باز هم اسم تیم نفت آمد و دوباره داغ دلمان تازه شد. مدیرکل ورزش استان تهران جواب سیدجلال حسینی را داد و با اظهار امیدواری نسبت به حل مشکل طلب او و سایر طلبکاران، پیشنهاد نشست دو نفره را داد که واقعا این روزها باید آن را تیتر یک روزنامهها قرار دهیم.
وضعیت اسفناک نفت تهران آنقدر اظهرمنالشمس شده که دیگر نمیتوان برایش داروی بهبودی تجویز کرد. هر روز یک مساله برایش میسازند و هر روز یک نفر در مورد آن صحبت میکند. همه برایش دل میسوزانند اما هیچکس به دادش نمیرسد و تیمارش نمیکند. همین نوع نگاه هم باعث شد تا یک قدرت بلامنازع فوتبال ایران سقوط کند.
از روزی که بیژن زنگنه، وزیر نفت مصاحبه کرد و از تیمداری این وزارتخانه امتناع ورزید و اسم نفت را «آب، برف» گذاشت، هجوم مشکلات و نامرادیها هم آغاز شد و هر روز برایش صاحب و مالک پیدا کردند و برای عدهای نردبان ساختند و عدهای را هم از بالای بلندی به زیر آوردند. ما چنین انسانهایی هستیم.
عدهای به اسم مالک و خریدار هزینهها کردند و عدهای هم از کنار آنان هزینههای خودشان را درآوردند. عدهای هم بودند و هستند که در این میان به ریش دیگران میخندند. اینها همانهایی هستند که همیشه سرنخ را بهدست دارند و پشت پرده در حال ساختن نقشههای جدیدند. اصلا معلوم نیست اینجا چه خبر است؟!
تیمی که ریشه داشت و سالهای سال در این آب و خاک ثمر داد، حالا در کنار گلهای پلاسیده افتاده و دیگر ثمری نخواهد داد. خودش هیچ. اما انسانهایی که پای آن عرق ریختند و زحمت کشیدند چی؟ آنهایی که با عشق و ایمان به زندگی تمام هستی خود را پای آن ریختند و هیچ گیرشان نیامد جز حسرت! حالا هم خیالشان نیست و رگ غیرتشان باد نمیکند که آخر و عاقبت آن به کجا ختم خواهد شد.
تیم نفت تهران رو به زوال است و سردمداران آن هنوز هم با خیال خام خود دیگران را بازیچه سیاستهای خود کردهاند، بدون عاقبتاندیشی و با هدف عافیتطلبی.
وزیر نفت حرفی زده و مجمع واگذاری تشکیل داده تا تکلیف آن را روشن کند. اعضای مجمع هم همه وزارت نفتی هستند و حقوقبگیر آن. همه تحت نظارت سازمان بازرسی وزارت نفت و تحت قانون نظارتی حاکم بر آن. همه اهل فن و متخصص در امر مدیریت و همه دارای سوابق معلوم با آگاهی کامل در امر فنی و مهندسی؛ اما عاجز در برابر مهندسی یک کار بسیار ساده و کوچک که چند سالی است جامعه فوتبالی را مضحکه خود کردهاند.
وزیر میگوید که ما این باشگاه را در فصل گذشته (فصل 95 و 96 فوتبال ایران) مطابق اصل 90 به بخش خصوصی واگذار کردهایم ولی مجمع واگذاری و مدیرکل ورزش استان تهران خلاف آن را میگویند و عمل میکنند.
بیژن زنگنه در تاریخ 4 مرداد ماه 96 در مصاحبهای اعلام کرد: «دولت بههیچعنوان قصد تیمداری ندارد و به همین منظور نیز بوده که این باشگاه در فصل گذشته مطابق اصل 90 به بخش خصوصی واگذار شده است.»
