موضوعی که در موفقیت سعید ملایی و کسب مدال طلای جودوی قهرمانی جهان باید مورد توجه قرار گیرد، توجه به برنامههای زیرساختی و زیربنایی در جودو است. در حالی در سال ۲۰۰۳ آرش میراسماعیلی به مدال طلای جهان رسید که ۱۵ سال طول کشید تا این موفقیت تکرار شود. به همین خاطر باید جودوی کشورمان به سمتی برود که دیگر به دنبال تکرار تاریخ نباشیم که دوباره صبر کنیم تا بیش از یک دهه بگذرد تا جودوکاران ایرانی صاحب مدال طلای جهان شوند. در همین راستا باید توجه به زیرساختها در اولویت قرار گیرد و مانند گذشته جودوکارانی که پله به پله بالا آمدهاند به امان خود رها نشوند، اتفاقی که در مورد نسلی که جودوکارانی مانند بریمانلو که در رقابتهای قهرمانی جهان برنز گرفت، رخ داد. این نسل با وجود درخشش در جودوی نوجوانان آسیا و جوانان جهان در ادامه رها شدند و فقط بریمانلو از آن نسل توانست بالا بیاید، در حالی که حمایت از آنها میتوانست آینده جودو را تضمین کند. با توجه به این مسئله، فدراسیون جودو باید با تنظیم برنامههای بلندمدت و توجه به ردههای پایه، استعدادیابی را در اولویت قرار دهد. البته در حال حاضر بخش کمیته استعدادیابی فعال است، اما برنامه بلندمدتی برای موضوع استعدادیابی در فدراسیون دیده نمیشود و برنامههای این کمیته به برگزاری مسابقات چند روزه و دور هم جمع شدن کوتاهمدت ورزشکاران سراسر کشور خلاصه میشود. ما دچار یک برنامه فرسایشی شدهایم که نمیتواند چشمانداز روشنی داشته باشد. این در حالی است که در موضوع استعدادیابی پس از شناسایی ورزشکاران مستعد در جودو، باید با ارائه برنامههای طولانیمدت، این ورزشکاران حمایت شوند و زیر نظر باشند تا بتوانیم برای آینده ورزش جودو پشتوانهسازی کنیم. توجه به فعالیتهای زیرساختی در کنار استراتژی مدالآوری سبب میشود دیگر منتظر نباشیم که ۱۵ سال بگذرد و یک سعید ملایی بیاید و طلسمشکنی کند.