
«نام ایران در فهرست سیاه کارگروه اقدام مالی باقی ماند » اين خبري است که هفته اخير در رسانه هاي داخلي منتشر شد، خبري که نشان مي دهد عليرغم وعده دولتمردان کشور و اجراي تعهدات مورد نظر fatf توسط کشورمان هنوز ايران در بلک ليست اين کارگروه قرار داشته و همچنان روابط بانکي و اقتصادي ايران در وضعيت قبل از برجام به سر مي برد آنهم در حالي که بعد از امضاي سند fatf توسط دولت يازدهم عادي سازي روابط تجاري اقتصادي ايران با ساير کشورها هدف قريب الوقوع عنوان مي شد.
همانگونه که پيش بيني مي شد Fatf نه تنها نام ايران را از ليست سياه خود خارج نکرده بلکه در مقابل از جمهوري اسلامي ايران درخواست مي کند تا تعهدات جديدي را اجرايي کند ، تعهداتي که بايد به معناي استانداردسازي رفتار ايران در عرصه بين المللي قلمداد شود.
چرا که به عنوان نمونه عدم کمک ايران به محور مقاومت و جنبش هاي آزادي بخش ملي از جمله اهدافي است که غرب سالهاست بدنبال تحقق آن بوده و به انحاء مختلف تلاش کرده تا جمهوري اسلامي ايران را در مسير چشم پوشي از محور مقاومت قرار دهد کمااينکه بسياري از انديشمندان و سياستمداران غربي يکي از مسيرهاي چيرگي به ايران را تضعيف محور مقاومت از 2 گانه «عدم حمايت ايران از آن» و ديگر « وضع تحريم هاي گسترده عليه جنبش هاي آزادي بخش ملي» قرار داده است.
در بخشي از بيانيه که fatf درباره ايران منتشر کرده از کشورمان اينگونه درخواست مي کند :
1-اقدام مناسب برای اعلام تأمین مالی تروریسم به عنوان جرم از جمله با رفع معافیت از گروههایی که برای «پایان دادن به اشغال خارجی، استعمار و نژادپرستی تلاش میکنند»؛
2- شناسایی داراییهای تروریستی و مصادره آنها، همگام با قطعنامههای مرتبط شورای امنیت سازمان ملل متحد؛
3- تضمین وجود یک نظام مناسب و قابل اجرا در زمینه هوشیاری مشتری؛
4- ضمانت استقلال کامل واحد اطلاعات مالی و ملزم کردن نهادها به تحویل 'گزارش مبادلات مشکوک'؛
کارگروه اقدام مالی (FATF) که هدف خود را مبارزه با پولشویی اعلام مي کند در حالي نام ایران را کماکان در فهرست سیاه خود و کشورهای پرخطر حفظ کرده که در بخش ديگري از بيانيه خود مي آورد:« با توجه به تعهد سیاسی ایران و اقدامات مرتبطی که این کشور به کار گرفته، کارگروه اقدام مالی تصمیم به ادامه تعلیق اقدامات تقابلی گرفت.»
آمريکا قيد برگ برنده خود مي زند؟
اقدام اخير faTF در گماردن ايران در ليست سياه خود چيزي غير از آنچه که انتظار مي رفت ، نيست چرا که سازمان ها و نهادهاي بين المللي وابسته به آمريکا براحتي اهرم فشار ايالات متحده آمريکا عليه ايران را براحتي تضعيف يا حذف نمي کنند.
آمريکا از وجود نهادهاي مانند شوراي امنيت سازمان ملل ، کارگروه اقدام مالی(FATF)، کنوانسيون پالرمو و نهادهاي مشابه مي تواند جمهوري اسلامي ايران را تحت فشار قرار داده و وادار به تغيير رفتار در منطقه غرب آسيا نمايد و اساسا تصور نمي شود که نهادهاي تحت نفوذ آمريکا فشارهاي خود را عليه کشورمان کاهش دهند چرا که چنين تصميمي منجر به برداشتن موانع پيش روي کشورمان جهت گسترش نفوذ گفتماني خود در عرصه جهاني است.
آمريکا براحتي موانع ايجاد شده در مسير توسعه ايران که از جمله مهمترين آن موانع FATF در مسير پيشرفت ايران مي باشد را تضعيف نمي کند تا به اين بهانه ايران را به پذيرش تعهدات جديدي که حداقل محور مقاومت را تضعيف مي کند چرا که بر اساس اهداف اين کارگروه عدم کمک به گروههاي آزادي بخش ملي مانند حزب الله لبنان و انصارالله يمن و حماس يک اولويت تمام عيار به شمار مي رود که کشوري مانند ايران بايد به آن تن در دهد.
