سرویس سیاست جوان آنلاین: این روزها بحث تحریمها و تأثیر آن بر اقتصاد یکی از مهمترین دلمشغولیهای جامعه ایرانی از صدر تا ذیل آن است. عدم تمدید معافیتهای تحریمی برای خرید نفت ایران و تلاش امریکا برای صفر کردن صادرات و همچنین همراهی امارات متحده عربی و عربستان در پر کردن خلأ نفتی ایران از دغدغههای جدی است که مسئولان ایرانی را برای مقابله جدی به تکاپو انداخته است. بخشی از واکنش ایران به اقدامات جدید امریکاییها مرتبط با حوزه نظامی و امنیتی است، کما اینکه تاکنون مقامات نظامی کشورمان به تشریح مواضع در این حوزه پرداختهاند. با این حال به نظر میرسد که دولت همچنان از اعمال یک رویکرد آفندی در مقابل تحریمها به دلایلی طفره میرود و از بهکارگیری امکانات موجود برای مقابله با تهدیدات امریکا در حوزه اقتصادی ناتوان است. صرف نظر از اینکه هم اکنون عمق دشمنی امریکا با ایران با خروج از برجام روشن شده، اما همچنان نگاه دولت به یک نگاه معامله با طرف امریکایی محدود مانده و به رغم برخی اقدامات برخی فرصتهای طلایی در حال از دست رفتن است.
چراتنها چین میتواند با تحریمهای امریکا مقابله کند
کشورهایی که توانمندی مقابله با اقدامات یکجانبه امریکاییها در مقابل ایران را داشته باشند، بسیار محدودند. به دلیل نقش دلار در نظام تسویه حساب جهانی کشورهای گوناگون از اقدامات تنبیهی امریکا در هراس بوده و حاضر به مقابله با تحریمهای امریکا نیستند. در این میان شاید چین یکی از معدود کشورهایی است که توان مقابله با اقدامات امریکاییها را دارد. چین بزرگترین خریدار محصولات نفتی، محصولات پتروشیمی و صادرات غیرنفتی ایران است. از سوی دیگر بازار گسترده چین توانایی جذب نفت ایران از سوی شرکتهای کوچک را داشته و امکان تسویه حساب خریدهای ایران با استفاده از یوان نیز وجود دارد. هم اکنون نقش یوان در مبادلات بینالمللی به شدت در حال رشد است و بسیاری از کشورهای دنیا در حال جایگزینی استفاده از یوان و ارزهای بینالمللی خود هستند.
پیش از ایران برخی از کشورهای دیگر دنیا نیز از بازار چین برای مقابله با تحریمهای یکجانبه غرب استفاده کردهاند. به عنوان مثال نظام روسیه پس از ماجرای کریمه و تحریمهای اروپا و امریکا علیه این کشور روابط خود را با چین توسعه داد و بزرگترین قدم در این باره قرارداد ۴۰۰ میلیارد دلاری با چین برای صدور گاز به این کشور از طریق سیبری بوده است.
قراردادی که تسویه مالی آن از طریق روبل و یوان خواهد بود. چین در سالهای اوج گیری تحریم نفتی ایران بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ نقش مهمی در خرید نفت ایران داشت. نزدیک به ۵۰ درصد نفت ایران از طریق چین خریداری میشد و بانک کنلن نقش مهمی در انتقال خرید ایران از چین داشت. با این حال به رغم این همکاری روابط ایران و چین نتوانست گسترش یابد. توجه بیش از اندازه ایران به غرب و برخی سوء تفاهمها در جریان سفر رئیس جمهور چین به ایران باعث شد تا نگاه چینیها به ایران تغییر کند. محدودتر شدن روابط بانکی با ایران و همچنین کاهش قابل توجه خرید نفت از ایران بازتابی از این مسئله در روابط بین دو کشور بود. در این میان عدم به موقع تعیین سفیر ایران و انتصاب ناگهانی همتی به عنوان رئیس بانک مرکزی در حالی که تمام مراحل برای پذیرش وی از سوی چین انجام شده بود، دست انداز دیگری در این باره بود. اگرچه سفر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی به چین به همراه وزیر خارجه و رئیس بانک مرکزی که البته حامل پیام مقامات عالی رتبه ایرانی به این کشور بود، تا حدودی در کاهش این فاصله مؤثر بود، اما در شرایط فعلی اقدامات بیشتری لازم به نظر میرسد.
یک جاده یک کمربند چیست
این روزها یکی از مهمترین اتفاقات اقتصادی که جای خالی حضور قدرتمند ایران در آن احساس میشد، دومین اجلاس راه جدید ابریشم بود که از ۵ تا ۸ اردیبهشت ماه در پکن برگزار شد.
