
با نگاه به روایات در مى یابیم كه مرجع، آن كسى است كه در زمان غیبت كبرى حافظ دین است. دین یك مجموعه گسترده و بسیار وسیع است و فقط در عبادات و تمییز حلال و حرام محدود نمى شود. مرجعیت عنوان بزرگى است كه حفاظت از دین الهى را بر عهده دارد. مراجع تقلید در طول زندگى پربار خویش هیچ گاه از وظیفه خطیرشان كه حفاظت از دین الهى است، غافل نبوده و نیستند.
آیا در عصر غیبت یك جوان مى تواند خود بدون پیروى از یك مرجع تقلید آگاه، حق را از باطل تشخیص دهد؟
نه، این امكان وجود ندارد. هیچ فرد عادى نمى تواند ادعا كند كه پس از ائمه و در زمان غیبت توان شناخت حقیقت دین و احكام الهى را دارد. در فضاى جامعه امروز بهتر مى توان این معنا را درك كرد.
چگونه مى توان در فضاى جامعه امروز به اهمیت وجود مرجع تقلید پى برد؟
به عنوان نمونه اگر بخواهم تنها به یك مورد اشاره كنم مى توان گفت كه متاسفانه امروز صدها فرقه ضاله هر روز ایجاد مى شود و مردم را در بر مى گیرد؛ ضرورت آگاهى یافتن از حقیقت این فرقه ها و هدایت جامعه از سوى مراجع تقلید كه حافظان دین الهى هستند، در این قضیه بیشتر احساس مى شود. از شما مى پرسم چه كسى مى تواند در مقابل این اباطیل و خرافات و فسادهاى اعتقادى، دین را مصون نگه دارد؟ مراجع تقلید تنها كسانى هستند كه مى توانند در این فضاى آلوده، حق را از باطل تشخیص دهند. كسانى كه از این حوزه خود را دور كرده اند و از مرجع تقلیدى پیروى نمى كنند، براحتى گرفتار گمراهان مى شوند.
چرا تعدادى از جوانان ما هنوز به لزوم داشتن مرجع تقلید پى نبرده اند؟
شاید لزوم داشتن مرجع تقلید براى یك مسلمان یا كسى كه به تازگى به سن تكلیف رسیده است و باید در فروع دین و احكام فقهى از یك مرجع تقلید و مجتهد جامع الشرایط كه توضیح المسائل یا رساله عملیه دارد، پیروى كند به خوبى در جامعه تبیین نشده است.
بحث ما دقیقاً بر سر چرایى این عدم تبیین است...
در فضاى عمومى جامعه ما بحث مراجعه به مراجع تقلید و داشتن یك مرجع مشخص در اوایل سن تكلیف بحث غریبى است و هنوز این بحث امرى نسبتاً خصوصى و شخصى در بین خانواده هاى مذهبى تلقى مى شود. این در حالى است كه آمار جوانانى كه با توجه و معرفت به سراغ انتخاب مرجع تقلید مى روند و با بررسى ها و مشورت هایى با علما و افراد آگاه براى حل مسائل فقهى مربوط به خود، مرجع تقلید تعیین مى كنندق€ڈق€ڈق€ڈق€ڈق€ڈق€ژق€ژ بسیار قابل توجه است.
بیشتر جوانانى كه به شما براى بحث انتخاب مرجع تقلید مراجعه مى كنند از چه گروهى هستند؟
نمى توان گفت تنها از یك طیف خاص به طرح این مساله پر اهمیتى است.
آیا توجه به احكام در میان جوانان طرفدار دارد ؟
جوانانى كه در خانواده هاى مذهبى زندگى مى كنند، بیشتر به مساله احكام رغبت نشان مى دهند و اساساً هم توجه به مساله احكام چون تامین كننده نیاز فطرى انسان به عبودیت است، در میان جوانان طرفدار بسیارى دارد. به رغم اینكه خیلى ها ممكن است در مورد جوانان تصور دیگرى داشته باشند.
چرا نسبت به جوانان این تصور وجود دارد كه آنها به بحث مرجع تقلید و رعایت احكام دینى توجهى نمى كنند؟
این مساله یك تصور عمومى در جامعه ماست. طرفداران این تصور بر اساس ظواهر اشخاص درباره میزان تدین آنها قضاوت مى كنند. در صورتى كه من با تجربه طولانى كه در این سال ها دارم به این مساله رسیده ام كه به هیچ وجه نمى شود از روى ظاهر افراد قضاوت كرد و میزان دیندارى و تقید به مسائل دینى را در آنها تشخیص داد.
