
مردي كه از سهسال قبل به اتهام معاونت در قتل دوست صميمياش در بازداشت به سر ميبرد پس از جلب رضايت اوليايدم از هيئت قضايي درخواست كرد به خاطر دو دختر دمبختش از مجازات او گذشت كنند. عامل اصلي قتل هم با گذشت اوليايدم از طناب دار نجات يافته و به 11 سال زندان محكوم شده است.
به گزارش خبرنگار ما، ششم تير سال93، مأموران پليس تهران از قتل مرد 55 سالهاي به نام داريوش در خانهاش در خيابان فاطمي باخبر و راهي محل شدند.
با انتقال جسد به پزشكي قانوني، در بررسيها مشخص شد، همسر و فرزندان مقتول براي زندگي به امريكا رفتهاند به همين دليل او چند خدمتكار داشته تا به كارهاي خانه رسيدگي كنند. همچنين در ادامه بررسيها مشخص شد، تمام پول، طلا و اسناد از گاوصندوق خانه مقتول سرقت شده است.
به اين ترتيب كارآگاهان پليس در نخستين گام از تحقيقات خود چند خدمتكار مقتول را بازداشت كردند و تحت بازجويي قرار دادند تا اينكه دريافتند مقتول با يكي از دوستانش به نام جهانگير رفت و آمد داشته و چندي قبل دو دانگ از خانهاش را به نام او سند زده است.
با ثبت اين اطلاعات جهانگير شناسايي و بازداشت شد. مرد 53ساله كه در بازجوييها سعي داشت پليس را فريب دهد در مراحل بازجويي به جرمش اعتراف كرد و گفت: «داريوش پولدار بود و وضع مالي خوبي داشت به همين دليل وسوسه شدم و نقشه قتل او را كشيدم، اما در قتل نقشي نداشتم و اين دوستم بود كه او را كشت.»
متهم در شرح ماجرا گفت: «سالها من و داريوش با هم دوست و شريك كاري بوديم. او مرد پولداري بود و مدتي قبل دو دانگ خانهاش را به ازاي شراكتمان به نامم سند زده بود. داريوش تا زمانيكه همسر و فرزندانش در ايران بودند رفتار خوبي داشت، اما با رفتن آنها اخلاقش تغيير كرد و با زنان خياباني در ارتباط بود. وقتي از اين موضوع باخبر شدم با او صحبت كردم، اما او به تذكراتم اهميتي نميداد و گوشش بدهكار نبود. آنجا بود كه نقشه قتل او را كشيدم و در اين مورد از كارگر مغازهام به نام پيمان كمك خواستم. او قبول نميكرد تا اينكه با اصرارهاي من راضي شد و شب حادثه كليد خانه را گرفت و داريوش را كشت.»
با اقرارهاي اين مرد، پيمان نيز بازداشت شد و با اقرار به قتل در توضيح به مأموران گفت: «من كارگر جهانگير بودم و او نصاب درهاي اتوماتيك بود. روزي در مورد كشتن مقتول صحبت كرد، اما قبول نكردم تا اينكه با اصرار او به ناچار قبول كردم و او را كشتم.» متهم در خصوص قتل گفت: «روز حادثه جهانگير كليد خانه مقتول را داد و گفت ميخواهد با خانوادهاش به سفر شمال برود. كليد را گرفتم و طبق نقشه وارد خانه شدم. مقتول در اتاق خواب روي تختخوابش دراز كشيده بود. به محض اينكه داخل اتاق شدم با ميله آهني به سرش زدم. سپس پارچهاي دور گردنش پيچاندم و او را خفه كردم. بعد از آن بود كه پول، طلا و همه اسنادي كه داخل گاوصندوق بود را برداشتم و آنها را به جهانگير دادم. قرار بود جهانگير سهم مرا بدهد كه خيلي زود هر دو بازداشت شديم.»
به اين ترتيب كيفرخواست براي هر دو متهم صادر شد و آنها روانه زندان شدند. در حاليكه پرونده در حال كامل شدن بود پسر و دختر مقتول كه مقيم امريكا بودند با ارسال نامهاي در خصوص پيمان اعلام گذشت كردند و گفتند حاضر به قصاص نيستند، اما در خصوص جهانگير درخواستي اعلام نكردند.
سرانجام بعد از گذشت دو سال از حادثه پيمان از مرگ نجات يافت و از جنبه عمومي جرم به 10سال حبس محكوم شد. جهانگير نيز با توجه به عدم اعلام درخواست اوليايدم، هيئت قضايي وي را به اتهام معاونت در قتل و سرقت به 11سال حبس محكوم كرد.
اين حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد، اما جهانگير توانست بعد از تأييد حكم صادره، رضايت اوليايدم را جلب كند.
به اين ترتيب وي صبح ديروز بار ديگر از جنبه عمومي جرم در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران پاي ميز محاكمه قرار گرفت و بعد از اعلام رسميت جلسه در آخرين دفاعش گفت: «اظهاراتم تحت فشارهاي بازجويي بود، اما حالا ميخواهم حقيقت را بگويم. به خاطر رفتارهاي زشت و غيراخلاقي داريوش بود كه نقشه قتل را كشيدم، اما حالا پشيمانم.» متهم در پايان گفت: «دو دختر دمبخت دارم و لازم است كه كنار آنها باشم. حالا كه با قرار وثيقه آزاد هستم هر لحظه ممكن است به زندان برگردم و فرزندانم بيپناه شوند. از دادگاه ميخواهم به خاطر آينده دو دخترم در مجازاتم تخفيف دهند.»
در پايان هيئت قضايي جهت صدور رأي وارد شور شد.