
به گزارش خبرنگار ما، اوايل شهريورماه امسال، مرد جواني مأموران پليس را از جريان آدمربايي در خيابان ايثارگران در شمال تهران باخبر كرد. او گفت: «برادر همسرش كه مهدي نام دارد از سوي مردي به نام ياسر كه مدتها مزاحم خانواده آنهاست با تهديد سلاح ربوده شده و در يك خودروي پرشيا با هم درگير هستند.»
با ثبت اين اطلاعات مأموران پليس توانستند خودروي مورد نظر را شناسايي كنند، اما ياسر به محض مواجهه با مأموران قصد فرار داشت كه بازداشت شد. مأموران در بازرسي از او يك اسلحه گرم با 9 فشنگ و دو قبضه چاقو كشف كردند.
مهدي وقتي مورد تحقيق قرار گرفت، گفت: «دو خواهر به نامهاي مهوش و پريوش دارم. مهوش ازدواج كرده، اما پريوش مجرد است. پريوش 9ساله بود كه ياسر عاشق او شد و از همان سال اصرار داشت كه او را نشان كند، اما با مخالفت خانوادهها و پشيماني خود پريوش رابطه آنها قطع شد. ياسر اما بعد از آن دست بردار نبود و در اين سالها مدام براي ما ايجاد مزاحمت ميكرد. چند بار از او شكايت كرديم، اما هر بار با وساطت بزرگترها از شكايتمان منصرف شديم.» شاكي در ادامه گفت: «اين گذشت تا اينكه بار آخر ياسر در فضاي مجازي باعث آبروريزي خانوادهام شد. آنجا بود كه مجبور شدم با او قرار بگذارم تا با هم صحبت كنيم اما ياسر مسلح سر قرار آمد و مرا وادار كرد داخل خودرو بنشينم. از آنجائيكه ياسر را ميشناختم از شوهر خواهرم –آرمان- خواستم سر قرار بياد. او وقتي متوجه شد ياسر مسلح است و ما را تهديد ميكند با پليس تماس گرفت.»
بعد از اين توضيحات آرمان نيز به عنوان شاهد ماجرا تحت بازجويي قرار گرفت و توضيحات برادر همسرش را تأييد كرد.
ياسر اما در جريان تحقيقات جرمش را انكار كرد، اما با استناد به مدارك موجود به اتهام مباشرت در آدمربايي، تهديد با اسلحه گرم، حمل و نگهداري سلاح گرم و مهمات و تمرد از فرمان پليس روانه زندان شد.
پرونده بعد از صدور كيفرخواست به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و صبح ديروز روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي زالي قرار گرفت.
ابتداي جلسه بعد از قرائت كيفرخواست مهدي اولين شاكي پرونده در جايگاه قرار گرفت و گفت: «بعد از آنكه ياسر از ازدواج با خواهرم منصرف شد فهميد پريوش از دبي برگشته و يك ماشين بنز خريدهاست. آنجا بود كه خودش را سرزنش كرد و مزاحمتهاي او شروع شد.
شاكي در ادامه گفت: «يك بار ياسر به خاطر تهديد اسيد پاشي در فضاي مجازي از سوي پليس فتا دستگير شد، اما با وساطت بزرگترها شكايتمان را پس گرفتيم. اين گذشت تا اينكه ياسر يك صفحه اينستاگرامي درست كرد و در آن تصاويري از خواهر بزرگترم همراه با شماره شوهرش را گذاشت. به همين دليل افراد زيادي با شماره شوهر خواهرم تماس ميگرفتند و اين موضوع كلاً آرامش ما را گرفته بود. به همين دليل از او به پليس فتا شكايت كرديم و خودم نيز تصميم گرفتم با او صحبت كنم تا اينكه روز حادثه اقدام به گروگانگيري كرد.»
در ادامه متهم كه با قرار وثيقه آزاد بود در جايگاه ايستاد و در خصوص اتهاماتش گفت: « فقط همراه داشتن اسلحه را قبول دارم.» او در ادامه گفت: «روز حادثه در خانه بودم كه مهدي زنگ زد. وقتي مقابل در رفتم مهدي با عصبانيت گفت چرا عكس خواهرم را در اينترنت پخش كردهاي؟ به او گفتم پريوش را دوست دارم و اجازه اين كار را به خودم نميدهم. بعد از آن بود كه مهدي آرام شد و خواست در ماشين بنشينم و با هم دوري بزنيم.» متهم در خصوص همراه داشتن اسلحه گفت: «من بارها از مهدي كتك خورده بودم و ميترسيدم آن روز هم او مرا كتك بزند به همين دليل اسلحه را برداشتم و در ماشين نشستم. بعد از طي مسافتي بود كه متوجه شدم آرمان با سه نفر ديگر با پژو 206 ما را تعقيب ميكنند. از ترس اسلحه را بيرون آوردم و مهدي با ديدن اسلحه لحن صحبتش عوض شد و خواست مرا فريب دهد تا مأموران برسند و مرا دستگير كنند.»
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.