
گلههاي امروز امثال صانعي سالهاست که گفته ميشود. بله، اين يک واقعيت تلخ است. ديگر نميتوان با «عزيزم، قربانت شوم» بازيکن را نگه داريم! اما بايد نگاه کنيم ببينيم چرا کار به اينجا رسيده که بازيکنان ميخواهند زودتر از موعد قيد تيم ملي را بزنند و بروند. بيتوجهي وجود دارد و نميتوان منکر اين مسئله شد، اما آيا دليل اين تصميمگيري تنها بيتوجهيهايي است که در تيم ملي ميشود؟ براي بازيکنان مليپوشي چون جاويد و توکلي براي اينکه به اينجا برسند، هزينههاي زيادي شده است. آنها هر کاري براي موفقيت تيم ملي کشورشان انجام ميدهند. اگر ميتوانند بايد بمانند و اگر به دليل بيتوجهيها ميروند بايد بگويند دليل تصميمشان چيست. بيتوجهيها از آنجا آغاز ميشود که اجازه ميدهيم تيمهاي باشگاهي اسم و رسمدار ما يکي پس از ديگري عطاي حضور در ليگ و فوتسال را به لقاي آن ببخشند و کنار بکشند، آنهم با قهرمانيهاي پرتعداد داخلي و آسيايي.
استقلال، تام ايرانخودرو، شنساي ساوه، دبيري و حالا امسال هم تأسيسات دريايي، يکي پس از ديگري قيد تيمداري را ميزنند. اين باعث ميشود بازيکنان انگيزه خود را از دست بدهند و اين طبيعي است. همانطور که صانعي ميگويد اين بازيکنان هم خانه و خانواده دارند و بايد براي تأمين آنها فکري کنند. از يک طرف باشگاههايي که بابت حضور در آن پول ميگيرند، کنار ميکشند و از سوي ديگر بيتوجهيها به تيم ملياي که با اقتدار قهرمان بلامنازع آسيا و سوم جهان ميشود، روحيه و انگيزههاي آنها را تحت تأثير قرار ميدهد. با وجود اين، تمام دلخوريها مربوط به مسائل مالي نيست. مسئله اين است که فدراسيون تمام هم و غم خود را گذاشته روي تيم ملي فوتسال براي حضوري پرقدرت در جام جهاني كه حق هم دارد، اما چرا کميتهاي به نام فوتسال کاري ميکند که تيمها سرخورده شوند و بازيکنان در سطح ملي تصميم به خداحافظي زودهنگام بگيرند. خيلي راحت ميتوان با يک برنامهريزي، بسياري از اين مشکلات را برطرف کرد، به شرط آنکه هر کسي به وظيفهاي که دارد، عمل کند.