جوان آنلاین: آمریکا و اسرائیل طی سالهای اخیر با همکاری یکدیگر درصدد مقابله با ایران و نفوذ منطقهای آن بودهاند. در همین راستا، ترامپ که همواره از برجام به عنوان یک توافق بد یاد میکرد، در نهایت چند هفته پیش به طور رسمی خروج آمریکا از برجام را اعلام کرد. این مساله درحالی رخ داد که آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها پایبندی ایران به توافق هستهای را تایید کرده است. با توجه به برخورداری اسرائیل از لابی قدرتمند در آمریکا، مانند کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیل (آیپک)، مجموعه کلیساهای تندروی «اونجلیک» و انجمن روسای سازمانهای یهودی آمریکا که اغلب تحت کنترل نیروهای تندرو هستند و حمایتهای مالی عظیم یهودیان آمریکایی و ارائه اطلاعات نادرست به دولتمردان آمریکایی از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در نهایت ترامپ تصمیم گرفت از توافق هستهای خارج شود. البته نباید نقش مشاوران یهودی ترامپ در کاخ سفید و همچنین جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا و انتصاب مایک پمپئو از یک جایگاه امنیتی به عنوان وزیر امورخارجه را در اتخاذ این تصمیم نادیده بگیریم.
رویه نظامبندیهای سیاسی اینطور است که اگر شخصی با سابقه فعالیت امنیتی به عنوان یک مقام سیاسی به ریاست وزارت امور خارجه گماشته میشود در حوزه دیپلماتیک این هشدار را به دیگر کشورها میدهد که تفکر یک کشور در تصمیمسازی در این حوزه با تغییر بسیاری مواجه خواهد شد. بنابراین با انتخاب مایک پومپئو، به عنوان وزیر خارجه آمریکا، این تغییر رویه کاملا قابل مشاهده است. مقامهای اسرائیلی نیز بارها به قدرت گروههای فشار صهیونیستی در حوزه سیاست خارجی آمریکا و اثرگذاری اسرائیل بر تصمیمات روسایجمهور آمریکا اذعان کردهاند. نمایندگان کنگره نیز در جریان مبارزات انتخاباتی خود، از حمایت مالی و تبلیغاتی صهیونیستها برخوردار میشوند. ارنست هولینگر، سناتور سابق در اظهار نظر جالبی گفت: «هیچ سیاستی درمورد اسرائیل نمیتوانید داشته باشید؛ مگر آنچه آیپک در کنگره به شما دیکته میکند.» نکته مهم این است که لابی اسرائیل در آمریکا حامی هر دو حزب اصلی این کشور است. با این اوصاف سیاست خارجی حقیقی آمریکا در هیچ کدام از حوزهها مشاهده نمیشود. به نظر میرسد نتانیاهو و رژیم صهیونیستی با همکاری حامیان ثروتمند خود توانسته است ترامپ را کاملا در مسائل سیاست خارجی با خود همراه کند. در همین راستا میتوان پیشبینی کرد که تصمیم ترامپ در مورد خروج یک جانبه آمریکا از توافق هستهای با ایران، توسط اسرائیل و با مشاوره جان بولتون طراحی شده بود.
پس از نمایش ساختگی نتانیاهو درمورد برنامه هستهای ایران، ترامپ تصمیم خود مبنیبر خروج از برجام را اعلام کرد. صحت و درستی مدارک در رسانههای مختلف، از جمله رسانههای حامی اسرائیل، رد شد. گرت پورتر، در کتاب خود تحت عنوان «بحران تولید شده: داستان ناگفته برنامه هستهای ایران» توضیح میدهد که چگونه اسرائیل اسناد و مدارکی را درمورد برنامه هستهای ایران طراحی کرده و آنها را به دست گروهک تروریستی مجاهدین خلق میرساند. اسرائیل به منظور انجام ترورها در ایران از این گروهک تروریستی استفاده میکند. در این میان به نظر میرسد تنها ترامپ از ماهیت این اسناد بیخبر است. شاید مهمترین دلیلی که باعث میشود تصمیم ترامپ احساسی و غیرعقلانی تلقی شود نقل قول وی از نتانیاهو مبنیبر «پیگیری برنامه مخفیانه تسلیحات هستهای» توسط ایران است. ترامپ نیز بعد از اظهارات نادرست نخستوزیر اسرائیل، هنگام اعلام تصمیم خود مبنیبر خروج از برجام به این موضوع اشاره کرد. در حقیقت، نتانیاهو یک دروغگوی سریالی محسوب میشود که تقریبا از سال 1996 بنای مخالفت با برنامه هستهای ایران را گذاشت تا بتواند آمریکا را وادار سازد برای تغییر حکومت در ایران اقدام کند. نتانیاهو به خوبی به این موضوع واقف است که نیروی نظامی اسرائیل به تنهای قادر به مقابله با ایران نیست. بنابراین همواره سعی کرده است آمریکا را درمورد متحمل شدن چنین هزینه و آسیب بزرگی متقاعد کند.
انتقال سفارت آمریکا از تلاویو به بیتالمقدس و به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل تصمیمی در راستای خشنود کردن نتانیاهو و لابیهای صهیونیستی بود؛ چراکه این تصمیم نهتنها هیچگونه مزیتی برای آمریکا ندارد؛ بلکه هم در بعد اجتماعی و هم در بعد سیاسی باعث افزایش اعتراضهای مردم دنیا بهخصوص مسلمانان به آمریکا و اسرائیل میشود. دلیل مقدم بودن منافع اسرائیل بر منافع آمریکا در کاخ سفید گردش مالی بالای یهودیان در آمریکا و همچنین سازوکار اقتصادی و سیاسی خاص آمریکاست که همیشه ثبات قدرت این قشر و همفکران آنها را تضمین کرده است.