
نص صريح قانون IOC تأکيد ميکند كه مبارزه و مسابقه در عرصه ورزش بايد به دور از مسائل سياسي، تبعيض نژادي و قوميتي باشد و هيچ ورزشکاري نبايد در مسابقه عامدانه ببازد يا از مسابقه دادن طفره برود. بنابراين ما در اين زمينه هميشه متهم هستيم. واقعيت اين است که ما به هيچ وجه دوست نداريم در برابر ورزشکاران رژيم صهيونيستي به ميدان برويم و اين را ثابت کردهايم، اما در شرايط فعلي نميتوان با توسل به راههاي قديمي اين ماجرا را پيش بود. در گذشته ورزشکاران ما هميشه با تجويز پزشک، تظاهر به بيماري يا اضافه وزن از مبارزه با ورزشکاران اين کشور طفره ميرفتند، اما در عصر جديد و با توجه به وسايل ارتباط جمعي و شبکههاي اجتماعي واقعيت ماجرا خيلي زود برملا ميشود.
از آنجا که نظام ما اين رژيم را به رسميت نميشناسد، مسئولان کشور بايد در اين زمينه با ديپلماسي تصميمگيري کنند و تدبير داشته باشند، چراکه رژيم صهيونيستي مدتهاست که در حوزه ورزش سرمايهگذاري و با حضور يک نماينده فعال در IOC در اين مسئله ورود کرده و به جد به دنبال محروميت و تعليق ورزش ايران است. جالب اينکه نماينده آنها در IOC متولد تهران است و آشنايي خوبي به زبان فارسي دارد، از همينرو خيلي راحت به اطلاعات و اتفاقات ورزش ايران دسترسي پيدا ميکند. به همين دليل بايد در اين زمينه با ديپلماسي و تدبير جلو برويم تا ورزش آسيب نبيند. همانطور که در اجلاس سازمان ملل و اجلاس کميته بينالمللي المپيک، رژيم اشغالگر قدس حضور دارد و نمايندگان ما نيز شرکت ميکنند، در اين زمينه هم بايد با ديپلماسي جلو برويم و ماجرا را مديريت كنيم. خادم با توجه به جرياناتي که در بدنه فدراسيون جهاني و کميته بينالمللي المپيک وجود دارد، متوجه شده که ديگر نميتوان با روشها و سياستهاي قبلي کاري کرد و اينها ميتواند تبعات جبرانناپذيري همچون تعليق براي ورزش ما به دنبال داشته باشد. اين اتفاق تازهاي نيست، هميشه بوده و ما هيچوقت پاسخ خاصي براي آن نداشتهايم که بتوانيم به مجامع بينالمللي ارائه دهيم و هميشه با بهانههايي اين ماجرا را رفع و رجوع کردهايم، اما حالا مسئله اينجاست که اين روشها ديگر جواب نميدهد.