مرتضي افقه در گفتوگو با ايسنا ميگويد: نبايد با شعاري كه براي سالها انتخاب ميشود، عوامانه برخورد كرد. واقعيت اين است كه همه توليدكنندهها ميخواهند كالاي باكيفيت توليدكنند و مصرفكننده هم تمايل به مصرف كالاي ملي دارد؛ به شرط آنكه الزامات توليد كالاي با كيفيت و با قيمت مناسب ايراني فراهم شود. يكي از سياستهايي كه اين مهم را رقم ميزند، اتخاذ سياست ارزي صحيح و برخورد قاطع با كساني است كه در توليد كالاي ايراني اخلال ايجاد ميكنند.
او درباره موضوع حمايت از كالاي ايراني كه توسط مقام معظم رهبري با عنوان شعار سال ۱۳۹۷ انتخاب شد، میگوید: نكته مهم اين است كه نبايد با نامگذاريهاي سالها عوامانه برخورد شود. اينكه مثلاً به مصرفكننده گفته شود تحت هر شرايطي كالاي ايراني بخرند. اين در حالي است كه ميدانيم كالاي ايراني در موارد بسياري كيفيت نازلي دارد و مصرفكننده نميتواند آن را جايگزين كالاهايي با كيفيت بالاتر كند. همچنين نميتوان به توليدكننده گفت كالاي باكيفيت توليد كن بدون اينكه الزامات آن فراهم شود. مگر توليدكننده بدش ميآيد كالاي باكيفيت توليد كند. عضو هيئت علمي گروه اقتصاد دانشگاه چمران اضافه كرد: نكته اينجاست كه اصولاً در كشور ما كالاي ايراني حمايت يا تشويق نميشود، بلكه توليدكننده ايراني تنبيه هم ميشود. واقعيت اين است كه در نظام ارزشي ما توليدكننده جايگاه بالايي ندارد و در نظام ارزشي ما براي نظارت و كنترل بر بسياري از امور فرهنگي راه براي برخوردهاي بازدارنده فراهم شده، ولي در مسائل اقتصادي اين نيست. چرا با كساني كه مانع توليد ميشوند، برخورد لازم صورت نميگيرد؟
وي اضافه كرد: ساختار اقتصادي ما ضدتوليد و ضدتوسعهاي است و اين موضوع در كار ادارات و توليد خود را نشان ميدهد. در نظر داشته باشيد كه از حدود شش الي هفت ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري به اين دليل كه ادارات نميدانند كه چه كسي قرار است در آينده رئيسجمهور شود، كار را تعطيل ميكنند و كار تعطيل شده تا شش ماه بعد از حضور رئيسجمهور جديد همچنان بر منوال سابق باقي ميماند تا عزل و نصبها صورت گيرد. در چنين مواردي قطعاً توليد ما آسيب ميبيند و توليدكننده دچار سردرگمي ميشود.
افقه با اشاره به فضاي نامناسب كسب و كار و بروكراسيهاي پيچيده در ايران گفت: چنين وضعيتي منجر به آن شده كه بخش مولد در برابر بخش دلالي تضعيف شود. هر چند بخش توليد در ايران تضعيف ميشود، قيمت كالاها بالا رفته و كيفيت پايينتر ميرود و به اين ترتيب مصرفكننده انگيزهاي براي خريدن كالاهاي ايراني پيدا نميكند. اين نكته حائز اهميت است كه اگر مردم در زمان جنگ تحميلي بهرغم كيفيت نازل كالاها بر خريد آنها تأكيد ميكردند، علت اين بود كه آن زمان دولت سرمايه اجتماعي بالايي داشت و مردم به خاطر عرق به تعلق كالاي ايراني آن را مصرف ميكردند، ولي اكنون بعد از ۴۰ سال بسياري متوجه شدند كه نظام سياسي در ايران هنوز نتوانسته است كالاي باكيفيت توليد و ارائه كند، لذا ممكن است بسياري ديگر انگيزه چنداني براي خريد كالاي با كيفيت پايين و قيمت بالا، ولي ايراني نداشته باشند.
وي با اشاره به اينكه اكنون توليدمان با ۵۰ درصد ظرفيت خود كار ميكند، گفت: در وهله اول بايد اقداماتي صورت بگيرد كه توليد ما بتواند با ظرفيت كامل خود كار كند و اين سياستها صرفاً نبايد از طريق سياستهاي تعرفهاي پيگيري شود؛ چراكه سياستهاي تعرفهاي و ممانعت از واردات كالا در نهايت فقط منجر به گران شدن كالاي داخلي و گسترش قاچاق ميشود.