مينا محمددوست
شادي چيست و چگونه ميتوان به آن دسترسي داشت؟ بياييد قبل از اينكه به پاسخ اين سؤال بپردازيم، نگاهي به زندگي خود و اطرافيانمان داشته باشيم. بينديشيم به روزهايي كه پرنشاط بوديم و روزهايي كه حال بد داشتيم، يا به عبارتي شاد نبوديم. اين خوب يا بد بودن شرايط روحي از كجا سرچشمه ميگيرد؟ ما ميدانيم كه افكار، قدرت حركت رفتار ما هستند. هر فكري چه خوب و چه بد، پيامدي در بر دارد، از اين جهت كه ما بعد از افكارمان، دست به عمل ميزنيم. در ضمن، افكار به احساسات ما نيز شكل ميدهند. به طور حتم تمامي ما، تجربههايي از برخورد با افرادي را داشتيم كه از بودن با آنها لذت بردهايم. ساعتها بودن در كنار اينگونه اشخاص، از نظر زماني دقايقي بيش نبوده، اما برايمان بسيار لذتبخش و ارزشمند بوده است. به نظر شما چه دليلي براي اين امر وجود دارد؟ همفكر بودن با آنها، همزبان بودن با آنها و از همه مهمتر فضاي امني كه اين اشخاص در اطراف خود ايجاد ميكنند؟ آيا قبول داريد كه يكي از صفات برجسته اين افراد، شاد بودن آنهاست؟ به عبارتي پشت هر چهره شادي، چراغي از يك فكر خوب است. به اين ترتيب با فكر خوب، احساس مثبت ايجاد ميشود و به اين شكل فضايي از انرژي مطلوب در اطراف اينگونه اشخاص موج ميزند. البته لازم به ذكر است كه احساسات هم، بر همين منوال روي افكار تأثيرگذار است.
حس خوب و متعالي شادي
حال برميگرديم به احساس شادي. شايد به شكل خلاصه بتوان گفت شادي ميتواند به معناي حس خوشايند باشد. اما اين حس در چه شرايطي رخ ميدهد؟ قطعاً زماني كه اوضاع بر وفق مراد ما باشد احساس شادی هم با ماه همراه میشود. اما آيا زندگي فرآيندي توأم با رخدادهاي مناسب حال ماست؟ به يقين چنين نيست. پس چه معيارهايي ميتواند ما را به اين حس نزديك كند. حسي كه داراي جايگاه ويژهاي در زندگي است. شايد بتوان شادي را به تنه درختي تشبيه كرد كه ثمرهاش، بسياري از رفتارهاي انسانمنشانه ديگر است.
ما به وضوح در آثار هنري بيهمتا، چه نقاشي، چه در محدوده ادبيات، چه در حيطه موسيقي، مجسمهسازي و... ردپاي حس شاد بودن را مشاهده ميكنيم. شادي مانند رودخانهاي است كه با جريان در روند زندگي نشاط را منعكس ميكند. پرتو نشاط متعالي، سرشار از رفتارهاي عاري از نامهرباني بوده و اين چيزي است كه بشر امروزي بيش از هر چيز بدان نياز دارد. براي اهميت اين موضوع لازم به ذكر است كه در ميان مباحث روانشناسي مثبتگرا، شادكامي اهميت خاصي دارد. به طوري كه در آغاز پيدايش اين رويكرد، پيشنهاد برخي از صاحبنظران بر اين بود كه نام اين رشته را شاديشناسي بگذارند.
عوامل شادي چيست؟
بر اساس پژوهشهاي علمي برخي از عوامل شادي عبارتند از: فعاليت اجتماعي، ورزش، به كار بردن مهارتها، عبادت و نيايش، بودن در طبيعت، نقش داشتن در آفرينش هنرها يا ديدن، مطالعه، يا گوش فرا دادن به آثار خلق شده در اين حيطه. در كتاب خصال از شيخ صدوق، به نقل از امام صادق(ع) برخي از عوامل شادي عبارتند از: پيادهروي، گفتوگو با دوستان، نگاه به سبزه و...
