کد خبر: 911545
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۷
حامیان دولت در حالی این روزها به سناریوی «نمی‌گذارند» متوسل شده‌اند که روحانی پیش از این اختیارات رئیس‌جمهور را متناسب با مسئولیت آن دانسته بود
جوان آنلاین: نمی‌شود؛ نمی‌گذارند؛ مانع‌تراشی می‌کنند و... . اینها بیت‌الغزل اظهارنظرهای تعداد زیادی از حامیان دولت است که این روزها بیش از همیشه به گوش می‌رسند. یکی از بسته بودن دست دولت در برابر مجلس سخن می‌گوید و دیگری همه کم و کاستی‌ها را به پای بی‌اختیار بودن دولت در همه حوزه‌ها اعم از سیاسی و بین‌المللی و اقتصادی می‌نویسد.

برخی پا را از این هم فراتر می‌گذارند و می‌گویند روحانی تنها در صورتی می‌توانست ساختارهای اقتصادی کشور را ترمیم کند که از اختیارات کافی برخوردار می‌بود و اساسا در شرایطی که دولت در زمینه‌های مختلف اختیارات کافی ندارد نباید وعده‌های بزرگ به مردم می‌داد.

این البته رویه‌ای است که در همه دوره‌ها کمابیش وجود داشته و رسم روزگار همواره این‌گونه بوده که روسای‌جمهور عمدتا در سال‌های پایانی دولت‌داری خود به یاد دامنه اختیارات‌شان می‌افتادند. اعتراضات گاه و بیگاه محمود احمدی‌نژاد درباره محدوده اختیاراتش که در ماجرای 11 روز خانه‌نشینی و نامه‌نگاری با شورای نگهبان و... نمود یافت، ژست معروف محمد خاتمی در پایان دو دوره ریاست‌جمهوری و بیان این جمله که «به خدا من بی‌تقصیرم، من فقط یک تدارکاتچی بودم» و حالا هم اعتراضات نزدیکان روحانی، فکت‌هایی است روشن در اثبات این ادعا. نکته حائز اهمیت اما در این خصوص آن است که یاران روحانی، بازی «نمی‌گذارند» را خیلی زودتر از اسلاف خود شروع کرده‌اند. هنوز زمان زیادی تا پایان راه دولت دوازدهم باقی مانده و طرح گزاره محدودیت اختیارات رئیس‌جمهور نوید خوبی را برای سه سال باقی مانده نمی‌دهد. هر چه باشد قبلی‌ها از میانه‌های دولت دوم‌شان به آن سو به این وادی می‌افتادند و راه‌های نرفته را به موانعی نسبت می‌دادند که «دیگران» بر سر راه‌شان ‌گذاشته‌اند. پیش‌دستی مردان دولت روحانی را البته شاید بتوان تا حد زیادی در ارتباط با شکست پروژه مرکزی دولت در توسعه کشور از مسیر مذاکره و تعامل با غرب تفسیر کرد؛ پروژه‌ای که حالا با خروج آمریکا از برجام روی دست بانیانش مانده و زمزمه‌های این روزها، گویای آن است که دست‌شان را بد جور در پوست گردو گذاشته. هرچه هست حالا یک روحانی است و یک بدنه اجتماعی مطالبه‌گر که با گذشت بیش از پنج سال همچنان عمده طلب‌هایش نقد نشده. نه از رفع حصر خبری هست و نه از صبح بدون تحریم. سانتریفیوژها دو سالی هست که به لطف برجام از نفس افتاده‌اند و حال و روز چرخ اقتصاد هم که دیگر نیازی به توصیف ندارد. قیمت دلار و نوسانات عجیب و غریب آن همه را غافلگیر کرده و بازار سکه هم با قیمت دو میلیون و 480 هزار تومان رکوردی تاریخی از خود به جای گذاشته است. اینها البته بخش کوچکی از وضع موجود است. تفصیلش را مردم به انحای مختلف در زندگی‌هایشان با تمام وجود درک می‌کنند.

همه اینها البته در حالی است که پنج سال پیش قول و قرارها به گونه دیگری بود. قول و قرار‌هایی که در اردیبهشت داغ سال گذشته نیز تکرار شد. روحانی به مردم وعده داده بود که سفره‌هایشان را آنقدر پر خواهد کرد که دیگر نیازی به یارانه 45500 تومانی نداشته باشند. قرار بود اقتصاد ما رونق گرفته و ضمن مقاوم بودن در برابر انواع فشارهای داخلی وخارجی ثبات و آرامش داشته باشد. بنا بود فقر مطلق در ایران برای همیشه رخت بربندد. قرار بود شاهد یک میلیون شغل در سال باشیم و البته خیلی قرار‌های دیگر. با این حال ماحصل تدبیر دولت تا امروز آن چیزی نبوده که وعده داده شده بود. دلیلش هر چه باشد محدودیت اختیارات نیست. روحانی با چشم باز پا به این عرصه گذاشته بود و روزی که خبرنگار صدا و سیما در کوران رقابت‌های انتخاباتی سال 92 نظر او را در این باره جویا شد، او حیطه اختیارات رئیس‌جمهور را متناسب با نیازهای کشور ارزیابی کرده بود. او همان روز‌ها یک بار دیگر در گفت‌وگو با شبکه خبر در پاسخ به سوالی درباره ظرفیت‌های قانون اساسی و اختیارات رئیس‌جمهور در قانون اساسی، گفت: «قانون اساسی حدود وظایف و اختیارات رئیس‌جمهور را مشخص و در واقع اساس این قانون تناسب را بین مسئولیت و اختیارات معین کرده است.» روحانی البته این را هم گفت که خیلی از این امور وابسته به آن است که تیم رئیس‌جمهور چه می‌کند و توانمندی رئیس‌جمهور چقدر است. با وجود این حالا ساز دولت ناکوک شده و به‌رغم آن عهد و پیمان، این روزها زمزمه‌هایی ملال‌آور از گوشه و کنار دولت به گوش می‌رسد که بیش از هر چیز باید گفت حنایشان خیلی وقت است که دیگر برای جامعه رنگی ندارد.

روحانی در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری خود توانمندی دولتش را در تقویت پایگاه اجتماعی آن و پایبندی به عهد و پیمانی که با مردم بسته است دانسته و گفته بود لازمه این پایبندی، وفاداری و راستگویی در برابر مردم است. گوهر صداقت را حالا شاید بیش همیشه بتوان در مواجهه دولت و بدنه اجتماعی حامی آن به قضاوت گذاشت. نتیجه این قضاوت البته احتمالا خیلی خوشایند پاستورنشینان نباشد.

دولت آن‌گونه که حامیانش انتظار داشتند ظاهر نشده و بهانه‌جویی‌هایی از این دست هم گرهی از کار آن باز نمی‌کند. انتظارات البته بی‌خود و بی‌جهت شکل نگرفت. عمده آنها به واسطه شعارهایی بود که به درست یا غلط سر داده شد و حامیان روحانی را متوقع ساخت. این آشی بود که پشت در پاستور پخته شد و ناامیدی فراگیر در حامیان روحانی را باید نفخ ناشی از آن دانست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار