
شش ماه از استقرار تيم جديد شهري و شوراي شهر در پايتخت گذشت. با نگاهي به وعدههاي شهردار تهران و اعضاي شوراي شهر براي آباداني و توسعه شهر تهران و حل مشكلات آن، فعاليتهاي مديريت جديد شهري فقط به چند بخشنامه در شهرداري براي جلوگيري از فساد و تراكمفروشي و همچنين چند ده مصوبه از سوي شوراي شهر، محدود شده است و اتفاق عملياتي جديدي كه در شهر چشمگير باشد صورت نگرفته است.
اينكه شهرداري چه زماني ميخواهد وعدههاي خود را عملياتي كند مشخص نيست. در حقيقت به نظر ميرسد كه مديريت جديد (شورا و شهرداري) به دنبال آن هستند تا فقط شهر را در وضعيت كنوني نگه دارند نه اينكه براي ارتقا و توسعه آن كاري اجرايي انجام دهند. بايد منتظر ماند و ديد كه آيا مديريت جديد در سال پيش رو و سه سال باقيمانده كي دستي به سر و روي شهر خواهد كشيد.
ابرشهر تهران با جمعيت ثابت و شناور 10 تا 13 ميليون نفر نيازمند مراقبت ويژهاي است و اگر به حال خود رها شود بر دامنه مسائل و مشكلات آن افزوده خواهد شد و سرمايههاي بسياري بر باد خواهد رفت.
طبق آمار رسمي، شهر تهران در حال حاضر شانزدهمين شهر پرتراكم جهان است. مساحت شهر تهران 636 كيلومترمربع است كه جمعيتي بين 9 تا 11 ميليون را به صورت ثابت و شناور در خود جاي داده است. جمعيتي كه اولويت اول آن آمد و شد، مسكن، هواي پاك و آسايش و آرامش شهري است. متأسفانه شهر تهران در دهههاي گذشته به دليل نداشتن برنامه جامع به صورت غيرمتعارف رشد كرده است. در اين مسير در برخي بخشها همچون افزايش جمعيت و ساخت مسكن و معابر شهري به حد اشباع رسيده است ولي در ساير موارد همچون مسائل زيستي و اجتماعي و فرهنگي گاهي درجا زده است. وجود بار ترافيكي شديد و بافتهاي فرسوده از يك سو و نبود منابع درآمدي پايدار سبب شده شهر تهران در هر شرايطي با مسائل و مشكلات متعددي روبهرو شود. تلاش برخي شهرداران در دهههاي اخير به دليل انباشته شدن مشكلات فقط توانسته است شهر را از حالت هشدار نجات دهد.
بهدلیل گستردگی مسائل و مشکلات کلانشهر تهران و نحوه اداره شهر در ادامه به چند نمونه از مسائل و مشکلات شهری اشاره کوتاهی شده و سپس رفتار مدیریت جدید شهری مورد آسیبشناسی در مدت شش ماه قرار گرفته و اشارهای هم به انتظارات و نیازهای شهروندان شده است. باید توجه داشت اگر مسائل و مشکلات این کلانشهر حل نشود بر بار مشکلات افزوده خواهد شد و علاوه بر هزینههاي اضافی زمان بالايی نیز باید صرف شود تا شهر در وضعیت کنونی باقی بماند و به عقب بازنگردد.
بافتهای فرسوده، پاشنه آشیل تهران
بافتهای فرسوده شهرهایی چون تهران هر سال بیشتر و بیشتر میشود که تبدیل به پاشنه آشیل جدی در مدیریت شهری شده است. بافتهایی که سالهاست سخن از برنامه و تلاش برای نوسازی آنها میشود اما در عمل آنچه اتفاق میافتد، فرسوده شدن بافتهای فرسوده است. نه اعتبارات و تسهیلات دولتی، کفاف نوسازی بناهای فرسوده شهری را میدهد و نه امتیازات مدیریت شهری، محرکی جدی برای مردم میشود. در این میان، برخی نوسازیها که عمدتاً شخصی و مردمی است، در احیای بافتهای فرسوده صورت میگیرد اما دردی را از زخم کهنه بافتهای فرسوده کم نمیکند. 123هزار پلاک فرسوده در تهران وجود دارد و سالانه 47 هزار واحد مسکونی باید نوسازی شود. اگر هزینه ساخت را در حدود متری یک میلیون و 400 هزار تومان بگیریم، سالانه حدود 500 هزار میلیارد تومان باید هزینه ساخت بدهیم. براساس فرمولی که از خود شهر تهران درآوردیم، 4/1درصد هزینهای است که باید دولت و شهرداری هزینه کنند؛ به جز تسهیلاتی که از طریق وام بانکی قرار است داده شود. بنابراین منابع بانکیمان هم باید تأمین شود. ما این اعداد را اگر کنار همدیگر بگذاریم در شهر تهران حدود یک سوم بودجه شهر تهران را باید به بافت فرسوده اختصاص دهيم. این در حالی است که نوسازی بافت فرسوده تهران اولویت یک نیست. شاید بگوییم هست و شعارش را هم میدهیم، ولی در حقیقت نیست. ابهامی که در طرح نوسازی جدید وجود دارد این است که چند سال طول میکشد تا آماده شود، چه تضمینی وجود دارد که پس از پایان کار دولت فعلی این توسعهگران حاضر شوند که واحدهایشان را با زمین مردم تعویض کنند و روی پروژههای کوچکتر کار کنند و افرادی که در خانههای دربست زندگی میکردند، حاضر شوند در مجتمع زندگی کنند؟
ترافیک پایتخت، کلاف درهم تنیده
کلانشهر 10 میلیونی پایتخت زیر بار ترافیک کمر خم کرده است. ورود خودروهای نو و جایگزین نشدن خودروهای فرسوده سبب شده میزان آلودگی هوا و ترافیک در پایتخت افزایش یابد. اجرای طرحهای مقطعی از یکسو و نبود طرح جامع ترافیکی سبب شده ترافیک پایتخت درهم تنیدهتر شود و علاوه بر افزايش اتلاف وقت شهروندان، میزان مصرف سوخت هم افزایش یابد. در این میان تکمیل نبودن شبکه حمل و نقل عمومی و حرکت لاکپشتی احداث و توسعه مترو سبب شده شهروندان به ناچار از وسایل نقلیه شخصی آنهم تکسرنشین استفاده کنند. با مروری بر عملکرد مدیریت جدید در این شش ماه مشخص میشود شهرداری و بخصوص حوزه حمل و نقل نتوانسته برنامه مشخصی برای روانسازی ترافیک ارائه کند. ارائه طرح ترافیک جدید یا دریافت عوارض به عناوین مختلف در بخش ترافیک تنها اقدام شهرداری در بحث ساماندهی ترافیک بوده که نه تنها دردی را درمان نکرده بلکه فقط فضا را بهدلیل تصمیمات سليقهای ملتهب کرده است. با دید برنامهها و وعدههای مديریت جدید در این بخش چه زمانی ترافیک را تسهیل و روان خواهد ساخت.
