نگاهی به عملکرد شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان میدهد این شورا در مورد دو جنگ متفاوت یعنی جنگ ایران و عراق و اشغال کویت تا چه اندازه بر اساس استانداردهای دوگانه عمل کرده است. جنگ ایران و عراق و نبرد هشت ساله دو ارتش بزرگ خاورمیانه صرفنظر از انگیزهها و اختلافات دو طرف که قدمت آن به صدها سال پیش برمیگشت، سوژه جالب و منحصربهفردی از نقش آفرینی قدرتهای بزرگ جهانی و منطقهای است؛ بازی جدیدی که به دلیل انقلاب اسلامی ایران از هیچ کدام از الگوهای آن زمان جنگ سرد پیروی نمیکرد و گاه نمونه جدیدی از بازیهای جهانی برای بررسی اساتید فن در حوزه روابط بینالملل را فراهم میکرد. شاید نمونه منحصر به فرد چنین رفتاری را میتوان در واکنش شورای امنیت سازمان ملل متحد نسبت به این نبرد و قطعنامههای صادر شده از آن دانست. اگر در شورای امنیت، معدلی از نظرات قدرتهای بزرگ جهانی نسبت به تجاوز رژیم بعثی نسبت به ایران در نظر بگیریم و آن را با رفتار این نهاد بینالمللی در حمله به عراق مقایسه کنیم، به نتیجه جالب توجهی میرسیم.
نگاهی کلی به عملکرد شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان میدهد این نهاد درخصوص جنگ تحمیلی دولت بعثی عراق علیه ایران نزدیک به ۱۸ قطعنامه صادر کرد. ۱۱ قطعنامه در طول جنگ ایران و عراق و هفت قطعنامه پس از آن در خصوص اجرای قطعنامه ۵۹۸ و تمدید مأموریت استقرار نیروهای یونیماگ در مرزهای ایران و عراق را شامل میشود.
سابقه مداخله شورای امنیت سازمان ملل متحد به دوران حکومت پهلوی دوم و پس از درگیری نیروهای ایران و عراق در مرزهای خوزستان باز میگردد. در آن زمان شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ۳۴۸ در میسال ۱۹۷۵ خواستار حل و فصل صلح آمیز اختلافات دو طرف شده بود.
پس از آغاز جنگ ایران و عراق شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از چندین روز سکوت اقدام به صدور بیانیهای در ۲۳ سپتامبر سال ۱۹۸۰ کرد. این بیانیه به درخواست دبیر کل سازمان ملل متحد صادر شد و از طرفین میخواست تا اختلافات خود را به صورت صلحآمیز حل و فصل کنند.
این در حالی بود که شرایط جنگی بین ایران و عراق کاملاً شرایط صدور یک قطعنامه الزام آور برای حل مشکلات ایران و عراق را داشت. پس از بیتوجهی دولت عراق به این بیانیه شورای امنیت سازمان ملل متحد در قطعنامه ۴۹۷ خود در پنجم مهر ماه خواستار توقف درگیری بین ایران و عراق شد.
این قطعنامه حتی از اطلاق جنگ به وضعیت ایران و عراق خودداری کرد و سخنی از سرزمینهای اشغال شده ایران از سوی نیروهای نظامی عراق نیز به میان نیاورد. یکی از دلایل مهم عدم واکنش شورای امنیت سازمان ملل متحد نسبت به شرایط حاصل شده جوی بود که به دلیل تصرف لانه جاسوسی امریکا علیه ایران پدید آمده بود. شورای امنیت سازمان ملل در این ماجرا تا یک قدمی تصویب قطعنامه تحریمی علیه ایران پیش رفت که تنها وتوی اتحاد جماهیر شوروی سابق باعث توقف آن شد، از همین رو قدرتهای بینالمللی دلیلی برای توقف عراق علیه ایران نداشتند. این قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل حتی با تشکر و تقدیر عراق نیز روبه رو شد و از سوی دیگر به دلیل عدم اشاره به تجاوزات صورت گرفته علیه ایران مورد پذیرش دولت جمهوری اسلامی ایران صورت نگرفت. پس از این قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد عملاً در واکنش به پیشرویهای ایران در جبهههای جنگ واکنش نشان داده و اقدام به صدور قطعنامه میکرد، به عنوان مثال پس از خیزش نیروهای ایران علیه مواضع عراقیها و عقب راندن کامل آنان از مناطق جنوبی ایران و آزادسازی خرمشهر، شورای امنیت سازمان ملل طی بیانیهای خواستار پایان جنگ شد. این در حالی بود که ایران پس از آزادسازی خرمشهر به دنبال حرکت به سمت بصره و تصرف این شهر راهبردی بود.
