
احمد كاظمزاده
از زماني كه تجديدنظرطلبان حاكم بر كاخ سفيد به رياست جمهوري دونالد ترامپ در امريكا به قدرت رسيدهاند، جنگطلبان حاكم بر تل آويو به رهبري نتانياهو به وسوسه افتادهاند كه با فرصتطلبي از ساخت جديد قدرت در امريكا و همچنين با نزديكي به كودتاگرايان حاكم بر رياض به رهبري محمد بن سلمان طرحهاي يكجانبه خود را در فلسطين شامل تشكيل دولت خالص يهودي، امحاي زمينههاي تشكيل دولت فلسطيني، طرد حق بازگشت آوارگان فلسطيني و تبديل بيتالمقدس به پايتخت رژيم صهيونيستي به پيش ببرند و بدين ترتيب پرونده فلسطين را براي هميشه به نفع خود ببندند. برخي رخدادها ازجمله تن دادن عربستان و جناح كودتاگراي حاكم بر اين كشور به وجهالمصالحه شدن فلسطين در چارچوب طرح موسوم به معامله قرن و همچنين فرمان ترامپ مبني بر انتقال سفارت امريكا به بيتالمقدس باعث شده بود جنگطلبان حاكم بر تلآويو نسبت به اجراي طرحهاي يكجانبه خود اميدوار باشند و حتي براي اجراي فرمان ترامپ مبني بر انتقال سفارت امريكا به بيتالمقدس در هفتادمين سالروز اشغال فلسطين و اعلام موجوديت خود در 24 ارديبهشت تدارك ببينند. اما ابتكاري كه فلسطينيهاي ساكن نوار غزه در 30 مارس برابر با 10 فروردين با به راه انداختن راهپيمايي به سمت مرزهاي اين رژيم و برپايي تحصن شش هفتهاي به كار گرفتند خوشبينيهاي اين رژيم را نقش بر آب كرد. اين رژيم به قدري از اين اقدام و ابتكار دچار هراس و وحشت شد كه دستور تيراندازي به سمت متحصنين فلسطيني را در حاليكه حدود 500 متر با مرز فاصله داشتند صادر كرد كه در جريان آن 19 نفر شهيد و حدود 1500 نفر زخمي شدند كه اين كشتار باعث شد بار ديگر جنايات اين رژيم از حاشيه به متن در آيد و در كانون توجهات قرار گيرد. هرچند حجم و شدت واكنشها با عمق و گستره جنايات صورت گرفته تناسب ندارد اما به هر حال توانسته توجه مجامع جهاني و منطقهاي را به خود جلب كند. درخواست براي اعزام كميته حقيقتياب به منطقه براي بررسي كم و كيف كشتار همچنان به عنوان يك مطالبه عمومي دنبال ميشود و هر دو گزينه رد يا پذيرش اين مطالبه به يك چالش جدي براي اين رژيم تبديل شده است. در صورتي كه رژيم صهيونيستي همچنان به رويكرد مخالفتآميز خود با اعزام اين هيئت ادامه دهد اين ذهنيت در افكار عمومي بينالمللي تقويت خواهد شد كه رژيم صهيونيستي مسئول اين كشتار است و بايد در برابر آن پاسخگو باشد اما اگر به فرض محال هم با اين درخواست موافقت كند با توجه به مستندات قوي كه در اين زمينه وجود دارد هم رژيم صهيونيستي محكوم خواهد شد هم اينكه فلسطينيها اين امكان را به دست خواهند آورد كه با استفاده از ارتقاي موقعيت خود در سازمان ملل پيگيري قضايي اين رژيم را در دستور كار خود قرار دهند.
هرچند همه مجامع جهاني و منطقهاي اعم از سازمان ملل، سازمان همكاري اسلامي و اتحاديه عرب در قبال حمايت از فلسطين و احقاق حقوق فلسطينيها و بهخصوص آوارگان فلسطيني مسئوليت تعريفشده و انكارناپذير دارند اما به نظر ميرسد اين بار فلسطينيها و آوارگان فلسطيني از حمايت اين مجامع دست شستهاند و روي توان داخلي خود حساب كردهاند كه اين مسئله بر وحشت صهيونيستها افزوده است. اين ابتكار براي اولين بار همزمان با آغاز خيزشهاي مردمي در كشورهاي عربي در سال 2011 ميلادي از سوي آوارگان فلسطيني به كار گرفته شد اما بهتدريج در فضاي ناشي از اين خيزشها به حاشيه رفت اما اكنون چند عامل موجب شده است كه دوباره از حاشيه به متن بيايد:
نخست اينكه در چارچوب آنچه از آن به معامله قرن تعبير ميشود تلاش ميشود براي هميشه حق بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمين مادري خود ملغي شود و آوارگان فلسطيني يا براي هميشه در كشورهاي ميزبان بمانند يا اينكه به منطقهاي در صحراي سينا منتقل شوند كه قرار است در چارچوب مبادلات ارضي در ازاي چشمپوشي فلسطينيها از حق تشكيل دولت فلسطيني در كرانه باختري به فلسطينيها واگذار شود. در طراحي و اجراي اين پروژه جنگطلبان حاكم بر فلسطين اشغالي به رهبري نتانياهو، تجديدنظرطلبان حاكم بر كاخ سفيد به رهبري ترامپ، كودتاگرايان حاكم بر رياض به رهبري محمد بن سلمان نقش دارند و البته دو كشور اردن و مصر نيز با تشويق و تنبيه وادار به مشاركت در اجراي اين پروژه شدهاند. با اين حال خيانتي كه بهتازگي عربستان و جناح كودتاگر در حق مردم فلسطين و آوارگان مرتكب شده است با هيچ مورد ديگري قابل مقايسه نيست. عربستان نه تنها عليه قتلعام فلسطينيها موضع نگرفت و مانع از واكنش و اقدام سازمان همكاري اسلامي نيز شد بلكه محمد بن سلمان در جريان سفر به امريكا خنجري جديد در كمر فلسطينيها فرو كرد كه حتي براي خود صهيونيستها نيز غافلگيركننده بود. وي در مصاحبه با نشريه آتلانتيك كه مجري آن يك روزنامهنگار اسرائيلي بود و سابقاً نيز در ارتش اسرائيل خدمت ميكرد، گفت: يهوديان در سرزمينهاي آبا و اجداديشان حق زندگي دارند. روزنامه «اسرائيل هيوم» كه از روزنامههاي نزديك به بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم اشغالگر اسرائيلي است، نوشت اظهارات شاهزاده محمد بن سلمان در نوع خود بيسابقه است و تاكنون هيچ مقام عربي حتي انور سادات نيز چنين اظهاراتي نداشته است. دنيس راس مذاكرهكننده امريكايي نيز در اين باره گفت: مقامات كشورهاي عربي سابقاً ماهيت وجودي اسرائيل را پذيرفته بودند اما به حق آن در سرزمين اجدادي يهود اشارهاي نكرده بودند و اين به مثابه خط قرمزي بود كه هيچ يك از مقامات عربي تاكنون به آن نزديك نشده بودند.
دوم اينكه به نظر ميرسد اكنون تقريباً همه فلسطينيها صرف نظر از اختلافات سياسي داخلي دارند به اين نتيجه ميرسند كه در چارچوب معامله قرن كل فلسطين وجهالمصالحه قرار گرفته و خطري كه فلسطين و فلسطينيها را تهديد ميكند به مراتب گستردهتر است و ديگر به حوزه سازش محدود نميشود. اين بدين مفهوم است كه ابتكار جديد آوارگان فلسطيني از حمايت اجماع فلسطيني برخوردار است و از اين ديد ميتوان گفت انتفاضه جديد فلسطيني با محوريت آوارگان رقم ميخورد و ميتوان به آن عنوان انتفاضه آوارگان لقب داد.
در كنار اين موضوع ميتوان به دو متغير تكميلي ديگر نيز اشاره كرد كه يكي نااميد شدن گروه سازشكار از شيوهاي كه در دو دهه و نيم گذشته به كار گرفته بود و تصور ميكرد از طريق مذاكره ميتواند به تشكيل دولت نيمبند فلسطيني دست پيدا كند و دوم نااميد شدن حماس از پروژه موسوم به اخواني كردن منطقه و روي آوردن مجدد به محور مقاومت است. با در نظر گرفتن اين متغيرها به نظر ميرسد انتفاضه جديد اين بار با محوريت آوارگان استارت خورده و از اجماع فلسطين برخوردار است و همين امر باعث وحشت رژيم صهيونيستي شده است و نمايي از اين اضطراب و وحشت را ميتوان در سركوب تحصن مسالمتآميز آوارگان فلسطيني در مرز غزه مشاهده كرد. اين رژيم كه براي امحاي كامل فلسطينيها و بستن پرونده فلسطين خيز برداشته بود اكنون در معرض خيزش جديد آوارگان فلسطيني قرار گرفته است كه هيچ راهكار دقيق براي مقابله با آن ندارد و توسل به سركوب نيز در اين زمينه نه تنها راهگشا نيست بلكه چه بسا چالشساز هم هست و لذا ميتوان گفت حداقل در چند هفته آينده اين رژيم با چالشهاي روز افزون مواجه خواهد شد و برنامههاي تدارك يافته براي هفتادمين سالروز اعلام موجوديت از هم اكنون به يك كابوس تبديل شده است.