هوای پاک شاید وقتی دیگر
هر چند بحث هوای پاک یک موضوع کلان کشوری است ولی گام برداشتن بهسوی اقدامات برای کاهش آلودگی هوا در شهرها به اقدامات و تصمیمات مدیریت شهری بازمیگردد. متأسفانه شهرداری در بحث حفظ محیط زیست و کاستن از آلودگی هوا اقدام مؤثری تاکنون انجام نداده است. وعده استفاده از اتوبوس و موتورسیکلت برقی تاکنون فقط در حد شعار باقی مانده است. بحث دوچرخهسواری و مسیریابی هم در حد شعار و تبلیغات رسانهای متوقف شده و کار خاصی در این حوزه میانبخشی انجام نشده است و همچنان وسایل نقلیه فرسوده اعم از اتوبوس و تاکسی در حال آلوده کردن محیط زیست شهری هستند. در ضمن باید توجه داشت که مترو بهعنوان وسیله نقلیه پاک نیز کمکم به وسایل نقلیه فرسوده اضافه میشود اگر نوسازی ناوگان به شکل کنونی دنبال شود.
افزایش نیازها و کاهش رضایت شهروندان
در حقیقت وقتی به بخشهای مختلف شهر تهران به دقت نگاه میشود مشخص میشود که مشت نشانه خروار است که آثار کمکاری و بیتوجهی به احیاي شهر بیشتر خود را نمایان میسازد. اینکه مديریت شهری اعلام میکند پولی برای اداره و توسعه شهر تهران ندارد و بسیاری از فعالیتهای شهری فقط در حد حیات باقی مانده است استدلال قابل قبولی نیست چراکه در شرایط فعلی مدیریت شهری از دولت و مجلس یکسو برخوردار است و این ظرفیت میتواند پتانسیل بسیاری را در اختیار مدیریت شهری قرار دهد.
وعدههای بر زمین مانده شهرداری و از یکسو وجود چالشهای فراوان در اداره شهر و برنامههای آن از سوی دیگر سبب شده نگاه شهروندان به مدیریت جدید خالی از انتظارات و انتقادات نباشد.
به هر حال همه شهروندان به شکلی عوارض زندگی در شهر را میپردازند و باید سهمی در اداره شهر داشته باشند اما بهدلیل مضاعف شدن مسائل و مشکلات شهری در حال حاضر بیشترین فشارها به شهروندان بهصورت غیرمستقیم وارد میشود که این امر در درازمدت از میزان رضایت از مديریت شهری خواهد کاست.
به هر حال این ابرشهر نیازمند یک مدیریت قوی است که بتواند از ظرفیتها و پتانسیلهای موجود به بهترین شکل ممکن استفاده کند و تا زمانی که نوع نگاه مدیریت شهری گران کردن هزينههاي شهر باشد و اینکه شهروندان باید بیشتر هزینههای زندگی در شهر را بپردازند شهر در هیچ بخشی توسعه نخواهد یافت.
اینکه شیوه اداره شهر در مدیریت جدید با مدیریت قبلی بسیار متفاوت است امري قابل پذیرش است ولی اینکه برای اداره شهر به شهروندان فشار بیاید و ظرفیتهای موجود بلااستفاده باقی بمانند امری قابل قبول نیست. شهر تهران در بسیاری از بخشها بهدلیل پایتخت بودن و توجه نگاهها الگوي سایر شهرهاست و اگر روند توسعه در آن به هر دلیل به کندی پیش برود جای تأمل دارد.
انتظار تحول در شهر و ارائه خدمات بیشتر به شهروندان بخشی از خواسته عمومی است که لازم و ضروری به نظر ميرسد تا مدیریت جدید در این بخش به جد وارد فازهای عملیاتی شود. فرصت چهار ساله برای ایجاد تغییر و تحول فرصت مناسبی است تا مدیریت جدید بتواند وعده و برنامههای خود را عملیاتی سازد.
به سال جدید نزدیک می شویم، باید دید مدیریت جدید شهری در سال پیش رو چه خواهد کرد؟ آیا یخ مسئولان برای انجام امور شهری باز خواهد شد یا اینکه باز هم فقط از کمبودها خواهند نالید؟