دومين متهم احسان ۲۳ساله دانشجوي رشته راديولوژي دانشگاه تهران است. متهم در نوزدهم مهرسال96 به اتهام قتل دختر 18ساله به نام ندا كه چهار ماه از عقد آنها ميگذشت، بازداشت شده بود. تازه داماد در بازجوييها با اقرار به قتل تازه عروس روانه زندان شد و پرونده بعد از صدور كيفرخواست به شعبه پنجم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. روز گذشته اولين جلسه رسيدگي به پرونده در همان شعبه به رياست قاضي بابايي تشكيل شد. ابتداي جلسه بعد از صدور كيفرخواست از سوي نماينده دادستان، اوليايدم درخواست قصاص كردند سپس پدر مقتول رو به هيئت قضايي گفت: «حاصل زندگي من و همسرم دو فرزند بود. دخترم كه به خاطر بيرحمي دامادم كشته شد و پسرم نيز مدتي قبل به دليل تزريق آمپول اشتباه دچار معلوليت شد. ما در شرايط سختي هستيم و راضي به گذشت از خون دختر بيگناهم نيستيم. »
در ادامه متهم در جايگاه قرار گرفت و با قبول جرمش در شرح ماجرا گفت: «چهارماه از عقد من و ندا ميگذشت و من عاشق او بودم. ميخواستم بعد از خدمت سربازي جشن عروسي بگيرم، اما ندا اصرار داشت مراسم را قبل از خدمت سربازي بگيريم همين بهانه اختلاف ما بود. » متهم ادامه داد: «روز حادثه با ماشين مقابل دانشگاه ندا رفتم تا با هم براي تفريح بيرون برويم. قرار بود فرداي آن روز به خدمت سربازي بروم. ندا وقتي سوار ماشين شد دوباره حرف مراسم ازدواجمان را پيش كشيد و اصرار داشت زودتر جشن عروسيمان را برگزار كنيم. به او گفتم قبل از پايان خدمت سربازي نميتوانم جشن بگيرم و از او خواستم تا تمام شدن اين دو سال صبر كند تا كمي خودم را آماده كنم. صحبتهايم بيفايده بود و او روي حرفش پافشاري ميكرد همين موضوع باعث شد با هم درگير شويم و در يك لحظه كنترل اعصابم را از دست بدهم و دستانم را جلوي دهان او بگيرم. بعد از لحظاتي وقتي به خودم آمدم متوجه شدم نفس نميكشد. آنجا بود كه از ترس جسد را داخل نايلوني كه با آن گوشت حمل ميكرديم گذاشتم و در جاده سعيدآباد شهريار رها كردم. بعد از اعلام مفقودي خانواده ندا بود كه بازداشت شدم. »
متهم در آخرين دفاعش گفت: «باور كنيد عاشق همسرم بودم و او را دوست داشتم، اما اصلاً شرايط ازدواج نداشتم. در آن زمان شرايط روحي و رواني سختي داشتم كه ناخواسته مرتكب قتل شدم. به پدر و مادر ندا حق ميدهم و خودم را سزاوار قصاص ميدانم اما از آنها درخواست گذشت دارم و ميخواهم مرا عفو كنند. »
در پايان هيئت قضايي جهت صدور رأي وارد شور شد.