زنگنه در این خصوص گفت: «ما دولت هستیم و کارمان چیز دیگری است و اساسا کار و تخصص ما این نیست که بخواهیم در ورزش و حوزه فوتبال ورود کنیم و فعالیت داشته باشیم. مگر میشود ما که دولت بوده و نماینده مردم هستیم یک تیم بفرستیم به یک مسابقه ورزشی و مثلا جلوی تیم پرسپولیس که آنجا هم مردم هستند، بایستد؟»
وی درخصوص اینکه تکلیف طلبکاران این باشگاه چه خواهد شد نیز اعلام کرد: «آنها باید از مالک این باشگاه مطالبات خود را داشته باشند. موضوع فعالیتها و هزینههایی که این وزارتخانه دارد، مشخص است و باید در جای خودش انجام شود و فکر میکنم در تعریف قانونی کار این وزارتخانه، این کار صحیح نباشد. حتما مالکان جدید این مجموعه باید پاسخگوی مطالبات هم باشند.»
وزیر نفت درخصوص واگذاری قطعی این باشگاه و تغییر نام احتمالی آن گفت: «این مسائل به من مربوط نمیشود و در تخصص کاری من هم نیست. نمیدانم وقتی کامل واگذار شود شاید حتما باید نامش هم تغییر کند؛ مثلا بشود آب یا برف! در وزارت نفت درگیر مسائل مهم و کلانی هستیم که بهشدت تمرکز ما را میگیرد و وقتی برای اینگونه کارها نداریم.»
این موضوع نشان میدهد که وزیر نفت کاملا این امر را تمام شده میداند و واگذاری آن را طبق اصل 90 قطعی میپندارد. غافل از آنکه هنوز بعد از دو سال از صحبتهای قاطعانهاش، هیچ اتفاق میمونی مبنیبر بااهمیت جلوه دادن صحبتهای وزیر نیفتاده و مجمع واگذاری وزارت نفت همچنان در بیخیالی کامل بهسر میبرند. هر روز یکی را صاحب و مالک باشگاه معرفی کرده و پس از مدت اندکی شخص دیگری را جایگزین آن میکنند. عدهای میآیند بخشی از هزینهها را پرداخت میکنند و عمده مالیات بهجای مانده از سالهای قبل را تسویه میکنند و نفر بعدی هزینههای دیگر را. بالاخره بازی دادن آدمها هم نوعی سرگرمی سیاسی است و در این بین چه اتفاق ناگواری روی دهد، اهمیتی ندارد!
اما یک نفر دیگر هم در این میان نقش میداندار و مجلسگردان را دارد. اداره کل ورزش استان تهران که گاهی برای حل موضوع پا پیش میگذارد و گاهی هم خیلی زود پایش را از موضوع پس میکشد. معلوم نیست در این وسط چهکاره است و تا چه اندازه قدرت دخالت و اجرا دارد. مجوز فعالیت باشگاه را او صادر میکند. هماهنگی برای مکاتبات بین مجمع واگذاری و خواهان تیم را او مینویسد و دریافت میکند اما در ارائه نظر و دستورالعمل و بخشنامه اقدامی نمیکند. شاید بخش حقوقی وزارت ورزش و اداره کل استان در این زمینه یا تمایلی ندارند یا استحقاق و استطاعت آن را که با یک حکم قاطع قضیه را فیصله دهند و تکلیف بدهکاران، بازیکنان، مربیان، مدیران، فدراسیون، سازمان لیگ و... را هم روشن کنند. باور کنید خیلی ساده است. اگر همت و نیت خالصانهای البته باشد!
«از آنجایی که کمیته واگذاری باشگاه نفت، کار انتقال سندمالکیت به متقاضی خرید را انجام میدهد، قرار است این کمیته تا پایان اسفند، گزارش فعالیتهای فردوسی را در اختیار ما بگذارد و درصورت احراز شرایط و تایید عملکرد آنها، مجوز یکساله برای مالک نفت صادر کنیم تا جایی که اطلاع دارم بخشی از اسناد مالیاتی نفت تهران هم به هیات واگذاری این باشگاه تحویل داده و ضمن اینکه بخشی از مطالبات بازیکنان و مربیان فعلی نفت هم پرداخت شده است. در کل کامران فردوسی و گروهش برخی از تعهداتشان را انجام دادهاند و برخی نیز در حال انجام است.»
