
بلاتکليفي مشکل اصلي اين روزهاي کشتي ايران است. از زماني که رسول خادم استعفايش را اعلام کرده، مسئولان واکنش شفافي به اين موضوع نشان ندادهاند و هيچکس نميداند چه آيندهاي در انتظار کشتي کشورمان است. اين بلاتکليفي قطعاً به ضرر کشتي تمام خواهد شد. به همين دليل بايد هرچه سريعتر فکري به حالش کنند. درخواست رسول خادم براي روشن شدن آينده کشتي خواسته بحقي است. کشتيگيران ما بهرغم تمام مشکلات تمرين ميکنند و خودشان را به مسابقات ميرسانند، اما در نهايت به خاطر روبهرو نشدن با حريفاني از رژيم اشغالگر از حضور در رقابتها محروم ميشوند. آخرين مورد هم محروميت عليرضا کريمي بود که تيم ملي با مدال او حداقل ميتوانست به مقام سوم برسد. ادامه اين شرايط قطعاً به ضرر کشتيمان تمام ميشود. تا پيش از اين به بهانههاي مختلفي چون مصدوميت از رويارويي با رقباي اسرائيلي خودداري ميکرديم، اما ديگر نميتوانيم با اين روشها به کارمان ادامه دهيم. همه متوجه اين مسائل شدهاند و بايد چارهاي انديشيده شود.
از طرفي شرايط با گذشته فرق کرده و اسرائيليها سرمايهگذاري ويژهاي روي کشتي کردهاند. آنها در همه ردههاي سني کشتيگير به مسابقات جهاني اعزام ميکنند، به همين خاطر احتمال رويارويي مليپوشان ايراني با آنها بسيار بيشتر از گذشته شده و تنها مختص به رده سني بزرگسالان نميشود. در سال آينده چند مسابقه جهاني در ردههاي مختلف سني در پيش داريم که در صورت اعزام تيمهاي ملي احتمال مواجهه با حريفان صهيونيست نيز وجود دارد، به ويژه اينکه از حالا بايد به فکر بازيهاي المپيک هم بود. علت اصلي نگراني خادم همين مسائل است. او از مسئولان خواسته تا تکليف را مشخص و دليل روبهرو نشدن با رقباي اسرائيلي را رسماً اعلام کنند، نه اينکه بهانههاي قديمي را مطرح کنند. بدون شک هيچکس نميتواند جاي رسول خادم را در مديريت فدراسيون کشتي بگيرد. به قول امامعلي حبيبي، کشتي تاکنوني رئيسي چون خادم نداشته؛ رئيسي کاربلد، سالم و منضبط که روزي 15 ساعت وقتش را صرف کشتي ميکرد. با رفتن رسول خادم مطمئناً کشتي از هم ميپاشد.