
رهبر معظم انقلاب پس از سه سال از آخرين حضور در نمايشگاه بينالمللي کتاب تهران، روز گذشته در سيويکمين دوره اين رويداد فرهنگي حضور يافتند و به مدت 1/5 ساعت از نمايشگاه بازديد کردند. وقفه پرمعنايي که در سنت چندين و چند ساله بازديد رهبر انقلاب از نمايشگاه کتاب اتفاق افتاد، مسئلهاي قابل تأمل است.
در اين بازديد که وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز حضور داشت، حضرت آيتالله خامنهاي از ۵۰ غرفه ديدن کردند و ضمن گفتوگو با ناشران و شنيدن نکات و دغدغههاي آنان در جريان تازههاي نشر قرار گرفتند.
رهبر انقلاب اسلامي پس از بازديد در سخنان کوتاهي، کتاب و کتابخواني را يکي از ضرورتهاي زندگي آحاد مردم، بهويژه جوانان دانستند و افزودند: نقش کتاب يک نقش بيبديل است. البته بهترين کتابها، کتابي است که انسان را به سمت خداوند و ارزشهاي والا و انقلابي هدايت کند و اميدواريم کتاب جايگاه حقيقي خود را در جامعه بيابد.
قوتقلبي براي اهالي فرهنگ
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز در بازديد روز گذشته رهبر معظم انقلاب، حضور ايشان از نمايشگاه را قوتقلبي براي اهالي فرهنگ و همچنين دستاندرکاران اين رويداد دانست.
سيدعباس صالحي در جمع خبرنگاران گفت: خوشحاليم که امروز اين افتخار براي ما و اهالي فرهنگ و نشر پديد آمد که مقام معظم رهبري در صبحگاه جمعه به نمايشگاه کتاب بيايند و بيش از 5/1 ساعت از وقتشان را در حلقه ناشران و اصحاب فرهنگ سپري کنند. علاقه رهبر انقلاب به حوزه فرهنگ و کتاب همانگونه که خودشان هم تصريح کردند، بسيار قديمي و ديرينه است. البته اين مسئله در بازديدهاي قبلي ايشان هم از نمايشگاه کتاب تهران مشهود بوده است و ايشان بسياري از کتابهايي را که ناشران خدمت معظمله عرضه ميکردند يا خوانده يا کتاب را تورق کرده بودند و آشنايي و تسلط شاياني به حوزه کتاب، از جمله ادبيات داستاني، علوم انساني و علوم اسلامي دارند که اين مسئله در بازديد امروز هم کاملاً مشهود بود.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح کرد: مقام معظم رهبري به اين نکته اشاره کردند که به خاطر مشغلههاي فراوان و شرايطي که وجود دارد، فرصت كمي به حضور در نمايشگاه کتاب اختصاص دادند. اين در حالي بود که به تصريح خودشان در دورههاي قبلي، دورههايي بود که چهار، پنج ساعت در جمع ناشران با آنها درباره کتابهايشان صحبت ميکردند. البته همين مقدار از حضور صميمي مقام معظم رهبري در نمايشگاه کتاب براي ما بسيار مغتنم و قوت قلبي براي اهالي فرهنگ و کتاب خواهد بود.
خاطره جالب آقا از مترجم «خانواده تيبو»
پايگاه اطلاعرساني رهبر معظم انقلاب با روايت گوشههايي از اين ديدار با «خاطره جالب آيتالله خامنهاي از مترجم کتاب خانواده تيبو» آورده است: آقا رسيدند غرفه انتشارات نيلوفر، مثل همه جا خوش و بش و از تازهها سؤال کردند. کتابي نظرشان را جلب کرد و پرسيدند اين همان چهار جلدي قديمي است؟ و جواب گرفتند، بله. پرسيدند مترجمش چه کسي بود؟ گفتند ابوالحسن نجفي.
آقا گفت: آها ابوالحسن نجفي ... بگذاريد يک ماجرايي را تعريف کنم. سالها قبل ابوالحسن نجفي با آقاي مرحوم حبيبي و چند نفر ديگر از بزرگان ادبيات آمدند پيش ما. من پرسيدم شما مترجم «خانواده تيبو» هستيد؟ آقاي نجفي از اينکه من اسم اين رمان را بلدم، تعجب کردند. بعد که نشستيم، من از رمان تعريف کردم و نقدي هم به ترجمه ايشان گفتم. آقاي نجفي با تعجب بيشتر پرسيد: «شما واقعاً هر چهار جلد را خواندهايد؟ من اصلاً فکرش را نميکردم شما حتي اسمش را شنيده باشيد!»
آقا با خنده ادامه داد: گفتم حالا خوانده بودم ديگر... خدا آقاي ابوالحسن نجفي را بيامرزد. کتاب خانواده تيبو، رمان خيلي خوبي بود که متأسفانه در حد قدرش معروف نشد.
خانواده تيبو، رمان بلندي است که توسط روژه مارتن دوگار، نويسنده فرانسوي و برنده جايزه نوبل ادبيات نوشته شدهاست. اين رمان از سويي به بررسي وقايع اروپا در سالهاي ابتدايي قرن بيستم و سالهاي جنگ اول جهاني ميپردازد و از سويي ديگر همگام با آن شرح وقايع خانواده ثروتمند و فرهيخته فرانسوي يعني خانواده تيبو را توصيف ميکند.
توجه ويژه رهبر انقلاب به مقوله کتاب و کتابخواني
علاقه و توجه رهبر معظم انقلاب به مقوله کتاب و کتابخواني از ديرباز چه در روزگار مبارزه عليه رژيم ستمشاهي و چه در سالهاي پس از پيروزي انقلاب و در مسئوليتهاي مختلف، مشهود و نمايان است. علاوه بر آن، همت رهبر انقلاب به مطالعه و مراجعه دائم به کتاب، در عين مشغلههاي روزمره قابل توجه است و مطالعه تازهترين توليدات جامعه فکري و ادبي ايران و جهان توسط رهبر انقلاب، موضوع پنهاني نيست. به علاوه تقريظهاي منتشر شده از ايشان بر برخي از آثار و نيز روايتهاي نقل شده از ايشان در زمينه مطالعه و کتابخواني در سالهاي اخير، راهنماي قابل توجهي براي مديران فرهنگي کشور بوده است.
حضور مداوم رهبر معظم انقلاب در نمايشگاههاي کتاب تهران، معمولاً با اظهاراتي در متن و حاشيه اين بازديد همراه بوده است، اظهاراتي که برخي از آنها رهنمودي ارشادي براي مسئولان، مديران و فعالان عرصه نشر به شمار ميرفته است و برخي را نيز ميتوان در حکم راهکاري عملياتي براي اصلاح امور در اين حوزه مدنظر قرار داد. با اين حال بسياري از اين راهکارهاي عملياتي در گذر زمان در پيچ و تاب بوروکراسيهاي دولتها به فراموشي سپرده شده است.
صبح غافلگیرکننده اردیبهشتی
بازدید رهبر معظم انقلاب از سیویکمین نمایشگاه کتاب تهران با اتفاقات فرامتنی قابلتوجهی همراه بود. رهبر انقلاب در این بازدید 1/5 ساعته، در جریان آخرین رویدادهای نشر در کشور قرار گرفتند.
به گزارش مهر، دو روز بعد از یکی از تاریخیترین و انقلابیترین سخنرانیهای رهبر انقلاب، روز گذشته نمایشگاه کتاب، میزبان بلندپایهترین مقام کشور بود.
آخرین بار سه سال پيش بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی از نمایشگاه کتاب بازدید کردند. رهبر انقلاب در فرهنگیترین اتفاق سال ایران حاضر شدند، صبح زود، با همان عبای نازک قهوهای معمول، عصای مشکی و همان چفیه سیاه و سفید همیشگی که قابل پیشبینی بود که چندین و چند بار در جریان این بازدید دست به دست خواهد شد. مراسم با چهره متبسم رهبری و همان سبک احوالپرسیهای گرم با مدیران آغاز شد. مدیران ارشد فرهنگی کشور ایستاده در انتظار رهبر و یکی از آنها اولین کسی است که اولین چفیه را میگیرد.
پیشبینیها حاکی از برگزاری شلوغترین روز نمایشگاه کتاب تهران در آخرین روز آن است و با رسیدن روز پایانی نمایشگاه آن هم در روز جمعه احتمالات برای حضور رهبر انقلاب به شدت کم شده است و این گونه است که اولین واکنش اکثر اهالی کتاب در مواجهه با رهبر، شگفتی است.
شگفتی اما تنها به صرف حضور رهبر مربوط نمیشود و غافلگیری از همان ابتدا در نشر «سخن»، اولین غرفه بازدید آغاز میشود. در 77 جنوبی، راهروی 31، نشر «سخن» و رهبری همان ابتدا به «کتاب» که میرسند جایگیر میشوند و غرق مطالعه و تورق کتابها. وزیر اما نگران وقت است و فرصت محدودی که نمایشگاه پیدا کرده است. مِنمِنکنان میگوید: حضرت آقا غرفههای دیگر هم منتظرند و رهبر، مشغولِ کتابها سری تکان میدهند. «در هرگز و همیشه انسان» کتاب تازه دکتر شفیعی کدکنی را باز کردهاند و مشغول ورق زدن و صالحی به جای غرفهداران «سخن» که دیر کردهاند، توضیح میدهد و عذرخواهی میکند و رهبر میگویند: اشکالی ندارد؛ کتابها هستند.
معلوم است که صالحی منتظر فرصت است و ظاهراً بیطاقتتر از آنکه صبر کند که به غرفه دوم برسند. فرصت نمیدهد و گلایههایش از وضعیت فعلی نشر را بیمقدمه آغاز میکند، قاچاق کتابهای کاغذی و دیجیتال را تهدیدکننده حیات کتاب در ایران میداند و میگوید قوه قضائیه باید جدیتر به بحث قاچاق کتاب ورود کند. رهبر لحظهای سر از کتابی که مشغولش هستند برمیدارند و به سخنان صالحی گوش میدهند و چند لحظه بعد میگویند: باید جلوی آن گرفته شود، قانونش هم که موجود است. سرانجام رهبر دل میکنند از کتابها و راهی غرفه دوم میشوند. غرفه بعدی، اما ماجرا هیجانانگیزتر است. پیش از شروع بازدید، مسئول غرفه «نسل نواندیش» که حسابی سرحال است و غرفه شیک و قرمز رنگش را مرتب میکند، میگوید من هم قصد دارم آقای خامنهای را غافلگیر کنم، کتابی از ترامپ، رئیسجمهور پرسروصدای امریکا را ترجمه کردهایم که دقیقاً نشان میدهد ترامپ چه موجودی است و میخواهم آن را به رهبری تقدیم کنم، هرچند که شک دارم ندیده باشند و بعد بلافاصله گلایه میکند از وضع فروش کتاب در نمایشگاه و بیربطش نمیداند به تصمیمهای برجامی اخیر ترامپ!
رهبر وارد غرفه میشوند و نگاهی به جلد کتابهای پرزرق و برق انتشارات میاندازند و بعد از اینکه حوزه نشر را میپرسند و متوجه میشوند کتابها اکثراً روانشناسی و راههای موفقیت و... است، به کنایه میپرسند: لابد فروشتان هم خیلی خوب است، همه کتاب هایتان ترجمه است؟ مسئول غرفه که کمی جا خورده است، میگوید: 40 درصد کتاب هایمان بیشتر ترجمه نیست و بعد شروع میکند درباره مجموعه کتابهایشان و حوزههای فعالیت «نسل نواندیش» توضیح میدهد. نگاهش میکنم، کمی عرق کرده است و گویا ترامپ و برجام را با هم فراموش کرده است.
سؤالهای رهبر انقلاب درباره فروش کتابها، ترجیعبند گفتوگو با ناشران است. میلاد شاهی مسئول غرفه «نگاه» از فروش راضی است.
«مسئله کاغذ را حل کنید آقای صالحی» این مهمترین جمله دستوری رهبری در حوزه نشر و کتاب در بازدید امسال از نمایشگاه است. این البته اولین باری نیست که رهبر انقلاب حساسیت ویژهشان درباره مسئله کاغذ را به صورت رسمی اعلام میکنند. اینجا اما به کتابی با کاغذهای گلاسه برخورد میکنند و از ناشر میپرسند: چرا با این کاغذها چاپ کردهاید، هم گران است و هم خواندنش سخت است و بعد بلافاصله رو میکنند به وزیر ارشاد و میگویند: این مسئله کاغذ مسئله بسیار مهمی است و رسیدگی میخواهد. کمکم چراغهای خاموش انتشاراتیهای مختلف در حال روشن شدن است و برخی از ناشران بیخبر از همه جا، به محض ورود به سالن میخکوب میشوند. واکنشهای برخیشان سینمایی است. غرفهها را رها کردهاند و افتادهاند دنبال کاروان کوچک رهبری در بازدید از نمایشگاه. مسئولان دفتر رهبری راهنماییشان میکنند که به غرفههایشان بروند که رهبری الان میرسند. بدو بدو میروند و آن جنس خوبهایشان را از ته غرفه بیرون میکشند. ورود رهبری به نشر «نی» با زمزمه کردن مصرع مشهور مولوی از سوی ایشان همراه است: بشنو از نی...
