خود امنیت جامعه را خدشهدار کردند ولیکن به نوبه خود در جرائم ارتکابی دخیل هستند و نمیتوانند با فرافکنی خود را از مسؤولیت کیفری جرائم انتسابی مبرا سازند. برخورد تأدیبی و جنبه پیشگیرانه و آگاهسازانه مجازات این افراد باعث خواهد شد تا دیگر قانونشکنان و شعبان بیمخهای جامعه که بهرغم تذکرات شخصیتها و بزرگان نظام بعضاً قاعده بازی را بر هم زده و امید ناامید خود را در کف خیابانها جستوجو میکنند درس عبرتی فراموش نشدنی بگیرند.
ما همه شیران ولی شیر علم/ حملهمان از باد باشد دم به دم
از ابتدای انقلاب هرگاه که مسؤولان نظام به قصد آگاهسازی جامعه از توطئهها، صحنههایی از اعترافات معاندان و فتنهگران را به نمایش گذاشتهاند، عدهای که منافع شخصی و حزبی خود را در خطر میدیدند به بحث تکراری شکنجه و خصوصاً آمپولهایی که متهم را به سخن وا میدارد میپردازند و بدین شکلی سعی در القای شکنجه و... دارند.
حال اینکه حتی در صورت صحت وجود چنین ابزاری که یقیناً نمیتواند تولید داخلی باشد و این سؤال که چطور کشورهای دیگر دنیا از این تکنولوژی روز (هایتک) بینصیب ماندهاند نیز بماند، نکته اساسی این است که چگونه این آمپول سخنگو! فقط باعث به حرف آمدن تعداد اندکی از متهمان شده و ظاهراً بر عدهای دیگر هیچ نوع تأثیری نداشته است. گویا مخملیها که این روزها به بافتن دروغهای شاخدار و بیشاخ مشغول هستند باید به انواع دیگر روشهای خیالی شکنجه روی بیاورند و مستمسک قرار دادن آمپول سخنگو را که دیگر نخنما شده فراموش کنند البته بد نیست که متولیان امر نیز به رفع نقص این آمپول سخنگو بپردازند و برای روسفیدی جمعیت مخملیها نوعی از آن را اختراع کنند که برای همه جنسیتها از روباه پیر و شغال سیاه و گرگ گرسنه تا مابقی انساننماهای قلابی تأثیر یکنواخت داشته باشد!
هرچه روزها میگذرد و از زمان حوادث اخیر به سمت آینده حرکت میکنیم به تدریج حساسیتهای عمومی راجع به حوادث بعد از انتخابات رنگ میبازد اما آنچه نباید فراموش کرد این است که هنوز افکار عمومی حقایق کاملی از حلقه سیاسی، امنیتی کودتا دریافت نکردهاند و بیصبرانه منتظر واگویی تمام ابعاد پنهان موضوع هستند.
طرح اعترافات جلسه اول دادگاه شوک بزرگی را به مخملیهای خوشخیال وارد کرد و هنوز آثار انفعال بر جبهه آنان حاکم است – که کار به جایی رسیده که علناً به فحاشی و هتک حرمت افراد روی آوردهاند – اما فراموش نکنیم که هنوز چریک پیر و دیگر اذناب وی در مقابل وجدان بیدار جامعه سخنی نگفتهاند و یقیناً تشت رسوایی جریان کودتا که مدتهاست از پشت بام افتاده اینک کوس رسوایی آنان را بر هر کوچه و خیابان خواهیم شنید. یکی از عجایب روزگار هم که اصحاب و اذناب متهمان دستگیر شده به تازگی در روزینامههایشان به راه انداختهاند درج سوگنامهها و هجراننامههایی است که از زبان نزدیکان متهمان به جهت تحریک عواطف و احساسات خوانندگان منتشر میشود.
برخی از این وابستگان، چنان احساسات غلیظی به خرج میدهند که خواننده دچار سوءتفاهم میشود و گمان میبرد که داستان عاشقانه لیلی و مجنون را میخواند. اینان با تمثیلات ادبی و عاریتی تلاش دارند تا به نوعی مظلومنمایی دست زده و بدین شک بتوانند بر جریان دادگاه و مجازات آنان تأثیری ولو اندک بگذارند. آنچه در این سوگنامهها مطرح میشود: عصمت و پاکی متهمان، بیگناهی آنان، ظلم و جور حاکمیت بر آنان، لاغر شدن روزافزون، هذیانگویی آنان در دادگاه، عدم امکان ملاقات، حال ما خوب است ولی نگران بابا هستیم، یاد جبهه و مبارزهات با بعثیها به خیر و... بر همگان آشکار است که سیاستبازان دستگیر شده به مقابله با نظامی برخاستهاند که منشأ آن از متن مردم و جامعه است و این سادهدلان با شناکردن برخلاف مسیر رودخانه و نعل وارونه زدن با علم به مجازاتهای قانونی به دشمنی با نظام و مردم پرداختهاند.
نوشتن این هجراننامهها فقط میتواند سیلی بر گوش مخملیهایی باشد تا همچنان روی خویش را در محضر مردم سرخ نگاه دارند. غافل از اینکه ایستادن در مقابل رأی 40 میلیونی مردم نتیجهای جز خسران دنیا و آخرت برای آنان ندارد.