کد خبر: 896650
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۰
درباره انضباط خردسالان سخت نگيريد
تقريباً تمام پدر و مادرها از كودك منضبط و مرتب تعريف ثابتي دارند و شاخص‌هايي مشترك را در اين زمينه در نظر مي‌گيرند.
   سيمين جم

تقريباً تمام پدر و مادرها از كودك منضبط و مرتب تعريف ثابتي دارند و شاخص‌هايي مشترك را در اين زمينه در نظر مي‌گيرند. از نظر آنان كودك منضبط كودكي است كه (فارغ از سن و سالش) ريخت و پاش نكند، مرتب و تميز غذا بخورد، وسايلش را تميز و مرتب نگه‌دارد، چيزي را كثيف نكند و خودش هم هميشه تميز باشد. حالا با اين تعريف يكي نيست از اين والدين عزيز بپرسد كداميك از شما در كودكي خود مصداق عيني چنين تعريفي بوديد. اگر به قضاوت والدينتان رجوع كنيم بي‌شك آنها خواهند گفت كه شما هم در كودكي آتشپاره بوديد!
      
   والدين در برابر چالش انضباط
يكي از چالش‌هاي جدي والدين، آموزش انضباط به كودكان و خردسالان است. انضباط، يكي از مفاهيم بسيار گسترده و فراگير است. تمامي كساني كه به نوعي با كودكان سر و كار دارند، اعم از والدين، معلمان و مربيان مهدكودك با هر ميزان تجربه و دانش، تمايل بسياري دارند كه در اين خصوص به بحث و گفت‌وگو بنشينند. از طرف ديگر، انضباط عرصه بسيار پيچيده‌اي است كه نمي‌توان پاسخ فوري و ساده‌اي به آن داد. با وجود تعداد بسيار كتاب‌ها، مقالات، جزوه‌هاي آموزشي، نوار و ديگر منابعي كه هر ساله در اين زمينه توليد و انتشار مي‌يابد مسئله انضباط و نظم همچنان فرايندي پرپيچ و خم و دشوار به نظر مي‌رسد. يكي از اصولي‌ترين مشكلات اين رويكرد به مسئله انضباط ناديده گرفتن دو اصل «بي‌همتا بودن هر كودك» و «يگانه بودن رابطه بين والدين و كودك» در هر خانواده است.
كتاب «پدر، مادر، كمي هم به من گوش كنيد» تأليف علي صاحبي از انتشارات سايه سخن از جمله كتاب‌هاي تربيتي است كه نگرشي دوباره به مسئله انضباط دارد اما اين بار از ديدگاه كودك. مروري بر محتواي اين كتاب كليشه‌هاي ذهني ما را در خصوص قواعد انضباط كودكان درهم مي‌شكند.
مؤلف كتاب به ما مي‌گويد بياييد اين بار از زاويه ديد كودكان نگاه كنيم كه آنان انضباط را چگونه مي‌بينند و چه نكاتي را در باب آن به بزرگسالان گوشزد مي‌كنند تا آنها بتوانند روش‌هاي مؤثر و سالم‌تري براي اعمال آن به كار گيرند. دليل اصلي انتخاب چنين رويكردي آن است كه به طور معمول در دنياي بزرگسالان همه چيز «خودمحورانه» دريافت و تحليل مي‌شود. يعني عادت كرده‌اند همه چيز را آنطور كه «خود» مي‌بينند و «خود» احساس مي‌كنند، تفسير كنند و بر مبناي آن قضاوت و عمل نمايند. به عبارت ديگر بزرگسالان، كودكي خود را به راحتي فراموش مي‌كنند، دنياي پر شر و شور كودكي را نيز به شيوه بزرگسالانه ادراك مي‌كنند. در اين خصوص نكته بسيار روشن اين است كه در ميان بزرگسالان، كمتر كسي به درستي مي‌داند «جهان در ذهن كودك چگونه است و او به جهان چگونه مي‌نگرد»، «چه چيز برايش معنادار است و چه چيز گيج‌كننده؟»
 
