
جمهوري اسلامي ايران در حالي طي ساليان گذشته با حسن نيت، به دنبال ترميم روابط خود با عربستان بوده كه مرور واكنشها و گفتههاي مقامات اين كشور نشان ميدهد آنان نه تنها به دنبال بازسازي روابط خود با ايران نيستند بلكه ميكوشند با تند كردن فضاي منطقه، از طريقي غيرديپلماتيك رقيب ديرينه خود ايران را از صحنه به در كنند. مؤيد اين موضوع گفتههاي اخير وليعهد جاه طلب عربستان است كه در سفري به امريكا در گفتوگو با نشريه آتلانتيك جملاتی تند را عليه كشورمان بر زبان آورد و حتي بدون واهمه از تبعات گفتههايش به صراحت از برنامهريزي براي يك جنگ با ايران سخن گفت.
سعوديها در حالي با اقدامات و رفتارهاي خود هر روز بر آتش جنگ در منطقه غرب آسيا هيزم ميگذارند كه اين رژيم به واسطه همين سياستهاي خود در حال اضمحلال و فروپاشي است و همين واهمه از بحرانهاست كه آنها را واداشته مشكلات خود را به خارج از مرزهايشان پمپاژ كنند و با درگير كردن ديگر كشورهاي منطقه، عملاً آتش دروني خود را به دامن ديگر كشورها بيندازند. بر اين اساس، سعوديها امروز تحت فرمان رئيسجمهور امريكا كه آنان را «گاوي شيرده» ميداند، مشغول سوزاندن سرمايههاي اين كشور از طريق خريد سلاح و تكنولوژيهاي فانتزي از امريكا هستند. علاوه بر اين بخش بزرگ ديگري از داراييهاي آنان نيز بابت حمايت از گروهكهاي تروريستي منطقه در حال هدررفت است. همچنين بايد به اين روند جنگ يمن و سوريه را نيز اضافه كرد كه امروز به باتلاقي براي عربستان تبديل شده كه ديگر توان خروج از آن را ندارد و تنها سرمايه آنان را درون آتش جنگ ميريزد.
تقابل عربستان با ايران يا رقابت منطقهاي
اما ورود سعوديها به اين بازي خطرناك عليه ايران، در حالي است كه ايران پس از انقلاب شكوهمند اسلامي توانسته بهرغم تمامي تحريمها و فشارهايي كه در قالب جنگ تحميلي و تحريم به آن وارد شده بود، نهتنها تماميت ارضي خود را حفظ بلكه پلههاي ترقي را يكي پس از ديگري طي كند و به الگويي منطقهاي و الهامبخش براي كشورهاي مسلمان تبديل شود؛ الگويي كه امروز مدل خود را به كشورهاي مختلف صادر ميكند و انقلابهاي بيشماري به تأسي از انقلاب اسلامي ايران شكل گرفته است، از اين رو مقامات سعودي همواره در تلاش بودهاند ايران را با چالشهاي مختلفي درگير كنند تا از اين راه بتوانند يكي از رقباي منطقهاي خود را كه از موقعيتي بسيار استراتژيكتر نسبت به خود با تسلط بر تنگه هرمز و نوار شمالي خليجفارس برخوردار بود، از دور خارج كنند.
اين اقدامات در حالي صورت گرفت كه عربستان همزمان تلاش زيادي براي ايجاد فاصله ميان ايران و شركاي استراتژيك به كار بست؛ تلاشي كه در نهايت تبديل به يك جنگ تمامعيار در سوريه، عراق و يمن شد و كار را تا جايي پيش برد كه سعوديها درآمدهاي ميلياردي خود از فروش نفت را جهت مقابله با ايران در اختيار گروههاي تروريستي فعال در سوريه و عراق قرار دادند و خود نيز وارد يك جنگ مستقيم با يمن شدند، علاوه بر اين آنان بر اساس همين سياست اشتباه خود، در حال حمايت مالي از يكي از خطرناكترين گروهكهاي تروريستي جهان به نام منافقين هستند تا شايد از اين مسير بتوانند به ايران ضربه بزنند.
آيا بروز يك جنگ منطقهاي محتمل است؟
اما در اين بين سؤال مهمي كه افكار عمومي را به خود مشغول كرده اين است كه با توجه به حملات لفظي سعوديها به ايران و همچنين شكستهاي مكرر آنان در منطقه، آيا اين احتمال تقويت شده كه عربستان دست به يك اقدام پيشدستانه نظامي عليه ايران بزند؟
در پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه در زمان فعلي بروز يك درگيري نظامي دور از ذهن به نظر ميرسد، چراكه سعوديها در يك سو با چالشهاي متعددي پيرامون جنگ يمن دست و پنجه نرم ميكنند و از اين جنگ خسارتهاي فراواني خوردهاند و در سوي ديگر نيز آنان به خوبي از قدرت دفاعي جمهوري اسلامي ايران آگاه هستند؛ قدرتي كه متكي بر توان داخلي خود است نه صنايع نظامي ديگر كشورها. همچنين اين موضوع را نيز نبايد فراموش كرد كه سرويسهاي جاسوسي غربي قطعاً در اين مدت آگاهيهاي نسبي نسبت به قدرت نظامي ايران در اختيار شريك سعودي خود قرار دادهاند و آنان برآورد دقيقي از سرنوشت يك جنگ با ايران در اختيار دارند، البته در اين ميان تحليل روزنامه صهيونيستي هاآرتص نيز قابل تأمل است؛ جايي كه اين روزنامه در يادداشتي نوشت: نبايد شك كرد كه در صورت بروز جنگ، عربستان سعودي از ايران شكست ميخورد.
بر اين اساس، شولمو آوينري در روزنامه هاآرتص اسرائيل به بررسي اين موضوع پرداخته و نوشت: « نبايد شك و ترديد داشت كه در چنين جنگي، ايران، عربستان سعودي را شكست ميدهد. عربستان سعودي به رغم داشتن تسليحات پيشرفته امريكايي، از منظر نظامي ضعيف است و تقريباً داراي يك ارتش واقعي نيست.»
روزنامه امريكايي واشنگتن پست نيز اوايل سال ميلادي گذشته، در خصوص احتمال تقابل نظامي ايران و عربستان در گزارشي نوشت: اگرچه حملات موشكي از يمن به عربستان احتمالاً در كوتاهمدت به مناقشهاي مستقيم ميان ايران و عربستان منجر نخواهد شد، اما شكافهاي ميان رياض و تهران را كه دههها درگير جنگهاي نيابتي بودهاند، عميقتر ميكند. اين رقابت در سوريه، يمن، لبنان و فراي آن خود را بروز داده است. اين روزنامه سپس به جبههبنديهاي منطقهاي شكلگرفته در خاورميانه اشاره و ايران را به عنوان يك قدرت منطقهاي معرفي كرده است. اين روزنامه در بخش پاياني مطلب خود نيز اگرچه نخواسته احتمال بروز يك جنگ را ناديده بگيرد اما گفته است هم اكنون نشانهاي براي ورود ايران و عربستان به جنگي رو در رو ديده نميشود.
شرايط عاديسازي روابط چيست؟
در اين ميان نبايد برخي تلاشهاي دوستان مشترك در خصوص عاديسازي روابط ميان ايران و عربستان را ناديده انگاشت؛ اتفاقي كه به نظر ميرسد جمهوري اسلامي ايران از آن استقبال خواهد كرد اما اين ديدگاه سعوديهاست كه بايد در اين خصوص تغيير كند، البته اين نكته را نبايد فراموش كرد كه ايران نيز در اين مسير قطعاً شروطي خواهد داشت كه سعوديها بايد با آن كنار بيايند. بر اين اساس عربستان در مرحله نخست لازم است نه تنها حمايت خود از گروههاي تروريستي فعال در منطقه را قطع كند بلكه بايد به مسئوليت خود در قبال بازگردان صلح به منطقه غرب آسيا پايبند باشد، همچنين ضمن پذيرفتن حاكميت قانوني تمامي كشورها از جمله ايران، كمكهاي گاه و بيگاه خود به اپوزيسيون ايراني را به اتمام برساند و بابت اين موضوع از جمهوري اسلامي ايران عذرخواهي كند.
نكته ديگري كه عربستانيها بايد آن را بپذيرند، توقف همكاريها با دشمنان ايران از جمله امريكا و رژيم صهيونيستي عليه منافع كشورمان است كه اين روزها به اوج خود رسيده است. در نهايت عذرخواهي ديگر عربستان بايد در موضوع فاجعه منا باشد و در اين مسير ضمن عمل به وظايف ديپلماتيك خود، بايد ديه حادثهديدگان منا را پس از گذشت سه سال و در آستانه موسم جديد حج به طور كامل پرداخت نمايد.