شادي عمرمان را زياد ميكند
لازم به ذكر است كه اهميت شادي طبق بررسيهاي روانشناسان اين محدوده، ازجمله باربارا فردريكسون، باعث افزايش طول عمر، افزايش حس همدلي و نوعدوستي و شكوفايي ذهني ميشود كه در اين شرايط ايدهآل، پر واضح است كه جامعه از خشونت و افسردگي در امان ميماند. پس به اين ترتيب صحبت ما از احساسي است كه ريشه در صفات حياتبخش دارد. چه براي خود شخص و چه براي جامعه. حال سؤال مهمي كه در ادامه بحث پيش ميآيد اين است كه آيا مزيتي به اين ارزشمندي، شايسته تلاش براي كسب و به دست آوردن نيست؟ و مهمتر اينكه چه چيزي ما را از اين احساس خوشايند دور نگه ميدارد؟
روی مشکلات تمرکز نکنیم
همانطور كه داشتن اين حس خوب منوط به عواملي است، به همين ترتيب دور شدن از شادي نيز دلايل متعددي دارد. ازجمله اين عوامل ميتوان به يادگيري نامناسب اشاره كرد! بله، عامل پر نفوذي كه شايد به راحتي ناديده انگاشته ميشود. به اين ترتيب كه متأسفانه به شكل اقليم گير ما ياد گرفتهايم كه روي مشكلات تمركز كرده و مدام در مورد آنها صحبت كنيم. خوب است در اين مورد كمي فكر كنيم! آيا اينطور نيست؟ چرا به جاي اين طرز فكر مخرب، ياد نگيريم كه مشكلات راهحل دارد و هر راهحلي نياز به اقدام و عمل كردن به موقع.
عدم توجه کافی به خویشتن
عامل ديگري كه مغاير شاد بودن انساني است، توجه نكردن به خود است. در نظر داشته باشيم توجه كردن به خود و دوست داشتن خود فرسنگها با غرور و خودپرستي كه از صفات ناشايست است، فاصله دارد. توجه به خود، يعني اين جسم و اين روح نياز به مراقبت دارند. چنانچه ذكر شد بنا به گفته محققان، يكي از عوامل نشاط فعاليتهاي ورزشي است. چقدر در هفته ما به اين فعاليت ميپردازيم؟ امروزه بر كسي پوشيده نيست كه ورزش نقش ويژهاي در تعديل هورمونها و به تبع آن نشاط دارد. گاه اين ورزشها هيچ هزينهاي دربرندارد، مثل پيادهروي.
معنویتی که شادی پایدار میآورد
غذاي روح ما نيز عبادت، معنويت و نيايش است. در اصل معنويت شادي و شادكامي به همراه دارد. يعني با معنويت است كه شادكامي وجود دارد و نگراني، ترس و ناراحتي از بين ميرود. تعظيم و تسليمي در برابر خالق. اگر ما با آثار ادبي سرزمينمان آشنايي داشته باشيم، بهراحتي ميبينيم كه بزرگان اين محدوده، خلق آثار ماندگار خود را مديون نشاطي ميدانند كه در سايه ارتباط با خدا كسب كردهاند. معنويت در واقع، زيربنا و جوهرمايهاي است كه انسانها را به نشاط معنادار و بادوام وصل ميكند. در واقع انسانهاي معناگرا و معنويتگرا داراي نشاطي پويا و ماندگار هستند كه عوامل بيروني كمترين تأثيري برآنان ندارد.
روزهای زندگی را بیهوده نگذرانیم
آفت ديگر شادي، توجه نكردن به مفهوم زندگي است. روزهاي زندگي را با چه هدفي سپري ميكنيم؟ آيا اين زندگي كه به عنوان موهبت به ما عطا شده، ارزش خوب گذراندن را ندارد؟ آيا با تغييرات كوچك در افكار، نميتوان به شكل زيباتري عمر ارزشمند را سپري كرد؟
واقعیت این است که در اکثر مواقع غم و اندوه ما ناشی از آن است که زندگی را به بیهودگی و بطالت میگذرانیم، در حالی که داشتن برنامه و اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت و تلاش برای دستیابی به آنها هیچگاه مجال غم و اندوه به ما نخواهد داد، پس بیاییم برای تمام لحظههای زندگی مان برنامه داشته باشیم.