شما خود جزو كدام گروه هستید؟
قضاوت من در مورد جوانان حتى در بدترین وضعیت قضاوت خوبى است و من نمى توانم نسبت به جوانان به سادگى بدبین شوم، چرا كه نورانیت و صفاى باطن جوانان را به سادگى مى شود لمس كرد و تجربه به من نشان داده است بسیارى از جوانان به رغم برخى رفتارها و ظاهر خود، ایمان قوى و علاقه خوبى به دین دارند.
آیا برخوردى با این گونه جوانان داشته اید؟
من یكى از جوانان را مى شناسم كه به شدت مقید است و این مقید بودن نه تنها در انتخاب مرجع تقلید بلكه در خصوص پرداخت خمس هم هست. تقید این جوان كه هم اكنون شاغل است و هنوز ازدواج نكرده براى من خیلى جالب است. در حالى كه موهاى بلندى هم دارد و شاید از این جهت تعجب افراد دیگر را برانگیزد. او بیشتر وقت خود را در كنار كار به ورزش اختصاص داده است و وقتى من تقید او را به یك سرى از مسائل شرعى مى بینم لذت مى برم و هیچ وقت این اجازه را به خود نمى دهم درباره این جوان قضاوت منفى داشته باشم.
جوانان چه سؤالاتى در زمینه انتخاب مرجع تقلید از شما مى پرسند؟
معمولاً اسم برخى از مراجع را مى برند و مى گویند مى شود ما از این مرجع پیروى كنیم یا نه ؟ من هم پاسخى كه مى دانم به آنها مى دهم و معمولاً هدفم هم دخالت در انتخاب جوانان نیست. گاهى هم از خود من سؤال مى پرسند كه خودتان چه كسى را اعلم مى دانید و یا خودتان از چه كسى تقلید مى كنید.
چه مسائلى در انتخاب مرجع تقلید بیشتر
مد نظر جوانان است؟آیا آنها به اینكه كدام مرجع در برخى احكام سهل گیر تر است توجه مى كنند؟
گاهى اوقات من با این گونه سؤالات مواجه مى شوم، ولى محیطى كه من بیشتر حضور دارم معمولاً محیط دانشجویى است و كمتر دیده ام كه دانشجویى با این دلیل مرجع تقلید انتخاب كند كه در یك مساله احكام سهل گیرتر یا سخت گیرتر باشد. ابعاد معنوى و برخى از ویژگى هاى اخلاقى و معرفتى كه در مراجع وجود دارد، مورد توجه جوانان است.
چرا جامعه، بحث مرجع تقلید را در زمان سن تكلیف طرح نمى كند؟
وزارت آموزش و پرورش در این زمینه اقدامات خوبى انجام داده است و آموزش هاى مقدماتى مناسبى ارائه مى دهد و خانواده ها هم فعالیت مناسبى در این زمینه براى فرزندان خود دارند. جوانانى كه اهل مسجد و فعالیت هاى مذهبى هستند در این زمینه راهنمایى خوبى دریافت مى كنند. اما فضاى افكار عمومى از سوى بخش هاى دیگرى چون رسانه ها در زمینه مرجع تقلید باید تغذیه شود كه متاسفانه در این خصوص از سوى رسانه ها سكوتى جدى احساس مى شود.
حال با این وضعیت چه باید كرد، یا بهتر بگویم راه حل چیست؟
انتخاب مرجع تقلید مساله اى حیاتى است اما خیلى كم به آن توجه شده است. من كه تا به حال ندیده ام، در حالى كه زیبایى هاى فوق العاده اى دارد. در این زمینه، هم آموزش و پرورش جا دارد بهتر عمل كند و هم رسانه ها باید شروع به كار كنند. رسانه مى تواند در خلال بسیارى از برنامه هاى مربوط به نوجوانان به ویژه برنامه هاى سرگرم كننده مثل سریال ها وفیلم هاى سینمایى به این موضوع بیشتر توجه كند.
مطالعه رساله هاى عملیه بیشتر در بین كدام گروه از جوانان مورد توجه است؟
من اگر بخواهم بگویم بیشترین جوانانى كه به رساله عملیه مراجعه مى كردند و دقت در انتخاب مرجع تقلید داشتند چه جوانانى بودند، دفاع مقدس در ذهنم مى آید. یكى از ویژگى هاى رزمندگان توجه بسیار زیاد به این مساله بود و یكى از كتاب هایى كه در جبهه ها بسیار مورد مطالعه قرار مى گرفت رساله عملیه بود و این در مقام بیان خاطرات دفاع مقدس هم گاهى مورد غفلت قرار مى گیرد و همه به نماز شب ها و وصیت نامه هاى رزمندگان مى پردازند، به شهادت طلبى ها و شهامت ها آنها مى پردازند اما به این بعد تعبدى كه در وجود بچه اى رزمنده شكل مى یافت و رشد
پیدا مى كرد، امروز كمتر پرداخته مى شود.
