کد خبر: 905369
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۰
مرد معروف به تيمسار با ضربات چاقوي مرد همسايه‌شان در غرب تهران به قتل رسيد. متهم که در سلامت رواني‌اش ترديد است تا آمدن پليس در محل حادثه منتظر ماند.

به گزارش خبرنگار ما، ساعت‌13 روز يك‌شنبه 16‌ارديبهشت‌ماه امسال اهالي خيابان باران در حوالي بلوار تعاون شهر زيبا متوجه صداي دلخراشي از داخل خيابان شدند و سراسيمه به داخل خيابان آمدند. مردي در حالي كه دو چاقو به دست داشت پس از زخمي كردن دو مرد ميانسال عربده‌كشان به دنبال آنها مي‌دويد تا دوباره آنها را با چاقو مورد ضرب و جرح قرار دهد. دو مرد زخمي كه يكي از آنها صاحب بنگاه املاكي در آن نزديكي بود و ديگري هم از ساكنان خيابان و مالك مغازه املاكي بود خونين در حال فرار بودند كه مرد چاقو به دست ثانيه‌هايي بعد كه هنوز اهالي خيابان به او نرسيده بودند مرد همسايه را جلوی مغازه‌اش گرفت و با چاقو چند ضربه ديگر به بدنش وارد كرد. رهگذران و اهالي خيابان در حالي كه با ديدن اين صحنه دلخراش مات و مبهوت مانده بودند مرد ضارب را دستگير كردند و بلافاصله موضوع را به اداره پليس خبر دادند. با اعلام اين خبر تيمي از مأموران كلانتري‌133 شهرزيبا در محل حاضر شدند. مأموران داخل خيابان با جسد خونين مرد‌56 ساله‌اي معروف به تيمسار روبه‌رو شدند كه با اصابت ضربات متعدد چاقو به كام مرگ رفته بود و كمي آنطرفتر هم با پيكر خونين مرد بنگاهدار روبه‌رو شدند كه با ضربه چاقو زخمي شده بود. همزمان با انتقال مرد زخمي به بيمارستان و دستگيري ضارب، مأموران حادثه خونين را به قاضي مرادی، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي اطلاع دادند و لحظاتي بعد تيم جنايي در محل حاضر شدند . نخستين بررسي‌ها نشان داد ضارب از ساكنان مجتمع مسكوني همان نزديكي است و مقتول هم صاحب مغازه املاكي است كه مغازه‌اش را به مرد ميانسالي كه در اين حادثه زخمي شده بود اجاره داده است و خودش همراه خانواده‌اش در همان مجتمع مسكوني زندگي مي‌كنند.
همزمان با ادامه تحقيقات درباره اين حادثه متهم براي بازجويي در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت تا اينكه صبح ديروز براي ادامه تحقيقات به دادسراي امور جنايي تهران منتقل شد. متهم پس از اعتراف به قتل مرد همسايه و زخمي كردن مرد بنگاه‌دار مدعي شد كه به خاطر كينه قديمي دست به اين جنايت زده است و گفت كه آنها سال هاست افرادي را براي اذيت آزار او اجير كرده بودند و چند باري مردان اجير شده او را كتك زده‌اند تا اينكه تصميم به انتقام سخت مي‌گيرد. متهم در ادامه در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت.

گفت‌وگو با متهم

خودت را معرفي كن‌؟
كمال هستم 48 سال سن دارم.

به چه كاري مشغول بودي‌؟
با پرايدم مسافركشي مي‌كردم.

سابقه داري‌؟
نه.

معتادي‌؟
نه.

چند سال در آن مجتمع زندگي مي‌كني‌؟
از سال 88 خانه برادرم را در آن مجتمع اجاره كردم و تا الان به صورت مجردي زندگي می‌کنم.

چرا تصميم به قتل گرفتي‌؟
من از آنها كينه به دل داشتم. چند سال است كه آنها مرا اذيت مي‌كنند. حتي افرادي را هم اجير كرده بودند تا مرا كتك بزنند. روز حادثه هم قصد داشتم هر دوي آنها را به قتل برسانم، اما يكي از آنها جان سالم به در برد.