این اجلاس در حقیقت گردهمایی سالانه برای پروژه یک جاده یک کمربند است که از آن به عنوان تنگه هرمز قرن بیست و یکم یاد میکنندو چینیها به دنبال احیای جاده ابریشم هستند. این طرح از سال ۲۰۱۳ کلید خورده، ۶۵ کشور را در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا در بر میگیرد که بالغ بر ۶۲ درصد جمعیت جهان، حدود ۳۹ درصد از مساحت زمین و ۳۰ درصد از تولید ناخالص جهان را شامل میشود. با تحقق این طرح قرار است زیرساختهای حمل و نقل و ارتباطات در آسیا، آفریقا و اروپا توسعه یابد و کالاهای ساخت چین با سرعت بالاتری به بازارهای هدف اروپایی برسند.
بنا بر آمار رسمی دولت چین، سرمایهگذاری کلی طرح رقمی برابر حدود هزار میلیارد دلار خواهد بود. بخش اعظم این سرمایه توسط حکومت چین تأمین و صرف ساخت خطوط راهآهن، بندر، اسکله، جاده، نیروگاه، مسیر فیبر نوری و مناطق ویژه اقتصادی، هم در خود کشور چین و هم در جنوب شرق آسیا، جنوب آسیا، آسیای مرکزی، روسیه، خاورمیانه، آفریقا، جنوب اروپا و اروپای شرقی خواهد شد. با تکمیل این طرح، بیش از ۶۰ کشور با سهمی عظیم از اقتصاد و جمعیت کل جهان، در مدار اقتصادی عظیمی در هم تنیده و یکپارچه خواهند شد.
حضور کمرنگ ایران در بزرگترین اجلاس اقتصادی چین
طبیعی است که روابط اقتصادی چین با سایر کشورها بر اساس جایگاه آنان در این طرح بستگی دارد. برای مثال میتوان به سرمایه گذاری ۵۰ میلیارد دلاری چین در پاکستان و توسعه بندر گوادر اشاره کرد.
ایران نیز به عنوان یکی از اصلیترین کشورهای حاضر در جاده ابریشم نقش مهمی میتواند در توسعه این مسیر داشته باشد. بسیاری از کشورهای شرق اروپا به دنبال این هستند تا از طریق ترکیه و ایران به چین و آسیای مرکزی متصل شوند.
از سوی دیگر ایران نیز میتواند پذیرای حجم وسیعی از سرمایهگذاریهای گسترده برای توسعه بزرگراهها و مسیرهای ترانزیتی باشد. در چنین شرایطی و حضور گسترده ایران در این طرح سبب میشود تا امکان تحریم و محدود کردن روابط ایران با بزرگترین شریک تجاری آن به سادگی امکانپذیر نباشد.
در نقشههای منتشر شده توسط چینیها از آینده این طرح مسیر مهمی از ایران عبور میکند، با این حال سطح شرکتکنندگان ایرانی در این اجلاس نشان میدهد که ایران همچنان از اهمیت این مسیر غافل است. در اجلاس اخیر در چین نمایندگان ۱۰۰ کشور در پکن حضور یافتند و از میان ۱۰۰ کشور یادشده ۳۷ کشور با مقامهایی در سطح روسای جمهور و نخستوزیر در اجلاس حاضر شدند. از حاضران میتوان به روسای جمهور سوییس، آذربایجان، شیلی، روسیه، اغلب کشورهای آسیای میانه، مصر و ... اشاره کرد.
در مقابل سطح حضور ایران در این اجلاس محدود به وزیر اقتصاد و دارایی و همچنین هیئتی به سرپرستی غلامعلی حدادعادل از مجمع تشخیص مصلحت نظام اشاره کرد. طبیعی است در شرایط فعلی که ادامه صادرات نفت ما به چین بستگی دارد، حضور هیئتی در سطح رئیس جمهور و عالیترین مقامات اجرایی کشور انتظاری نابهجا نیست. از سوی دیگر در این اجلاس ۲۸۳ قرارداد و تفاهمنامه به ارزش ۶۴ میلیارد دلار میان چین و کشورهای دیگر امضا شد که سهم ایران تقریباً صفر بود.
با در نظر گرفتن دستور صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص توسعه روابط با شرق به ویژه چین و ضرباتی که ایران از ناحیه تحریمهای امریکا در حال دریافت است، حضور کمرنگ در این اجلاس چیزی جز کم کاری و غفلت آشکار نمیتواند باشد.