     پيام‌هاي خردسالان به بزرگسالان
داشتن بچه‌هاي باانضباطي كه قوانين خانه را رعايت كنند و كارهايشان را به‌وقت انجام دهند، حرف را به‌موقع به زبان بياورند و... ، مايه دلگرمي و افتخار خانواده است، اما تا به حال فكر كرده‌ايم انضباط مورد انتظار ما پدر و مادر‌ها براي آنها چه معنايي دارد؟ و ما براي داشتن فرزندي منضبط چقدر خواسته‌ها و توانايي‌هاي او را در نظر گرفته‌ايم؟ در زير به شماري از واگويه‌ها و خواسته‌هاي كودكان در اين زمينه توجه كنيد:
احساساتم را درك كن: من نيز مانند شما بزرگسالان داراي احساسات منفي نسبتاً قوي هستم. عصباني مي‌شوم، ناكامي به من دست مي‌دهد ، گاه احساس مي‌كنم به مرز انفجار خواهم رسيد و گاهي ديگر واقعاً به آن حد مي‌رسم. بعضي‌وقت‌ها احساسات منفي‌ام مرا به وحشت مي‌اندازد. وقتي نمي‌توانم آن احساسات را با كلمات بيان كنم، نياز دارم تا به‌وسيله رفتارم نشان دهم و اين واكنش‌ها اغلب همان رفتارهايي است كه تو دوستشان نداري. مثل زدن ديگران، چيزي را از دست ديگري چنگ زدن يا پرت كردن اشيا.
مرا آنگونه كه هستم بپذير: مرا به عنوان فرد خاصي كه «من هستم» بپذير. با ديگران مقايسه‌ام نكن يا لااقل به من نگو كه من در مقايسه با ديگران چگونه‌ام. به‌خصوص در مقايسه با خواهران و برادرانم. مثلاً وقتي مي‌گويي «سياوش كه همسن تو بود، هرگز اسباب‌بازي‌هايش را اينجوري خراب نمي‌كرد» اين حرف تو باعث نمي‌شود از وسايلم بهتر مواظبت كنم. برعكس مقايسه تو نه تنها مرا مثل سياوش نخواهد كرد، بلكه باعث مي‌شود كه در من نسبت به او احساسات منفي ايجاد شود و از او بدم بيايد.
بگذار عملاً ياد بگيرم: من با دستكاري كردن اشيا، چيزهاي بسياري ياد مي‌گيرم. من با دست‌ها و پاهايم همانند ذهنم فكر مي‌كنم. بنابراين اگر از چيزي خوشم بيايد، به سمتش مي‌روم تا آن را تجربه كنم. من به جست‌وجو، كاوش و تجربه نياز دارم تا دنياي اطرافم را كشف كنم. برخي اوقات اينگونه تلاش‌ها به طور نامناسبي جهت‌گيري و اجرا مي‌شود، چون هنوز جنبه‌هاي مختلف واقعيت و جهان خارج را نمي‌شناسم. تا وقتي بزرگ شوم، نياز دارم كه كمكم كني تا اشيا را لمس كنم، اما اگر آنها را از دسترس من دور نگه داري يا بكوشي براي حفاظت من يا هر دليل ديگري آن چيز را خودت مستقيماً به من بياموزي، فرصت كشف و تجربه را از من خواهي گرفت و در آن صورت هميشه بايد متكي به ديگري باشم.
پيام غيرمستقيم مرا درك كن: هر رفتار من يك پيام دارد. وقتي كه من كاري را انجام مي‌دهم كه تو نمي‌خواهي، اگر دقت كني من دارم غيرمستقيم به تو مي‌گويم كه از چه چيز لذت مي‌برم. البته اينكه زمينه‌هاي لذت من و تو با هم متفاوتند كاملاً پذيرفتني است. مثلاً وقتي سر شير آب مي‌روم، با وجود تذكرات و تهديد‌هاي تو خودم را خيس مي‌كنم، شايد دارم اين پيام را مي‌دهم كه به فرصتي نياز دارم تا بيشتر با آب بازي كنم. انتظار دارم در چنين مواقعي مرا درك كني. به جاي برخورد عجولانه، پيام رفتار مرا درك كن و بعد تصميم بگير چه برخوردي با من كني.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها