هفته اول لیگ ملتها که به ژاپن باختیم زنگ خطر به صدا درآمد. فکر میکردیم که مثل چند سال گذشته چشمبادامیها را راحت میبریم، اما نشد. ژاپن تلنگری به تیم ما زد اگر عنوان کنیم همین باخت علت اصلی شد برای عدم صعودمان به مرحله پایانی ولی اینجا قرار نیست اتفاقی رخ دهد. این درست است که بقیه آسیاییها را بردیم، استرالیا، چین و کرهجنوبی را شکست دادیم، خوب هم بردیم، اما تلنگر ژاپن باید بیدارمان کند. آسیاییها در تلاش برای بازگشت هستند و ما اگر باز هم مثل امروز بخواهیم در باد پیروزیهای قبلی بخوابیم آن وقت خیلی زودتر از آنچه تصورش را داریم باید با سطح اول والیبال دنیا وداع کنیم.
بیدار نشویم خیلی راحت برمیگردیم به دوران قبل از ولاسکو. آن روزهایی که هیچ محلی از اعراب حتی در والیبال آسیا نداشتیم، چین بود و ژاپن و کره و بقیه سیاهی لشکر.
پوستاندازی ضروری است
والیبال ایران نیازمند یک پوستاندازی است، یک نگاه تازه و یک فکر نو فقط مربوط به نیمکت هم نیست. باید نوع نگاه مدیران، نوع تاکتیکهای کادر فنی و البته بازیکنان تغییر کند. ما قبلاً ثمره شجاعت در تغییر را دیدهایم و حالا دوباره باید شجاع باشیم.
تلنگر ژاپن بهموقع بود. درست وقتی که فکر میکردیم راحت میبریم ولی نبردیم، چون هم مغرور بودیم و هم حریف را دستکم گرفته بودیم، حریفی که تا همین هفته پایانی حتی در جدول هم بالای سر ما بود و شاید اگر از صعود ناامید نمیشد بالا میماند.
حالا بازیهای آسیایی روبهروی ماست، جایی که ما با تیم دوممان میرویم و آسیاییها البته نه، آنها میآیند برای مدال و باز پسگیری قهرمانی قاره کهن، اما ایرادی نیست اگر جوانان بروند و آرامآرام پا جای پای بازیکنان اشباعشده امروز تیم ملی بگذارند. تلنگر ژاپن بهموقع بود ولی باید هوشیار شد، اینکه باز به همان روش قبل جلو برویم فایدهای ندارد، اینجا در داخل ایران معدن استعداد والیبال داریم که خیلی راحت میتوانند جانشین بزرگان شوند، ولی به شرط آنکه جرئت تغییر را داشته باشیم؛ درست مثل زمان ولاسکو، درست مثل همان وقت که از جا بلند شدیم و شدیم آقای آسیا. باخت به ژاپن را باید جدی گرفت، آسیاییها برای پس گرفتن آقایی آسیا دوباره دست به کار شدهاند و ما اگر از باخت به ژاپن درس نگیریم آن وقت باید خیلی زود همه آنچه را انباشتهایم، تقدیم کنیم و دوباره برویم برای بردن حتی یک گیم از آنها.