سعید احمدیان
شمارش معكوس كه براي دربي تهران آغاز ميشود، چه آبيها و چه قرمزها در رسانهها از دوستي و رابطه خوبشان در خارج از زمين بازي با هم ميگويند، اينكه دربي با تمام حساسيتهايي كه دارد، تنها 90 دقيقه رقابت بين دو تيم بزرگ پايتخت يعني استقلال و پرسپوليس است و قبل و بعد از آن چه مديران و چه كادر فني و بازيكنان دو تيم با هم سر جنگ ندارند و با احترام از هم ياد ميكنند. اين مانند همان ماجراي تماشاگران دو تيم است، هواداران آبي و قرمز كه هر چند قبل و بعد از دربي با هم كري خواني دارند و براي همديگر خط و نشان براي پيروزي ميكشند اما چه استقلالي و چه پرسپوليسي حتي در خانوادهها در كنار هم همان دوستي و رابطه خوبي را دارند كه بازيكنان دو تيم با هم دارند.
در چنين شرايطي اما وقتي سوت بازي زده ميشود، چه داخل زمين و چه روي سكوها، آن دوستي و احترامي كه هم تماشاگران و هم بازيكنان به هم داشتند، از بين ميرود و محو ميشود، به طوري كه انگار نيمي از ورزشگاه دشمن خوني نيمي ديگر آن است. در داخل زمين مسابقه بارها دوربينهاي تلويزيوني تصاويري را شكار ميكنند كه بازيكنان خشمگينانه و به دور از اخلاق و فرهنگ فوتبالي صدايشان در صورت يكديگر بالا ميرود و مسابقه لبخواني بين تماشاگران براي الفاظي كه بازيكنان براي هم داشتهاند آغاز ميشود.
هر چند حساسيت بالاي مسابقه برخي برخوردهاي خشن را اجتنابناپذير ميكند، اما به نظر ميرسد ثبت برخي صحنهها در دربيهاي استقلال و پرسپوليس خارج از هر چارچوب اخلاقي و فرهنگي است و حتي در برخي مسابقات دو تيم كار را به دخالت نيروي انتظامي و نيمه تمام گذاشتن مسابقه كشانده است. تنش و فشاري كه روي بازيكنان هست به سكوها هم منتقل ميشود، به گونهاي كه شنيعترين فحاشيهاي تماشاگران قرمز و آبي پايتخت عليه هم از روي سكوها به گوش ميرسد. شدت اين الفاظ غير اخلاقي گاهي مواقع آنقدر بالا ميگيرد كه حتي تلويزيون هم مجبور ميشود صداي ورزشگاه را قطع كند تا حداقل هواداراني كه از تلويزيون مسابقات را تماشا ميكنند، اين خشم غيراخلاقي نيمه آبي و قرمز استاديوم عليه هم را نشنوند.
در چنين شرايطي آيا نميشود همان رابطه خوب بازيكنان و تماشاگران قبل و بعد از سوت پايان بازي، در جريان مسابقه هم ديده و تمرين شود تا بزرگترين مسابقه فوتبال ايران كه در جهان به عنوان يكي از دربيهاي جذاب شناخته ميشود، از بياخلاقي تهي شود. در اين زمينه به نظر ميرسد فرهنگسازي دو باشگاه در كم كردن بار رواني مسابقه و خشمي كه داخل و بيرون زمين مسابقه ديده ميشود، تأثيرگذار خواهد بود و كانون هواداران دو تيم در كنترل فحاشيهايي كه تماشاگران عليه هم انجام ميدهند و مدير و سرپرست تيمها در كنترل رفتار بازيكنان ميتوانند نقش مؤثري داشته باشند. هر چند نگاه نتيجهگراي مديران سرخابيها سبب شده تا با غفلت از فرهنگسازي، جو ورزشگاهها هر روز بدتر و تنشها در دربيها به رغم رابطه دوستانهاي كه تماشاگران و بازيكنان قبل از بازي دارند، بيشتر شود. با اين حال بايد روزي به سمت تمرين اخلاق و حاكم كردن آن در دربي پايتخت رفت، تا اين بازي در بُعد اخلاقي هم الگو و سمبل فوتبال كشور باشد.