
مسعود پولادوند
امروزه با افزایش وسایل ارتباط جمعى، دسترسى آسان به اینترنت و رواج انواع و اقسام بنگاه هاى خبرى و تبلیغى، تعامل و تقابل فرهنگى وارد مرحله تازه ا ى شده، به نحوى که مى توان گفت دیگر لشکر کشى هاى متداول قرون ۱۸ و ۱۹ میلادى که غالباً به تقابل فرهنگى منجر شده امروزه تنها با چرخش پیچ رادیو یا تلویزیون و از طریق امواج یا استفاده از فضاهاى مجازى رایانه اى، رسانه اى، تبلیغاتى، هنرى و ... با تاثیرگذارى فراتر از آن لشکرکشى ها در حال انجام است. امروزه جملات یک روزنامه یا جریده تاثیرگذار به تنهایى مى تواند اثراتى بیش از تیرهاى شلیک شده از لوله اسلحه یک سرباز را در پى داشته باشد. دیگر زمان از نیام برکشیدن تیغ براى القاى یک عقیده به دیگرى گذشته و زمان استفاده از الفاظ و تصاویر فریبنده اى فرارسیده، که مى تواند به یکباره به ابزارى تبدیل شود که مخاطب را مسحور خود ساخته و بنیان یک نظام فکرى را از ریشه برکند.با توجه به حساسیت هاى موجود در عرصه بین الملل که ناشى از وجود قطب هاى مختلف فرهنگى، سیاسى، اقتصادى و نظامى است و نیز استیلاى این قطب ها به امکانات رسانه اى، لزوم شناخت محورهاى تبلیغى دشمنان و راه هاى مقابله با آن و تقویت درونمایه فرهنگى، بیش از پیش لازم و ضرورى مى نماید، چرا که در تقابل نابرابر درمقابل هجمه هاى روانى دشمنان آثار زیانبار بسیارى متوجه خاستگاه فرهنگ خودى است و اگر در جهت حفظ و صیانت از داشته هاى خود (فرهنگ عزت مندى اسلامى و انقلابى) بر نیاییم مسلماً در دراز مدت اثرات نامطلوب این هجمه ها به پیکره نظام (به ویژه به نسل جوان و نوجوان کشور) آسیب رسانده، موجب انحراف جامعه و تسلط و استیلاى بیگانگان بر آن خواهد شد. نمونه هاى کاملاً مشهود استفاده از ابزار رسانه در انحراف افکار عمومى و تهییج جوانان را مى توان در تحولات اخیر پس از انتخابات دهم ریاست جمهورى دید.در این ارتباط براى نمونه کشور انگلستان را مى توان پیشگام تبلیغات منفى رسانه اى از طریق انتشار مفاهیم سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و بین المللى دانست. هم اکنون بنگاه سخن پراکنى BBC با شبکه هاى گوناگون ماهواره اى، رادیو و تلویزیونى وابسته به سرویس هاى جاسوسى انگلیس، در مقایسه با سایر کشورها اهداف پلید خود را از این طریق پیگیرى مى نمایند.
در اینجا براى روشن شدن فضاى رسانه اى استکبار که همواره سعى در ضربه زدن به نظام اسلامى را دارد به تبیین برخى محورهایى که اینگونه رسانه ها در جهت پیشبرد اهداف خود دنبال مى کنند به صورت تیتروار و گذرا مى پردازیم اما در اینجا یادآورى این مطلب ضرورى است که به رغم تبلیغات ۳۰ ساله دستگاه هاى سخن پراکنى استکبار همواره بحمدالله همدلى و وحدت کلمه ملت و دولتمردان و هدایت هاى هوشمندانه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبرى (مدظله العالى) نقشه هاى شوم دشمنان نظام را نقش بر آب کرده و تهدیدات و تحریم هاى آنان را به فضل الهى به فرصت ها مبدل ساخته است و از این پس نیز اینچنین خواهد شد ان شاءالله.
الف: محورهاى اجتماعى:
۱-تزلزل در دیدگاه:ایجاد حسن ناامیدى و ناتوانى در حل مسائل کشور و القاى به افکار عمومى. نسبت دادن ضعف و کاستى در بدنه نظام و ناتوان جلوه دادن دستگاه هاى مسؤول در اتخاذ راهبردهاى موثر حل معضلات.
۲-توجه به خود در مقابل توجه به جامعه (خود محورى):القاى حس خودخواهى و سرخوردگى از جامعه در جوانان و ایجاد گسست نسل ها، تقابل با ارزش ها و رواج انواع فرقه هاى خرافى و مدهاى غیر متعارف.
۳-قانون گریزى:ایجاد زمینه قانون گریزى و عدم تبعیت در برابر قوانین در جوانان.