این جملات، صحبتهای گلمحمدی مدیرکل اداره ورزش استان تهران است و در آن صراحتا به موضوع مالکیت باشگاه به فردوسی اشاره کرده است. حالا چرا این کار صورت نگرفته و مشکل کار کجاست، نه خود گلمحمدی میگوید و نه مجمع واگذاری وزارت نفت. این در شرایطی است که فردوسی و دو مالک قبلی باشگاه هر کدام هزینههای میلیاردی داشتند که معلوم نیست بر سر آنها چه آمده است؟!
نکته مهم دیگر نقش فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ در این زمینه است. وقتی تیمی صاحب ندارد و مالک آن بهدرستی از سوی قانون معرفی نشده است براساس کدام سند قانونی، فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ مجوز بازی به تیم نفت تهران در لیگ برتر داده بودند؟ اگر مالکی داشته، چرا الان مجمع آن را قبول ندارد؟ و اگر نداشته چرا سازمان لیگ برایش بازی برگزار کرده است؟
گلمحمدی در این زمینه اظهارنظر میکند: «امروز جلسهای با حضور بنده و آقایان تاج، داورزنی و بهاروند برگزار شد. با توجه به گزارشهای نهادهای نظارتی، فدراسیون فوتبال، اداره کل ورزش و جوانان استان و هیات واگذاری نفت، مقرر شد مسئول پاسخگویی به مالکیت و ادامه وضعیت نفت، برعهده هیات واگذاری و مجمع نفت باشد. بهدلیل اینکه هنوز واگذاری به شخص یا گروهی انجام نشده است و همه اختیارات برای مدتی خاص و معین بوده و فقط تفاهمنامه امضا شده است، ما هنوز مجمع نفت را مالک میدانیم و مسئولیت با این مجمع است. اگر قرار است دوستان مجمع کسی را بهعنوان مالک معرفی کنند در یک نامه باید این کار را انجام دهند و ما براساس آن نامه، بعد از بررسی در کمیسیون ماده پنج، جواز مالکیت را صادر میکنیم. مجمع نفت باید تکلیف مالکیت این باشگاه را مشخص کند تا براساس روال قانونی مجوز صادر شود. تاکید میشود هرکسی که مالکیت این باشگاه را برعهده بگیرد، باید برای پرداخت بدهیهای آن اقدام کند.»
با این وصف موافقتنامههایی بوده که براساس آن اداره کل ورزش استان مجوز فعالیت به تیم نفت داده است. اما سوال این است که چرا مجمع واگذاری نفت بهرغم ارائه موافقتنامه در حق سه مالک در سالهای گذشته هنوز هم از واگذاری کامل آن در حق یکی از این مالکان طفره میرود؟
سوال این است که نمیشود از میان سه خواهان و خریدار تیم، همه آنها ذیصلاح نباشند. اگر اینگونه بود پس چرا هر کدام چند ماه حق مالکیت پیدا کردند و دوباره تغییر یافتند؟
درنهایت به این نتیجه میرسیم که اعتبار و حیثیت و پول، هیچکدام برای وزارت نفت اهمیت ندارد. چراکه با این وضعیت، حالا با سقوط این تیم به دسته یک فوتبال کشور، هم قیمت و ارزش آن تا حد بسیار زیادی افت کرد. هم با توجه به رفتارها و رویهای که در پیش گرفته شده است، اعتبار وزارت نفت زیر سوال رفت و در این میان به حیثیت خیلی از مربیان، بازیکنان و مدیران هم خدشه وارد شد. حالا باید بگردیم و پرتقال فروش را پیدا کنیم.
فرهیختگان- مرتضی موسویزنوز