
ابراهيم صميمي
او نوشت: « خاطرهاي كاملاً ساده ولي كارا از روشهاي منحصربهفرد حاج سعيد نقل ميكنم تا بدانيد چرا اينقدر دوستش داشتيم. يكي از بچهها ميگفت پيرمردي در مراسم شهادت حاج سعيد خيلي بيتابي ميكرد. دوستي از او پرسيد، ببخشيد پدرجان شما چه نسبتي با آقاي طاهري داريد،گفت: كارهاي نيستم چند وقت پيش آمده بود خانه ما و در زده بود. ديدم اين آقاست، به من گفت پسرت خانه است،گفتم: بله، گفت: ميشه صداش كنيد. گفتم: اين ديگه چي ميخواد در خونه ما. بچهام با حزباللهيها سروكار نداره بچه ما كه ژيگوليه. به پسرم گفتم: بابا برو دم در يكي كارت داره. پسرم كه آمد. پريدند توي بغل هم و قبل از خداحافظي هم يك هديه داد به پسر من و رفت.»
احمدزاده در ادامه مينويسد: به پسرم گفتم: بابا ايشونو ميشناختي،گفت: نه بابا، چند روز پيش داشتم تو خيابان ميرفتم ايشان با ماشينش عبور كرد و آب زير تاير ماشينش ريخت رو شلوار من، من يك دادي زدم و ناسزايي گفتم. ايشان ايستاد آمد پايين. بابا نيم ساعت از من داشت عذرخواهي ميكرد. «پسرم منو ببخش؛ پسرم من حواسم نبود». بعد از عذرخواهي گفت: پسرم ميشه اين آدرس خانهتان رو به من بدي. با ترس و لرز دادم، الان آمده بود در خانه، براي من يك شلوار جين هديه آورده بود.
با خودم ميگويم كاش شعور امثال شهيد حاج سعيدها را ميشد در اين كشور در ذهن همهمان قلمه زد و تكثير كرد. در بين همه به دور از هر لقب و ادعاي مدعي حزباللهي و مدعي روشنفكري، فقير و غني. . . اي كاش، اي كاش.
بنابراين گزارش، شهيد سياح طاهري جزو شهدايي محسوب ميشود كه اعتقاد زيادي به كار فرهنگي به ويژه در رده سني دانشآموزي داشت و فعاليتهاي فرهنگي در نقاط مختلف كشور جزو دغدغههاي اصلي او بود. روح بزرگ شهيد سياح طاهري در جواني و مصادف با خروش انقلابي ملت ايران او را بهسمت مبارزه عليه سلطه استعمار و استبداد در كشورمان سوق داد و او مجاهدت در راه ريشهكن كردن نظام طاغوت و برپايي حكومت اسلامي بهرهبري امام خميني(ره) را بر اخذ بورسيه و تحصيل در امريكا ترجيح داد.
پس از انقلاب در عرصههاي مختلف دفاع از كشور، از جمله غائله ضدانقلاب در كردستان، خط التقاط و فتنه منافقين و بنيصدر مشاركتي فعال دانست، با شروع تجاوز دشمن بعثي به ميهن عزيزمان بههمراه پدر و دو برادرش داوطلبانه به دفاع از جمهوري اسلامي و ميهن عزيزمان در مسئوليت فرماندهي ردههاي مختلف رزمي پرداخت، در طول هشت سال دفاع مقدس مردم عزيزمان، همواره در جبهههاي مختلف حضور داشت، بارها در عملياتهاي مختلف مجروح شد و با از دست دادن قسمت زيادي از سلامتي به افتخار جانبازي نائل آمد. شهيد سياح پس از دوران دفاع مقدس به لبنان رفت و در جمع رزمندگان حزبالله حضور پيدا كرد. در دهه 70 نيز به بازسازي و احياي گردان مقداد آبادان پرداخت و سپس در سپاه بازنشسته شد. او در عرصههاي مختلف فرهنگي در ترويج فرهنگ غني دفاع مقدس كوشيد و اقدامات مؤثري را در اين راه، از جمله ايجاد موزه دفاع مقدس آبادان و برگزاري يادوارههاي شهدا و عملياتهاي جنگ تحميلي به انجام رسانيد.
در دهه 80 بنيانگذار جشنواره دفاع مقدس براي كودكان شد و هزاران دانشآموز از مناطق محروم و زلزلهزده در اين جشنوارهها شركت ميكردند و از ديگر فعاليتهاي فرهنگي وي اجراي مسابقات كتابخواني در زندان دورود بود.
شهيد سياح جا مانده از كاروان شهدا و آرزويش شهادت در راه اهل بيت (ع) بود و به همين دليل بهترين راه را براي رسيدن به هدفش حضور در سوريه و دفاع از حرم ميدانست. اشتياق شديد او به خدمت و شهادت در راه خدا سبب شد با مورد تهديد قرار گرفتن حرم اهلبيت(ع) در سوريه، به صف جهاد عليه گروههاي تكفيري و ضداسلام در مسئوليت مستشاري بپيوندد. او پس از سالها صبر و بيتابي در پيوستن به همرزمان شهيدش، به شهادت رسيد.