قبل از اين حادثه با آنها درگيري هم داشتي‌؟
بله.

چرا‌؟
تميسار كه صاحب مغازه املاكي بود هر چند وقت يك بار دكوراسيون مغازه‌اش را به خاطر اينكه به افراد مختلفي مانند ساندويچي، عكاسي، املاكي و... اجاره مي‌داد تغيير مي‌داد به طوريكه هميشه براي من مزاحمت ايجاد مي‌كرد و احتمال مي‌دادم با تعميرات هميشگي او خانه‌ام تخريب مي‌شود. به همين دليل چند باري با او و مستأجرش كه همان املاكي بود مشاجره لفظي كرده بودم.

يعني براي همين موضوع فكر مي‌كردي آنها افرادي را براي آزار دادن شما اجير كرده‌اند‌؟
بله، اما تنها اين موضوع نبود.

بيشتر توضيح بده‌؟
يكي از برادرهايم همراه زن و فرزندش در هلند زندگي مي‌كردند تا اينكه چند سال قبل به ايران برگشت اما در ايران معتاد شد و همسرش از او جدا شد. پس از اين او در حوالي كرج خانه‌اي مجردي اجاره و زندگي مي‌كرد و من هم هر چند روز يكبار به او سر مي‌زدم و براي او خوراك و پوشاك مي‌بردم و در واقع از نظر مالي كمكش مي‌كردم. فروردين‌سال 92 يكبار كه به ديدنش رفتم متوجه شدم همسايه‌ها او را كتك زده‌اند و به او گفته‌اند بايد خانه‌اش را تخليه كند. چند روز بعد كه دوباره به ديدن برادرم رفتم متوجه شدم كه او ناپديد شده‌است. مدتي همراه برادران ديگرم به دنبال برادر گم شده‌ام گشتيم، اما خبري از او پيدا نكرديم تا اينكه از طريق همسايه متوجه شدم تميسار و مرد بنگاه دار مردي را اجيركرده تا برادرم را بربايند.

چرا شكايت نكردي از آنها‌؟
برادرانم مي‌گفتند من خيالبافي مي‌كنم و اجازه ندادند شكايت كنم.

درباره روز حادثه توضيح بده‌؟
روز 29 فروردين‌ امسال براي هواخوري به پارك گفتگو رفته بودم كه دو مرد قوي هيكل مرا به شدت كتك زدند. آنها گفتند كه از طرف مرد بنگاه دار اجير شده‌اند. آنقدر مرا كتك زدند كه انگشتانم شكست و بي‌هوش شدم. وقتي به‌هوش آمدم تصميم گرفتم در اولين فرصت آنها را به قتل برسانم به همين دليل همان روز دو چاقو ماركدار از دو نفر دستفروش خريدم. پس از آن هر روز چاقو‌ها را به صورت باز همراه خودم داشتم تا اينكه روز حادثه از خانه‌ام بيرون آمدم تا با خودروام به مسافركشي بروم. قبل از سوار شدن در حال بردن نايلون زباله به طرف سطل زباله بودم كه تیمسار و مرد بنگاه دار از مغازه بيرون آمدند. همان لحظه احتمال دادم آنها قصد اذيت مرا دارند كه با چاقو از پشت تيمسار را گرفتم و ضربه‌اي به گلويش زدم و بعد هم ضربه‌اي به مرد بنگاه دار زدم. در حالي كه تمام بدنشان خونين شده بود فرار كردند كه دوباره تيمسار را گرفتم و چند ضربه ديگر زدم. قصد داشتم چند ضربه ديگر هم به مرد بنگاه دار بزنم كه همسايه‌ها و رهگذران مانع من شدند.

چرا فرار نكردي‌؟
من انتقام گرفتم و قصد فرار نداشتم.

پشيماني‌؟
نه.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار