کد خبر: 917852
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۹۷ - ۰۰:۱۷
مردی که دو سال قبل مقابل بیمارستانی در غرب پایتخت دوست صمیمی‌اش را با شلیک گلوله به قتل رساند، در جلسه دادگاه جرمش را انکار کرد.
به گزارش خبرنگار ما، بیست و دوم آذر‌سال ۹۵، مأموران کلانتری‌۱۳۴ شهرک‌غرب از قتل مرد جوانی روبه‌روی بیمارستان عرفان شهرک غرب باخبر و راهی محل شدند. شواهد نشان می‌داد مرد جوان در حال پنچرگیری خودروی رانای خود بر اثر شلیک گلوله به قتل رسیده است.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات در این زمینه آغاز شد تا اینکه با رصد دوربین‌های مداربسته بیمارستان، پلیس دریافت عامل قتل مرد جوانی است که با زدن ماسک به صورت و کلاه به سر، مقتول را با شلیک گلوله به قتل رسانده است. بعد از تشخیص هویت، اولیای‌دم در تحقیقات به مأموران گفتند پسرشان - نادر ۳۴‌ساله - با همسر ۳۰‌ساله‌اش به نام مهتاب اختلاف داشته است به همین دلیل احتمال دارد او از ماجرای قتل خبر داشته باشد. بنابراین همسر مقتول تحت بازجویی قرار گرفت و در توضیح به مأموران گفت: «من و شوهرم با هم اختلاف داشتیم و بعد از سال‌ها زندگی از هم جدا شدیم، اما بعد از چند ماه دوباره به زندگی برگشتیم و صاحب فرزند شدیم. در مدتی که از نادر جدا بودم آرمان با من تماس می‌گرفت و با هم رابطه داشتیم.» او در خصوص آشنایی با آرمان گفت: «من و شوهرم در فضای مجازی با آرمان آشنا شدیم و با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. آرمان وقتی ماجرای جدایی من و نادر را فهمید ابراز علاقه کرد، اما بعد از اینکه به زندگی برگشتم رابطه‌ام را با او قطع کردم تا اینکه روزی به من پیامک داد. آن روز پیامک آرمان را به نادر نشان دادم و شوهرم با دیدن آن گفت: تو دخالت نکن من خودم با آرمان صحبت می‌کنم. باور کنید از قتل و اینکه چه کسی شوهرم را به قتل رسانده است اطلاعی ندارم.»

بازداشت اولین متهم
بعد از بررسی مکالمات تلفن همراه مقتول، مأموران به مرد جوانی به نام کامبیز مظنون شدند که شماره او در محل و زمان حادثه آنتن‌دهی داشت به این ترتیب کامبیز ۴۵‌ساله شناسایی و دستگیر شد. او در بازجویی‌ها به قتل نادر با همدستی آرمان اعتراف کرد و گفت: «من و آرمان سال‌ها قبل با هم دوست بودیم. روزی آرمان مرا اغفال کرد و گفت: زن و شوهری وارد زندگی پدرش شده‌اند. آن مرد، پدر او را معتاد کرد‌ه و باعث جدایی پدر و مادرش شده است به همین دلیل می‌خواهد آن مرد جوان را ادب کند.» متهم در ادامه گفت: «روز حادثه من و آرمان قرار بود به استخر برویم به همین خاطر آرمان با ماکسیما دنبالم آمد، اما ماشینش را مقابل خانه‌مان پارک کرد و سوار پرایدم شد. در راه آرمان خواست به سعادت آباد برویم. وقتی علت را پرسیدیم، گفت: قصد دارد ابتدا سراغ آن مردی که قبلاً در موردش صحبت کرده‌بودیم، برود بعد به استخر برویم. قبول کردم و به سمت سعادت آباد رفتیم. آرمان بین راه پلاک ماشینم را گِل مالی کرد و کلاه و ماسک به سر و صورتش گذاشت، سپس از من خواست تا در یک خیابان بن‌بست توقف کنم. آرمان از ماشین پیاده شد دیگر او را ندیدم تا اینکه با شنیدن صدای شلیک بلافاصله سوار ماشین شد و از من خواست تا هر چه زودتر محل را ترک کنیم. آنجا بود که اسلحه را در دست آرمان دیدم.»

