دوم شهريورماه مصادف با سالروز شهادت سيدعلي اندرزگو است. مهدي جهاندار قطعه شعري را درباره اين شهيد انقلاب سروده است:
سلاحش را زمين نگذاشت، تا جان داشت ايمان داشت
نه چون شيخ رياكاري كه تا نان داشت ايمان داشت
لفي خُسرند انسانها، لفي شكند انسانها
اگر برخاست از جا، درد انسان داشت، ايمان داشت
به دست هيچ شاهي بوسه را جايز نميدانست
ولي پابوسي شاه خراسان داشت ايمان داشت
كه تا نام علياكبر ميآمد گريهها ميكرد
ارادتها به سالار شهيدان داشت، ايمان داشت
اگر خاموش ميشد، اهل بيتي بود، صابر بود
اگر فرياد ميزد، حكم قرآن داشت، ايمان داشت
چه دوراني كه كاخ ظلم را مستأصل خود كرد
چه جولاني كه با كولاك و طوفان داشت، ايمان داشت
اگر ديوانگي ايمان به معشوق است حرفي نيست
از اين ديوانه بازيها فراوان داشت ايمان داشت
چه قلب مطمئني داشت در اين راه ِ بيبرگشت
كه پايانش اگر اعدام و زندان داشت، ايمان داشت
شهيد اندرزگو آري، نه چون شيخان بازاري
اگر اندرز هم ميگفت وجدان داشت، ايمان داشت
از اين سيدعليها كم نداريم اي مسلمانان
فقط بايد دو تا چشم مسلمان داشت، ايمان داشت
دلا اندرز بس كن عشق چندان كار سختي نيست
فقط بايست ايمان داشت، ايمان داشت، ايمان داشت