اين داستان هميشگي آموزشوپرورش است. هرگاه وزيري تغيير ميكند، بايد منتظر پسلرزههاي يك ايده جديد هم بود. كاهش مدارس تيزهوشان از دولت يازدهم شروع شد و اكنون به انكار دانشآموزان تيزهوش رسيده است. روز گذشته وزير آموزشوپرورش از برنامه وزارتخانهاش براي اصلاح ساختار مدارس تيزهوشان خبر داد و تصريح كرد: «به معناي واقعي اين تعداد دانشآموز تيزهوش در كشور وجود ندارد.»
سيد محمد بطحايي با اشاره به تعداد زياد مدارس تيزهوشان در كشور گفت: «تمام دانشآموزاني كه در مدارس تيزهوشان كشور مشغول به تحصيل هستند را نميتوان جزو دانشآموزان تيزهوش و نابغه حساب كرد.» وي تصريح كرد: «به دليل كثرت مدارس تيزهوشان، دانشآموزان بسياري وارد اين مدارس ميشوند؛ اگرچه اين دانشآموزان پرتلاش و مستعد هستند، اما نميتوان همه آنها را جزو افراد نخبه و نابغه به شمار آورد.» وزير آموزشوپرورش بيان كرد: «آموزشوپرورش براي اصلاح ساختار مدارس تيزهوشان و تعداد اين مدارس برنامهاي در نظر دارد و قرار است طي دو هفته آينده اين برنامه اعلام شود؛ چراكه به معناي واقعي اين تعداد دانشآموز تيزهوش در كشور وجود ندارد.» معاون آموزش ابتدايي هم تيرماه امسال در همايش استاني درسپژوهي گفت: «دانشآموزاني كه در تيزهوشان درس ميخوانند، بيشتر سختكوش هستند تا با هوش و بايد در مدارس تيزهوشان دانشآموزان را متوقع بار آورد.» رضوان حكيمزاده افزود: «افزايش اين دانشآموزان بر درصد رفتن المپياديها به خارج از كشور افزوده و فرار مغزها اتفاق ميافتد و به دليل توقعات، دانشآموزان پس از رفتن به خارج از كشور و دريافت مدارج علمي بالاتر براي خدمت به كشور بازنميگردند.» صحبتهاي اين مقام عاليرتبه آموزشوپرورش، ترس و نگراني اين مديران از دانشآموزان نخبه را نشان ميدهد. تفكرات عقبماندهاي كه به مانعي بزرگ براي كشف و پرورش استعدادهاي ناب دانشآموزان ايراني تبديل شده است. البته اين مشكل مدارس خاص و دانشآموزان نخبه نيست؛ براي تمامي دانشآموزان بايد بستري براي رشد خلاقيت آنها فراهم شود تا براي مشكلات جامعه پاسخهاي خلاقانه عرضه شود.
با فراهمنشدن خدمات كيفي آموزشي، آسيب بيشتري به جامعه وارد ميشود. در مجموع نظام آموزشي كه تستمحوري را جايگزين تحليلمحوري در ارزيابي عملكرد كند، خلاقيت از بين ميرود. ضمن اينكه تعيين معلمان و سيستم تحصيلي بهجاي اينكه بر طبق نيازهاي دانشآموزان باشد، براساس تفكر مديران ايجاد شده است. اين مشكلات موجب شده تا دانشآموزان نخبه ايراني انگيزه پاييني براي تحصيل داشته باشند و از طرف مسئولان برچسب خورده و محكوم به تحصيل با حداقل خدمات باشند. دانشآموزاني هم كه قدرت خلاقيت، تفكر و انگيزه دارند به جاي بهرهمندي از امكانات لازم از طرف مسئولان به عنوان افرادي سختكوش معرفي ميشوند كه بهتر است با همان خدمات مدارس عادي كنار بيايند !