بازداشت متهم به قتل
بعد از توضیحات کامبیز پلیس آرمان را بازداشت کرد. او ابتدا جرمش را انکار کرد، اما بعد از مواجهه حضوری با همسر و دوستش – کامبیز – به قتل اعتراف کرد و گفت: «هشت‌سال قبل من و مقتول در یک گروه اینترنتی با هم آشنا شدیم. آنجا بود که رفت و آمد‌ها شروع شد و من با خانواده مقتول آشنا شدم. در این رفت و آمد‌ها به اختلاف او با همسرش نیز پی بردم تا اینکه فهمیدم مقتول از همسرش جدا شده است. من به مهتاب علاقه‌مند شده بودم و با هم برای تفریح بیرون می‌رفتیم. این گذشت تا اینکه فهمیدم مهتاب به زندگی‌اش برگشته و صاحب فرزند شده است. آنجا بود که رابطه‌ام را قطع کردم، اما وقتی متوجه اختلاف دوباره آن‌ها شدم با نادر صحبت کردم و گفتم اگر از زندگی‌اش راضی نیست مهتاب را طلاق دهد تا با او ازدواج کنم.» متهم در خصوص روز حادثه گفت: «آن روز طبق نقشه با کامبیز به سعادت‌آباد رفتم و از کامبیر خواستم داخل ماشین بماند و خودم پیاده شدم. با کاتر لاستیک خودروی مقتول را پنچر کردم و در حالیکه مقتول مقابل بیمارستان در حال پنچرگیری بود بالای سرش رفتم و دو تیر به سرش شلیک کردم. بعد از شلیک بلافاصله سوار خودروی کامبیز شدم و محل را ترک کردیم. در راه اسلحه را داخل کانال آب انداختم و لباس‌هایم را عوض کردم.»

انکار قتل در دادگاه
با اقرار‌های دو متهم، آرمان به اتهام مباشرت در قتل و کامبیز به اتهام معاونت در قتل روانه زندان شدند و پرونده برای رسیدگی به شعبه‌یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
صبح دیروز پرونده در همان شعبه مقابل هیئت قضایی به ریاست قاضی متین راسخ قرار گرفت. بعد از قرائت کیفرخواست اولیای‌دم درخواست قصاص کردند. سپس آرمان در جایگاه قرار گرفت و خلاف اظهاراتش جرمش را انکار کرد و گفت: «من قاتل نیستم» متهم در ادامه گفت: «در قتل نقشی نداشتم و زمان حادثه در میدان صادقیه بودم و داشتم خرید می‌کردم.»
او در آخرین دفاعش گفت: «نادر دوستم بود و نمی‌توانستم او را به قتل برسانم. نمی‌دانم مردی که در بازبینی دوربین‌های مداربسته دیده شده است چه کسی است.»
بعد از آخرین دفاع متهم ردیف اول، کامبیز در جایگاه قرار گرفت و گفت: «باور کنید از قتل اطلاعی نداشتم. آرمان مرا برای نجات پدرش به آنجا برد، اما بعد‌ها فهمیدم این ماجرا دروغ بوده است. من اسلحه را قبل از اینکه او از ماشین پیاده شود در دستانش ندیدم تا اینکه بعد از صدای شلیک گلوله وقتی سوار ماشین شد اسلحه را در دستش دیدم.»
متهم در حالیکه اشک می‌ریخت در آخرین دفاعش گفت: «از این حادثه متأسفم و از خدا و اولیای‌دم طلب بخشش دارم. آن‌ها از من خواستند تا حقیقت را نگویم، اما وجدانم قبول نکرد.» در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار