مذاكره در عالم سياست به نوعي گوياي اعتراف ضمني طرفين به قدرت بالاي يكديگر است كه هر يك در مذاكره براي افزايش توان و كسب منفعت بيشتر يا كاهش قدرت طرف مقابل و دفع ضرر محتمل در حوزه قدرت تلاش ميكنند، از اين رو بين دو كشور فرادست و فرودست، به دليل امكان تأمين خواستههاي تحميلي كشور بالادستي در كشور ديگر، نيازي به مذاكره احساس نميشود. مذاكرات هستهاي ايران با 1+5 نشان داد كه اين كشور توانسته بود به رغم فشارهاي اقتصادي، با گذر از تونلهاي پرپيچ و خم تحريمها، به مرحلهاي برسد و شش كشور قدرتمند دنيا را در جايگاه بينالمللي سازمان ملل (شوراي امنيت)، مجبور به پوستاندازي كند و آنها را به پاي مذاكره بكشاند.
به پيشنهاد اين قدرتها، دولت جمهوري اسلامي به مذاكرات دعوت شد و تمام تدابير خود را به كار بست و به اميد متعهد بودن كشورهاي مقابل به اجراي تعهدات توافقي، خود را موظف به انجام تعهداتي به مراتب سنگينتر از تعهدات طرف مقابل كرد. مذاكرات بعد از فراز و فرودهاي بسيار و وعده و وعيدهاي بيشمار، روزهاي تلخ و شيرين زيادي ديد. گاهي آفتاب تابانش خواندند و گاه خود بر بزك بيش از اندازهاش اعتراف كردند. روزي فتح الفتوحش گفتند و روز ديگر اخبار تلخي از وجود جاسوسان در تيم مذاكره را برملا كردند. اثر بزرگترين دستاورد قرن( برجام) را رفع تمامي تحريمها مژده دادند اما اندكي بعد، لاجرم دست به دستاوردسازي فرعي زدند. در اين شرايط ملت متحير مانده بود؛ دستاورد برجام را از زبان رئيس بانك مركزي ايران تقريباً هيچ قبول كند يا به قول دولتمردان، مبني بر دستاوردهاي دنبالهدارش تا روز قيامت دل خوش نمايد؟
تعلل و توقف شش ساله امكانات و منابع مالي و انساني به روزنه اميد كاذب از سوي دشمن، قدم را براي كسب موفقيت در آينده نيز سست ميكند. وقتي در نگاه تكبعدي مذاكرات، خوشبيني به دشمن و غفلت از خصلت ذاتي خصومتش غالب ميشود، به توصيه تأييد مشروط برجام وقعي نهاده نميشود و با ناديدهانگاري هشدارهاي دلسوزان بعد از شش سال، نيمدايره بيجان برجام، بدون هيچ اثري از شعاع تعهدات طرف غربي مذاكرات، شعاع تعهدات ايران به غرب را فراتر از توافق تا در حد شعاعي بزرگتر از قطر خواستار ميشود كه تنها عامل به تعهدات و نگهدارنده اين دايره برجام است و نتيجتاً دولت را به فقر در ايده و اجرا مبتلا ميكند و اقتصاد كشور را به سرازيري ركود و فقر ميكشاند.
در برجام خوشبيني و شايد اميد آميخته به ترس دولت نسبت به طرف غربي مذاكرات، تمام ظرفيت و استعداد داخلي اقتصاد را معطل سرمايهگذاري خارجي ميكند و كشور را مانند موتوري روشن اما خلاص (درجا)، فاقد حركت ميسازد كه غير از مصرف سوخت، هيچ حركت و نتيجه مثبتي ندارد. در چنين شرايطي عدمتوفيق امريكا در ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت، نه پيروزي ايران كه تداوم اميد و ترس ايرانيان به فايده برجام و استمرار سياست هويج و چماق امريكا براي حفظ موقعيت سرگردان فعلي ايرانيان را دنبال ميكند، از اين رو ترامپ و ترامپهاي آينده هم، نه تحريمها را از حالت تعليق درخواهند آورد و نه آنها را برخواهند داشت.
مثلث طلايي مطالبات مردمي (اشتغال، ازدواج و مسكن) و ضرورت پاسخگويي دولتمردان نسبت به وضعيت نافرجام برجام ميتواند به خارجسازي موتور كشور از حالت خلاص و افتادن به دنده حركت كمك نمايد و دوباره پرده از اين حقيقت بردارد كه اگرچه دشمن مانند پرندگان گردن چرخان به تناسب منافع خود، در مقاطعي شايد به طرف مقابل هم توجهي بكنند، اما اصالت استكبار، چهره چرخانشان را همراستا با بدن وجودي خويش ( خوي استكباري) خواهد چرخاند و خوي جداناپذير استكباري از مستكبر، مدام سياست همه براي خود و هيچ براي ديگري را دنبال خواهد كرد و سياست 30 يا 100 آنان (قائل شدن اجباري حقي براي ديگران)، در عمل به امتياز سه برابري قانع نخواهد شد و تعهدات طرف مقابل را فراتر از توافق دنبال خواهد كرد، چنانكه امروز بعد از انتظاري شش ساله، در كنار ضعف روحيه غربگرايي دولت و چشمپوشي آن از توان داخلي و اقتصاد مقاومتي، در نيمدايره بيجان برجام، شعاع تعهدات بزرگتر از قطر ايران در مقابل غرب دنبال ميشود.