كميته (كميسيون) نامگذاري شوراي شهر علناً و عملاً كميسيون هوچيگرا و شانتاژ شده است. شايد باور اينكه يك كميسيون فكسني تا اين حد بتواند قالتاقبازي در بياورد، سخت باشد، اما در همين هفتماه عيان شده كه اين كميسيون تقريباً بيارزشترين، مأموريت يافته كه با پرت و پلابافي اذهان را از بيكاري شورا و مجموعه مديريت شهري پرت كند.
هنوز ماجراي بودار و غرضناك تغيير نام خيابان كارگرشمالي به مصدق تمام نشده كه ظاهراً كميسيون نامگذاري شورا تصميم گرفته يكي از ساختمانهاي اصلي شهرداري را به نام سعيد حجاريان بزند! اولاً اينكه نامگذاري بناها و مكانها به نام افرادي كه زنده هستند، يك اقدام شاذ و غريب است كه فقط و لابد ميتواند اهداف سياسي– باندي آن را توجيه كند. ديگر و عجيبتر اينكه در خبرها آمده بود اين اقدام تأسفبرانگيز به دليل جانبازي سعيد حجاريان است! خصوصيات شخصي و عملكرد جناحي حجاريان بماند – كه سايرين بارها هم گفته و هم نوشتهاند – اما گربه رقصاني شوراي پنجم با اين قبيل اقدامات در بدو امر مردم را نسبت به خرد شخصي و جمعي اين عده نگران كرده است.
فضاي مجازي آكنده از طنزهايي شده كه نثار عملكرد هفتماهه مديريت شهري شده است. اين موضوع هم كه حجاريان اصلاً ترور شده يا نه بماند، اما اقدام بهتآور بنياد شهيد دولت اصلاحات در اواخر دهه 70 مبني بر جانباز اعلام كردن حجاريان و تقبل تمام و كمال هزينههاي درماني وي هنوز از اذهان مطلعان پاك نشده است. بهتآورتر اينكه حجاريان و همحزبيهايش هيچگاه حاضر نشدند از ضارب حجاريان شكايت كنند با وجود اينكه دستگاه قضايي وقت مصر بود پيگيري قضايي به اصطلاح ترور حجاريان صورت پذيرد.
حجاريان همين حالا هم مانند زمان پيش از ترور با ضاربش رفت و آمد حسنه دارد. حالا اما ترور حزبي حجاريان مستمسكي شده براي زدن نام يك ساختمان شهرداري براي وي! به قولي شما ما رو ترور نكن، زدن اسم ساختمان به نام ما پيشكش! خلاصه آنکه حجاريان با هيچ كدام از مؤلفههاي منطقي جانبازي، جانباز محسوب نميشود، حتي اگر حجاريان جانباز هم باشد و دو دهه باشد كه از بنياد جانبازان بابت اين جانبازي ساختگي حق و حقوقي دريافت ميكند به ما چندان مرتبط نيست، اما اينكه شوراي پنجم شهر تهران كه با فريفتن مردم و با وعده كار و تلاش و بهبود اوضاع به خيابان بهشت فرستاده شدهاند، اما در عمل مشغول باندبازي و دلقككاري هستند به ما مرتبط است.
تجربه انحلال شوراي اول شهر هم بخواهد اين دوره تكرار بشود يا نشود بحثي عليحده است، اما اينكه هفتماه از حضور و استقرار مجموعه مديريت شهري گذشته، مجموعه دولت هم ياريگر و همسو با مديريت شهري است، اما شورا و شهرداري روي هم رفته چهار كار عمراني درخور هم نكردهاند و پنج اقدام قابل عرضه نداشتهاند، جزو طرحهايي نظير خيابان فروشي، مترو فروشي، بزرگراه فروشي و شكستن شاخه درختان زير برف از قبل هشدار داده شده و در كنار اينها تعطيلي پروژههاي عمراني، اوضاع پايتخت را بحراني خواهد كرد. مصدق يك ماه، حجاريان يك هفته و. . . پروپاگاندا راه مياندازند، باشد، اما با كارنامه سفيد و خالي از هرگونه كار نميتوان مردم پايتخت را فريفت. به تجربه، تهرانيها هم كه راضي نباشند، ايران عليه اين بيعملي خواهد شوريد.