افزايش قدرت نفوذ ايران در منطقه و قدرتمندتر شدن محور مقاومت را يکي ديگر از دلايلي بايد دانست که منجر به آن شده که کارگروه FATF همچنان ايران را در ليست سياه خود قرار دهد، مسئله اي که اندیشکده دفاع از دموکراسی نيز به آن اشاره مي کند و تاکيد مي کند:« ایران مجموعهای از مبارزان اسلامی را در خدمت دارد».
تحليل اخير اندیشکده آمریکایی «دفاع از دموکراسی« با محوريت «ابزارهای نبرد نیابتی ایران به ویژه حزب الله لبنان و نحوه مهار آن» بخوبي اشاره مي کند که قدرتمندتر شدن گروههاي آزادي بخش يکي از عوامل ترس غرب از جمهوري اسلامي ايران و حفظ محدوديت هاي بين المللي عليه کشورمان است: « در حالیکه حزب الله معرف موفقیت اولیه ایران در صدور انقلاب است، امروزه جمهوری اسلامی مجموعهای از مبارزان اسلامی را در خدمت دارد و به درستی «سردار قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه در سال 2015 گفت، ما شاهد صدور انقلاب اسلامی در سراسر منطقه هستیم».
اندیشکده دفاع از دموکراسی ابزارهای موجود دراختيار آمریکا جهت مهار حزب الله چون اعمال تحریم، شناسایی نیروهای آن در سطح منطقه و جهان و حامیان مالی آن مي داند :« آمریکا بهتر است با شرکای منطقهای همکاری کرده تا جابجایی رزمندگان و ارسال مهمات به مناطق جنگی حزب الله قدغن شود. این امر نیازمند رصد شرکتهای هوایی ایران چون «ایران ایر» و «ماهان» است».
چگونه بزرگترين تهديد رژيم صهيونيستي بايد تضعيف شود؟
موسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی در حالي عنوان مي کند:« حزبالله، ایران و حماس بزرگترین تهدیدات علیه اسرائیل در 2017 هستند» که بايد در نظر داشت که اقدام اخير FATF همانند ساير نهادهاي وابسته به آمريکا در عرصه بين المللي هدف شان ، ايجاد امنيت براي رژيم صهيونيستي است هدفي که بارها مقامات غربي به ان اعتراف کرده اند.
يا میدل ایست نيز که تاکيد مي کند:« قدرت حزب الله لبنان قوی تر از بسیاری از ارتش های شرق اروپاست» نمايانگر اين مسئله است که تضعيف ايران و محور مقاومت همچنان نخستين اولويت غرب در شرايط کنوني است.
«چارلز لیستر» عضو ارشد «اندیشکده میدلایست»، در نشست کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا مي گويد: «ایران قدرتمندتر از هر زمان دیگر است و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با به کارگیری شبکهای حرفهای و فراملی متشکل از شبهنظامیان توانمند در سراسر منطقه، در حال رقابت مستقیم با منافع و نفوذ آمریکا است».
وی که در زیر کمیته غرب آسیا و شمال آفریقا حضور پیدا کرده ادامه مي دهد: «حزبالله ممکن است از بسیاری از ارتشهای شرق اروپا قدرتمندتر باشد. مجموعه نیروهای نائب ایران ممکن است روی هم رفته برای اسرائیل تهدید جدی تری نسبت به ایران دارای سلاحهای هستهای باشند»
يا اندیشکده هریتیج در نقشه راه دولت جدید آمریکا (2017)، درباره ایران مي نويسد:« دو هدف اصلی ایالات متحده در منطقه غرب آسیا باید کاهش یا تسکین دادن تهدید منطقه ای و جهانی ایران و حذف کنترل تروریست ها بر قلمروهای تسخیر شده باشد.»
حفظ ايران در ليست سياه FATF را مي توان در اين پارگراف اين انديشکده بخوبي مشاهده کرد:« ایران چالشی امنیتی و قابل توجه برای منطقه است. خصومت عیان ایران با آمریکا و اسرائیل، حمایت از حزب الله و دیگر گروه های اسلامی، تهدیدهای تاریخی و پذیرفته شده علیه اشتراکات جهانی، از مشکلات دیگری خبر می دهد که ایران همزمان با افزایش منابع و توانمندی هایش ایجاد خواهد کرد»!
FATF درچه حالتي محدوديت ها را لغو مي کند؟
آنچه که مبرهن مي باشد اين مسئله است که به زعم آمريکايي ها « محدوديت هاي بين المللي و از جمله تحريم »تنها ابزاري اثرگذار که مي تواند از قدرت روزافزون ايران جلوگيري کند و اين تصور که FATF محدوديت هاي اعمال شده عليه ايران را برداشته يا کاهش دهد عملا توقعي نابه جا و بر خلاف رويه هاي دولت آمريکا در عرصه جهاني است و تنها در يک صورت چنين شرايطي قابل تحقق خواهد بود و آن اينکه ايران از حمايت و تقويت محور مقاومت دست برداشته و تنها در محدوده سرزميني خود قائل به نقش آفريني باشد!