۴-سلب مشروعیت:زیر سؤال بردن ارکان نظام در جهت ضربه زدن به کلیت جمهورى اسلامى و القاى حس عدم مشروعیت شرعى و عرفى زیر ساخت هاى آن و در نهایت ناکارآمدى جلوه دادن نظام در اداره کشور.
۵-بى بند و بارى:تبلیغ و ترویج بى بندوبارى به عنوان مد و ایجاد نشاط در میان جوانان و از مقابله با آن تعبیر به مخالفت نظام با آزادى جوانان کردن در جهت فریب افکار عمومى.
۶-کوتاه نظرى در مقابل آینده نگرى:ایجاد زمینه دلمشغولى و کوتاه نظرى در میان مردم و مسؤولان در جهت غفلت آنان از فرصت ها و انحراف آنان از حرکت در مسیر پیشرفت.
۷-ناامیدى و سرخوردگى:از بین بردن حس سرزندگى و شادابى در جوانان و تلقین آینده تاریک و مبهم به آنان در جهت افزایش آسیب پذیرى آنان در مقابل تغییر و تحولات زندگى امروزى.
۸-پوچى و اضمحلال:ایجاد خلاء هاى ذهنى و دور کردن مردم به ویژه جوانان از دین به عنوان تنها گزینه پویایى و تکامل و القاى حس پوچى و اضمحلال درآنان.
ب: محورهاى فرهنگى
۱-سرقت فرهنگى :منتسب نمودن مشاهیر و بزرگان فرهنگى - ادبى ایران به سایر کشورها و برگزارى جشنواره ها و همایش هاى مرتبط در کشورهاى دیگر و سعى در تهى نشان دادن فرهنگ ایرانى از افتخارات خود (مولانا - ابن سینا - رودکى و ...)
۲-تحریف فرهنگى:جعل سند و استنادات فرهنگى در جهت حذف نام ایران از افتخارات ملى و باستانى و انتساب آن به دیگرى و تلاش در جهت استفاده از سازمان هاى بین المللى به منظور صحه گذاردن بر این موضوع.
۳-تهمت و افتراى فرهنگى:انتساب تجاوزات، تعدیات و... تاریخ گذشته یا حال جهان و منطقه به ایران در جهت تخریب چهره ایران.
۴-تضعیف فرهنگى:کم یابى ارزش جلوه دادن سوابق درخشان تاریخى، فرهنگ و تمدن ایرانى در مقایسه با سایر فرهنگ ها و تمدن هاى جهانى.
۵-غلو فرهنگى:بزرگنمایى و غلو در برخى کاستى ها و معضلات فرهنگى کشور و تعمیم آن به اصل نظام در جهت تخریب چهره نظام در افکار عمومى جامعه.
۶-القاى فرهنگى :تلقین برخى شاخص هاى مورد نظر خود به عنوان شاخص هاى برتر فرهنگ و تمدن ایرانى به مخاطبین در تبلیغات رسانه اى و ایجاد زمینه پذیرش آن در جامعه هدف.
ج: محورهاى سیاسى:
۱-تخریب چهره سیاسى کشور:تخریب چهره سیاسى جمهورى اسلامى ایران در نزد افکار عمومى جهان با تبلیغ حمایت ایران از تروریسم، تمرد از قوانین بین المللى، زیاده خواهى، نگاه خصمانه به همسایگان، دخالت در امور داخلى کشورها، کمک به گروه هاى معارض با دولت هاى منطقه، برترى جویى ایران نسبت به همسایگان و نظایر آن.
۲-چالش مشروعیت:ناکارآمد جلوه دادن عنصر دین و دین مدارى در اداره حکومت هاى سیاسى و تبلیغ عامل عقب ماندگى یا پس رفت جلوه دادن دین و تبلیغ لزوم عدم دخالت دین در سیاست به عنوان یک اصل مترقى.
۳-دامن زدن به اختلافات داخلى:ایجاد تنش و اختلاف در میان گروه هاى سیاسى، دامن زدن به اختلافات سلیقه اى و متعارف گروه هاى هم سنخ سیاسى و تبلیغ آن به عنوان اختلافات ریشه اى و اساسى و در مقابل یکدیگر قراردادن گروه هاى سیاسى همسو در جهت تخریب یکدیگر.
۴-تقویت تعصبات قومى و منطقه اى:برجسته سازى و متمایز جلوه دادن فرهنگ هاى فولکلور و منطقه اى به منظور ایجاد تعصبات قومى در مقابل فرهنگ ملى - اسلامى و القاى حس برترى جویى قومى و منطقه اى در مقابل قومیت هاى دیگر و تهدید وحدت و اقتدار ملى.