صحبت كردن معمولاً باعث ميشود مقداري از فشارهاي سركوب شده دروني فرد تخليه شود، افراد افسرده فشارهايي را كه در طول زمان به آنها وارد شده، سركوب ميكنند، اين افراد معمولاً براي اينكه به آرامش برسند دست به برخي كارها ميزنند، يكي از اين كارها مصرف موادمخدر است.
با وجود اينكه شخص ميداند مصرف مواد مخدر برايش مضر است، اما نميتواند دست از مصرف بردارد؛ چراكه به رفتارش عادت كرده است.
حالت وسواسي كه برخي افراد دارند در زندگي آنها بسيار اثرگذار است اين وسواس وسيلهاي براي تخليه فشارهاي دروني است به همين دليل ميتواند زمينهساز هر رفتاري در وي شود، يكي ممكن است وسواس را در شستن ظرف يا حمام طولاني داشته باشد و يكي به مصرف مواد مخدر روي آورد.
ارتباط بين افراد خانواده يا دوستان نزديك باعث ميشود اين افراد فشارهاي دروني خود را تخليه كنند و علاوه بر آن، به يكسري شناختها برسند، حالت دوستانه و صميميت بين افراد باعث ميشود از حالت افسرده دور بمانند و تحولي در فرد ايجاد شود.
هنگامي كه با يك فرد معتاد صحبت ميكنيم ممكن است حرفي بزنيم كه او را ناراحت كند و شانس برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با او را از بين ببريم. طبيعي است كه ما به عنوان خانواده او قصد داريم براي ترك اعتياد و بهبودي به فرد معتاد كمك كنيم، اما در وضعيت حساس و سختي قرار داريم و ممكن است نگراني و عصبانيت ما باعث شود تا طرز صحبت كردن ما با او، نتيجه معكوس داشته باشد و فقط باعث وخيمتر شدن اوضاع شود پس بايد هميشه برخي نكات را در صحبت كردن با فرد معتاد به ياد داشته باشيم.
يكي از كارهايي كه باعث ميشود معتاد از صحبت كردن طفره رود يا با شما قطع رابطه كند، اين است كه او را مسئول همه بدبختيهاي خانواده معرفي كنيد.
تحقير كردن فرد، بيدست و پا و بياراده توصيف كردن او، بدون شك واكنش خشن وي را به دنبال خواهد داشت. هر اندازه هم كه فكر كنيد انتقاد شما از اين معتاد درست و منطقي است، باز هم اين انتقاد باعث ميشود تا او بيش از پيش در لاك خودش فرو برود و نه تنها با شما صحبتي نكند بلكه بيشتر به سراغ موادمخدر برود زيرا فكر ميكند با مواد به آرامش ميرسد، بنابراين هنگام صحبت با فرد معتاد بايد همه جوانب را درنظر گرفت.
نوع شخصيت افراد و سن، نقش بسيار مهمي در روي آوري به مخدرها دارد معمولاً افرادي كه جوان هستند بيشتر به دنبال محركها هستند و افرادي كه سن آنها بالاتر است بيشتر به دنبال مخدرهاي سنتي هستند، افراد برونگرا نيز معمولاً به مصرف محركها گرايش بيشتري دارند و افراد درونگرا گرايش بيشتري به مخدرهاي افيوني دارند.
روشهاي درماني همچون «شناخت درماني» و «رفتاردرماني» براي اين بيماران توصيه ميشود؛ چراكه بنده به عنوان روانشناس، ناخودآگاه فرد را در روند مصرف مواد يا ترك اعتياد فرد بسيار تأثيرگذار ميدانم. ميدانيم درصدي از افرادي كه ترك ميكنند، مجدد به سمت مواد برميگردند زيرا فشارهايي كه در طول زمان به آنان وارد شده همچون وقايع تلخ زندگي، جدايي، تصادف، تجاوز و از دست دادن عزيزي در ناخودآگاه فرد باقي ميماند و به صورت افسردگي و حالات وسواس گونه بيرون ميزند، اين افراد عموماً به شناخت رسيدهاند اما توانايي رها كردن مخدرها را ندارند و بايد براي اين افراد، درمان ويژهاي علاوه بر درمانهاي روانشناسي داشت، بنابراين در ابتداي درمان بايد فشارهاي روحي و رواني فرد معتاد را تخليه كرد تا بتوانيم به نتيجه مطلوب و مناسبي برسيم و راه برگشت مجدد معتاد به مواد را ببنديم.
* روانشناس