توجه به نوجوانان و جوانان در ورزش یک مقوله تعریف شده در جهان است. تمام کشورهای صاحب عنوان در ورزش دنیا با کار پایهای و توجه به ردههای سنی به موفقیتهای امروز دست پیدا کردهاند.
این نکته مربوط به برههای خاص از زمان هم نمیشود، این توجه همیشگی و در همه ابعاد است. امکانات، تجهیزات، مسائل فنی و پیگیری امور مربوط به تیمها درست همانطور که برای ردههای بزرگسال انجام میشود برای ردههای پایه نیز در نظر گرفته میشود. به همین دلیل است که موفقیت برای این کشورها دائمی و همیشگی میشود، نه مقطعی و گذرا.
شنیدن انتقادهای سرمربی تیم ملی فوتبال نوجوانان، آن هم به سبب پوشاک بیکیفیت و بدی که در اختیار شاگردانش قرار میگیرد، از عدم توجه مسئولان فدراسیون فوتبال به تیمی حکایت دارد که نتایج فوقالعادهای در جام جهانی به دست آورد و حالا در آستانه حضور در مسابقات قهرمانی آسیاست.
حکایت فقط فدراسیون فوتبال و تیم ملی نوجوانان نیست، این ایرادی است که به کل ورزش وارد است و نگاهی متفاوت را به لحاظ مدیریتی میطلبد. نگاهی رو به جلو و آینده با رسیدگی به وضعیت ردههای سنی در رشتههای مختلف، درست مانند همان رسیدگی و توجهی که به تیمهای ملی بزرگسالان میشود. البته پیش از این هم، هرچند کم و انگشتشمار، اما از این نوع نگاهها به مقوله ردههای سنی داشتهایم و ثمره آن را هم دیدهایم. کار زیربنایی و بنیادی که در والیبال سالها پیش اتفاق افتاد و یک مربی سازنده را به جای تیم ملی بزرگسالان در ردههای سنی به کار گرفتیم، امروز ثمرهاش این شد که والیبال ایران جزو برترینهای دنیاست.
این توجه و ریزبینی چیزی نیست که با شعار و حرف به مرحله عمل برسد. امروز باید تأسف خورد به حال فدراسیونی که حاضر است برای تیم ملی بزرگسالان هزینههایی سرسامآور کند، اما وقتی پای جوانان و نوجوانان به میان میآید ناگهان به یاد اقتصاد مقاومتی و تولید داخلی میافتد! بدتر آنکه در همین راستا به سراغ تولیدات داخلی با کیفیتهای خوب و در سطح جهانی هم نمیرود و به پایینترین سطح اکتفا میکند.
مشکل پوشاک را میتوان به مسائل دیگری نیز تعمیم داد. تیمی که به لحاظ پوشاک با مشکل روبهرو باشد، قطعاً از جهت برگزاری اردو، بازیهای تدارکاتی، امکانات نرمافزاری و سختافزاری و در مجموع در دیگر رسیدگیها نیز دچار مشکل است، مشکلاتی که فقط و فقط به دلیل نگاه تبعیضآمیز حاکم بر ورزش به وجود میآید، نگاهی که صرفاً معطوف به تیمهای بزرگسالان است و نتایج مقطعی را میپسندد و کاری به امور پایهای، پرورش استعدادها و رسیدگی به ردههای سنی ندارد.
وجود چنین نگاهی در رأس مدیریت ورزش قطعاً ثمرهای جز شکست نخواهد داشت. دارندگان این طرز تفکر تنها به کسب پیروزی در زمان مدیریت خود برای پر کردن رزومه و درخشان نشان دادن دوران مدیریتیشان میاندیشند. بنابراین تعجبی ندارد که تمام امکانات و توجهات را معطوف به تیمهای بزرگسالان کنند و کوچکترین توجهی به ردههای سنی نداشته باشند. مشکل لباس تیم ملی فوتبال نوجوانان بدیهیترین مشکل ردههای سنی ورزش کشور است، اما وقتی قرار نیست توجهی به پایهها و آیندهسازان ورزش کشور شود، این مشکل ساده نیز در کنار معضلات و مشکلات بزرگ قرار میگیرد و تنها ناامیدی و یأس را برای فردای ورزش و آنهایی که میخواهند آن را روشن سازند به ارمغان میآورد.