فلش حرکت نیروهای نظامی ایران نیز در عملیات رمضان مؤید این نکته بود. در قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد که در تاریخ ۲۳ ژوئیه سال ۱۹۸۲ صادر شد، برای اولین بار این شورا از دو طرف خواست ضمن عقب نشینی به سمت مرزهای بینالمللی استقرار نیروهای پاسدار صلح را بپذیرند.
با این وجود به دلیل منطق ایران در تنبیه متجاوز و آزادسازی برخی مناطق باقیمانده از سوی عراق این قطعنامه مورد پذیرش سازمان ملل متحد قرار نگرفت. در حقیقت این قطعنامه با تحرکات کشورهای عربی از جمله کویت و عربستان به دنبال خارج کردن عراق از باتلاقی بود که به دلیل عملیات نظامی دچار آن شده بود.
تکرار مکررات
قطعنامههای بعدی شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز عملاً چیزی جز تکرار همان رویکرد سابق شورای امنیت سازمان ملل یعنی در نظر نگرفتن حقوق اساسی ایران نبودند.
قطعنامه ۵۲۰ شورای امنیت تنها خواستار توقف جنگ و قطعنامه ۵۴۰ شورای امنیت سازمان ملل خواستار متوقف شدن جنگ شهرها شده بود، البته این قطعنامهها تاثیری بر حملات نیروهای عراقی نداشت و حملات مداوم موشکی به شهرهای ایران به خصوص دزفول ادامه یافت.
پس از این با کشیده شدن درگیریها به تنگه هرمز و خلیج فارس به دلیل حملات مداوم هواپیماهای عراقی به نفتکشهای ایرانی و واکنش نیروهای مسلح ایران و با شکایت کشورهای عربی قطعنامه ۵۵۲ صادر شد که خواستار عدم کشیده شدن جنگ به شاهراههای اصلی بینالمللی در خلیج فارس میشد.
قطعنامه ۵۸۲ شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز با تکرار همان الگوی قبلی در پی عملیات والفجر ۸ و تصرف فاو حاصل شد. ایران با دسترسی به این منطقه حساس ضمن قطع ارتباط دریایی عراق عملاً میتوانست کشور کویت که همکاری نزدیکی با عراق داشت را مورد هدف قرار دهد. در قطعنامه ۵۸۸ نیز بر رعایت قطعنامههای قبلی تأکید شد.
قطعنامهای که حاصل عملیات کربلای ۵ بود
قطعنامه ۵۹۸ شاید اولین قطعنامه جدی شورای امنیت سازمان ملل متحد در خصوص جنگ بود. دلیل اصلی آن نیز حمله ایران به مواضع و استحکامات عراق در جنوب بصره و نزدیک شدن آن به این شهر راهبردی در زمستان سال ۶۵ با عملیات کربلای ۵ بود. در این قطعنامه برای اولین بار واژه جنگ در خصوص نبرد ایران و عراق به کار رفته و از طرفین خواسته شده است تا استقرار نیروهای حافظ صلح در مرزهای دو طرف را بپذیرند.
همچنین در این قطعنامه از دبیر شورای امنیت سازمان ملل متحد خواسته شده تا با تشکیل هیئتی آغاز کننده تجاوزگر را شناسایی کند.
این قطعنامه اگرچه تمام منویات ایران را در برنمیگرفت، اما مبنایی مناسب برای تأمین برخی خواستههای ایران بود که در طول جنگ با عملیاتهای مختلف به دنبال آن بود.
شورای امنیت سازمان ملل متحد دو قطعنامه ۶۱۲ و ۶۲۰ را در محکومیت به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط طرف عراقی صادر کرد که متضمن هیچ اقدام عملی علیه استفاده کنندگان از این سلاح نبود.
مشت نمونه خروار
نگاهی به عملکرد شورای امنیت در کل جنگ تحمیلی نشان میدهد این شورا در ماجرای جنگ تحمیلی تنها با پیروزیهای ایران عقبنشینی کرده است.
این رفتار شورای امنیت تنها نمونهای از خروار است. در موضوع هستهای نیز تنها زمانی این شورا حاضر به برداشته شدن تحریمهای یکجانبه علیه کشورمان شد که کشورهای صاحب نفوذ به دلیل پیشرفت غنیسازی در مقابل درخواستها عقبنشینی کردهاند.