خاطره اى از جوانان رزمنده اى كه به بحث مرجع تقلید توجه ویژه داشتند را براى خوانندگان صفحه جوانى تعریف كنید؟
به خاطر دارم یكى از شهدا را كه به پدر خود وصیت كرده بود كه اگر شهید شد از اموال خود براى برنامه تشییع و كفن و دفن او استفاده نكند، چون پدرش خمس نمى داد. از پدرش خواسته بود از امام جماعت مسجد مبلغى را قرض بگیرد و كارهاى كفن و دفن او را با آن پول قرضى انجام بدهد و بعد حساب سالانه خود را كه انجام داد، پول امام جماعت را به او برگرداند. شهداى ما بسیار زیبا به این موضوع توجه مى كردند و رساله عملیه براى آنها بسیار اهمیت داشت. این مساله جاى تامل دارد و روى این سوژه ها مى شود خوب كار كرد.
چرا درباره بحث مرجعیت و توجه جوانان
به داشتن مرجع تقلید اینقدر غفلت شده است ؟
برنامه هاى دینى و مذهبى در جامعه ما زیاد سامان یافته نیست. بخشى از فعالیت هاى تبلیغات دینى كه جاذبه بیشترى دارند بیشتر مورد توجه قرار مى گیرند و اداره كننده خاصى به صورت متمركز و به صورت هوشمند براى برنامه ریزى و براى تبلیغات دینى در جامعه ما وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد به صورت هوشمند در خصوص قضیه مرجع تقلید عمل نكرده است. آن اتاق فكرى كه باید تبلیغات دینى را در جامعه هدایت كند، هنوز به خوبى شكل نگرفته و یا به خوبى عمل نكرده است.
چه باید بكنیم كه جوانان ما به فكرتوجه و تعیین مرجع تقلید براى احكام فقهى خود بیفتند؟
باید از رسانه هاى عمومى بیشتر استفاده كرد و آموزش و پرورش باید فعالیت خود را در این زمینه بیشتر كند. برخى از فعالیت هاى فرهنگى هم در این زمینه باید بیشتر ساماندهى شوند. هم اكنون جشن تكلیف در مدارس، برنامه فرهنگى مناسبى هست كه مى تواند به رواج بیشتر توجه به مباحث فقهى و مراجعه به مرجع تقلید منجر شود. ولى این مساله را نباید به مدرسه محدود كرد. مى توان برنامه هایى در محلات و فرهنگسراها و مساجد به صورت گسترده اجرا كرد تا توجه جوانان را به این مساله حیاتى بیشتر جلب كرد. برنامه هاى شادى در این زمینه مى شود طراحى كرد. رسانه ها مى توانند براى اینكه این مساله در جامعه به صورت فراگیر طرح شود، برنامه هاى
مناسبى تهیه كنند.
لزوم توجه به این قضیه چگونه باید براى جوانان طرح شود؟
اگر ما معتقدیم جوانان یك فطرت الهى دارند كه این فطرت در اوج طراوت و شفافیت پیام هاى خداوند را در مساله عبودیت خیلى خوب جذب مى كند، نباید تصور كنیم كه نمى شود با جوانان غیر مذهبى در این زمینه كار كرد. اتفاقاً من تجربه كرده ام طرح این قضیه با جوانان غیر مذهبى خیلى راحت تر است.
راز این قضیه چیست؟
راز آن در تعریف درست دین است و مفهوم عبودیت را اگر درست بیان كردیم، آن زمان مى توانیم عبادت را براحتى تعریف كنیم. در این زمان خواهیم دید كه جوانان به چه سادگى به این مباحث عشق مى ورزند. لازمه عبادت تكلیف مى شود و لازمه تكلیف بحث مرجع تقلید. از تبیین مفهوم عبودیت و داشتن خداوند و پرستش و عبد بودن براى خدا كه شروع كنیم، كم كم این مفهوم جاى خود را باز مى كند و فطرت خفته بیدا مى شود. مى توان از عبادت به عنوان مهم ترین تجلیگاه عبودیت حرف زد. وقتى زیبایى عبادت آشكار شد مساله احكام شرعى و مراجعه به فقها به راحتى مطرح مى شود.