مسئول غرفه به چند کتاب اشاره میکند و رهبری میگوید دیدهام آنها را. اما بعد خطاب به وزیر ارشاد میگویند: عقب ماندهام از کتاب، چیزهای زیادی است که ندیدهام. وزیر میگوید: باز هم، حالاحالاها از ما جلو هستید.
صالحی در ابتدای یکی از غرفهها کتابی درباره فوتبال به رهبر نشان میدهد و درباره آن صحبت میکند. رهبر هم بیکنایه نمیگذرد: بله، از حکومت و اقتصاد و... حالا رسیدهاند به فوتبال.
بعد در نشر «مرکز» یک کتاب برمیدارند و سبک سنگین میکنند و میگویند چنین کاغذی خوب است، سبُک و راحت و بعد پشت جلدش را بلند میخوانند: 38 هزار و 900 تومان! بیمقدمه رو به ناشر میکنند و میگویند: چرا اینقدر گران، قیمت میگذارید؟ حتماً میگویید میخرند دیگر. ناشر توضیحاتی درباره مشکلات نشر میدهد که نگاه رهبری به کتابی از «مارسل پروست»، نویسنده مشهور فرانسوی میافتد. کتاب را برانداز میکنند و میگویند: کتابهای پروست را هم میخرند؟ ناشر پاسخ مثبت میدهد و رهبری ادامه میدهند: میفهمند و میخوانند؟ همه به خنده میافتند. بیش از همه ناشر.
وقت تنگ است و رهبری اصرار دارند که بازدید کوتاه باشد تا روز جمعه، برای ناشران و بازدیدکنندگان مزاحمتی پیش نیاید. هرچند بقیه نمایشگاه، برنامه معمولش را دنبال میکند و از سروصداهای بیرون میشود، فهمید که کم کم در حال رونق گرفتن است. در غرفه «یوبان» رهبری دو رمان مشهور میبینند و کمی توقف میکنند: «خشم و هیاهو» اثر «ویلیام فالکنر» و «مرشد و مارگریتا» اثر «میخائیل بولگاکف.»
نمایشنامههای نشر «یکشنبه» رهبری را کمی بیشتر متوقف میکند. مسئول نشر که رهبری از اسمش حدس میزنند ارمنی باشد و حدس درست هم از آب درمیآید، شروع به توضیح دادن میکند: یکی از نمایشنامههای پرفروش ما از یک نویسنده امریکایی است که وعده ترامپ مبنی بر دیوار کشیدن به دور امریکا برای عدم ورود مهاجران و خارجیها را به حصر کردن خود امریکاییها تعبیر میکند. رهبر تذکر میدهد که: البته ترامپ فقط مرز مکزیک را گفت و در مورد تمام امریکا چنین حرفی را نزد. اما این هم چیزی مثل دیوار حائل فلسطینیهاست. ناشر سر شوق میآید و میگوید: اتفاقاً نویسنده هم دقیقاً همین تشبیه را به کار میبرد. بعد از انتشارات «یکشنبه» نوبت به چند غرفه از ناشران الکترونیک میرسد. وزیر ارشاد از مزایای نشر الکترونیک میگوید و رهبر در یکی از غرفههای نشر الکترونیک درباره حق خرید کتاب کاغذی و نحوه پخش آن میپرسد و میگوید این مسائل را چگونه حل کردهاید؟ که ناشر توضیحاتی درباره توافق با نویسندگان و انتشاراتیها میدهد و بعد میگوید تمرکز نشر الکترونیک روی عدالت در دسترسی به کتاب است. رهبر سراغ «مجمع ناشران انقلاب اسلامی» را میگیرند و سرعت بیشتری به بازدید میدهند.
ساعت نزدیک 11 است و بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه رو به پایان. جمعه است و روز آخر نمایشگاه و ناشران، چشم دوخته به فروش این روز و رهبر از همه مطلعتر از شرایط سخت ناشران، محکم، تند و بلند گام برمیدارند و مدیران فرهنگی کشور جا میمانند. شاید نمادی قابل توجه برای آنچه در تمام این سالها بر فرهنگ کشور میرود.