
مردي كه با لباس مأمور پليس راهنمايي و رانندگي با پرسه در خيابانهاي تهران از رانندگان و متقاضيان اخذگواهينامه اخاذي ميكرد، بازداشت شد. متهم با طرح اين ادعا كه همسرش فوت شده است از برخي شاكيان درخواست ازدواج كرده بود.
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل شكايتهاي مشابهي عليه اين مأمور قلابي به پليس تهران گزارش شد. بررسيها حكايت از اين داشت كه متهم با لباس مأمور پليس راهور متقاضيان گواهينامه راهنمايي و رانندگي يا كساني كه قصد كسر كردن خلافي خود را داشتند فريب داده و از آنها كلاهبرداري كرده بود. يكي از شاكيان به خبرنگار ما گفت: «تصميم گرفتم براي گرفتن گواهينامه اقدام كنم و به آدرس يكي از آموزشگاههای راهنمايي و رانندگي حوالي مترو توحيد رفتم. در پيادهرو متوجه مردي شدم كه داشت با تلفن صحبت ميكرد. او ميگفت نگران نباش به زودي گواهينامهات صادر ميشود. از آنجائيكه با لباس مأمور بود با گفتن اين جمله توجهام را جلب كرد و سراغش رفتم. پرسيدم شما ميتوانيد براي گرفتن گواهينامه كمكم كنيد؟ گفت: بله، نگران نباش و لازم نيست امتحان بدهي. خودم از تو امتحان ميگيرم و قبولت ميكنم. خوشحال شدم و قرار بود برايش مبلغي واريز كنم.» شاكي در ادامه گفت: «از آنجائيكه به او اعتماد كرده بودم به يكي از دوستانم پيشنهاد دادم در مورد خلافي يكميليون و 100هزار تومانياش با او صحبت كند. دوستم به او زنگ زد و قرار شد 500هزار تومان به حسابش واريز كند و خلافي را صفر كند اما خبري نشد.» شاكي در پايان با اشاره به رفتارهاي غيراخلاقي متهم گفت: «او به من و دوستم گفته بود كه همسرش فوت كرده و قصد ازدواج دارد. او از ما خواسته بود مورد مناسبي به او معرفي كنيم!»
در حالي كه هر روز بر تعداد شاكيان اضافه ميشد مأموران پليس موفق شدند او را بازداشت كنند. متهم در بازجوييها به جرمش اعتراف كرد.
گفت و گو با متهم
چند سال داري؟
32 سال.
متأهلي؟
بله، يك فرزند دارم.
شغلت چه بود؟
مأمور پليس راهور بودم كه اخراج شدم.
به چه جرمي دستگير شدي؟
اخاذي و كلاهبرداري با غصب عنوان.
لباس را از كجا و به چه قیمتی خريدي؟
الآن همه جا اين فرم لباس را ميفروشند. 60 هزار تومان دادم يك دست لباس و يك بيسيم قلابي خريدم.
از شيوه اخاذيت بگو.
حوالي جمهوري و خيابان نواب ميايستادم و بعد از جلب اعتماد متقاضيان گواهينامه يا پرداخت خلافي، از آنها ميخواستم مبلغي را به شماره حسابي واريز كنند.
بيشترين پولي كه دريافت كردي چقدر بود؟
500 هزار تومان از خانمي كه ميخواست خلافي پرداخت كند. مبلغ خلافي او يك ميليون و100هزار تومان بود و گفتم 500 هزار تومان به حسابم واريز كن تا خلافي را كم كنم. او هم پول را واريز كرد، اما ديگر به تماسهايش جواب ندادم.