
پس از فروكش كردن كودتاي امريكايي و فتنه سبز اموي در سال ۸۸ گفتيم و نوشتيم كه فتنه ۸۸ دومين فاز از برنامه مدون براندازي سه مرحلهاي شيطان بزرگ موسوم به «پروژه ۲۰۲۰» بوده و بايد خود را براي مقابله با موج سوم براندازي آماده كنيم. به ياد داريم كه مقام معظم رهبري نيز پس از حضور مردم و خلق حماسه ۹ دي و فروكش كردن فتنه ۸۸ در ۲۳ بهمن ماه همان سال مردم و مسئولان را از خام بودن و غفلت از برنامه دشمن پرهيز داده و فرمودند: «منتظر امتحانات جديتري باشيد، خود را تجهيز كنيد و آماده بشويد كه فتنه بزرگتري در راه است.»
فرمايشات اخير مقام معظم رهبري حضرت امام خامنهاي در جمع مسئولان و اعضاي شوراهاي هماهنگي تبليغات اسلامي سراسر كشور (چهارشنبه ۶ ديماه ۹۶) نيز از جنس خطبه نماز جمعه ۲۹ تيرماه ۸۸ و ۲۳ بهمن ۸۸ و متضمن هشدارهاي جدي در باره فتنههاي پيش رو بوده و اهل بصر و دغدغهداران و دلسوزان نظام را به شناخت ابعاد فتنه بعدي و تفكر و تجهيز خود براي مقابله با موج سوم براندازي واداشته است. رهبري معزز و معظم انقلاب اسلامي هوشمندانه فتنه بعدي را مبتني بر عدم پاسخگويي، طلبكاري و مخالفخواني دولتهاي گذشته و كنوني و ايفاي نقش اپوزيسيون نظام از كساني كه قبلاً يا در حال حاضر مسئوليت كشور را در اختيار داشته و دارند معرفي كردند.
واكاوي و دقت در فرمايشات حضرت آقا و بررسي مستندات و قرائن و شواهد موجود نشان ميدهد كه موج سوم براندازي هم بر فتنه داخلي تكيه و حداقل سه ضلع اصلي دارد. اين سه ضلع اگر چه در ابتدا هيچ ارتباطي با هم ندارند و به صورت جزيرههاي مستقل در دنياي سياست حضور دارند اما به هنگام فتنه در طول يكديگر عمل و خواسته يا ناخواسته پازل فتنه را تكميل ميكنند و جالب اينجاست كه اصلاحطلبان و (اصطلاحاً) عدالت خواهان امام زماني كمكم به سمت وحدت گفتماني پيش ميروند ؛ گفتمان اصلاحطلبان از آزادي به سمت عدالتخواهي و گفتمان احمدينژاد از عدالت به سمت آزادي ميل پيدا كردهاست:
ناكثين يا پيمان شكنان: گروهي كه در زمان حيات مبارك حضرت امام خميني سلامالله عليه با پرچم مجمع روحانيون مبارز در تمامي عرصههاي حاكميت، حضوري پررنگ داشته و خود را انقلابي و تمام جناحهاي ديگر را غيرانقلابي و مصداق اسلام امريكايي معرفي ميكردند. اين جماعت كه همه سرمايه سياسي خود را روي قائممقامي منتظري سرمايهگذاري كرده بود پس از ارتحال حضرت امام (ره) و نابودي سرمايه سياسي خود كنج عزلت و انزوا گزيدند اما با رأفت حضرت امام خامنهاي در سال ۷۶ مجدداً به حاكميت بازگشتند. ضد امپرياليستهاي ديروز در حيات سياسي جديد با چهره و نقشي متفاوت، به همآغوشي با شيطان بزرگ رو آورده و طي هشت سال مسئوليت چهرهاي سياه و فتنهگون از خود ترسيم كردند و با طراحي و اجراي فتنههاي متعدد كارنامهاي سياه از خود به جا گذاشتند.
اينك حلقه ناكثين و زخم خوردههاي از حماسه ۹ دي كه خود را در تمامي برنامهها: «تطهير فتنهگران»، «تحريف كودتا و فتنه»، «فريب افكار عمومي و مردم» و «رفع حصر» و... ناكام ديدهاند با استفاده از ظرفيتهاي در اختيار در دولت خود را براي توطئه و ايفاي نقشي جديد در فتنه آينده و تضمين سهم خود آماده ميكنند.
مارقين و خوارج: متوهمان خودبزرگ بيني كه ظاهراً دل به آلاف و علوف دنيا نبسته و داغ عبادت بر پيشاني داشته و مدعي ارتباط با حضرت حجت ارواحنا فداه هستند! و در دوران مسئوليت خود منشأ اقدامات گسترده جهادي با رويكردي انقلابي بودند اما به دليل توهمات فردي و جرياني و غوطهور شدن در گرداب شيادان ديني، به تدريج از امام مسلمين فاصله گرفته و در تشخيص حق و باطل به بيراهه رفته و رو در روي امام خود (كه منكر ولايتش بوده و فقط قائل به رهبري وي هستند) ايستاده و با صدور بيانيههاي پي درپي و مشوه كردن فضاي عمومي كشور همچون طلحه و زبير و خوارج نهروان براي رهبري دستورالعمل صادر و بايد و نبايد تعيين ميكنند. متأسفانه رئيسجمهور پيشين كه زماني به فرمايش حضرت امام خامنهاي شعارهاي انقلاب را سردست گرفته بود هماينك در دفاع از فتنه مشائيزم، به جمع متوهمان پيوسته و با سوءاستفاده از اعتماد مردم و بيانيه پراكني متأثر از خودمحوري به سياهنمايي اوضاع كشور مشغول شده و با درآميختن حق و باطل به تضعيف دستگاههاي قانوني كشور پرداخته است.
اين جماعت مطلقنگر و تماميتخواه كه خود را عقلكل دانسته و هيچ گروه و حزبي را به رسميت نميشناسد و فقط بر مردم بهعنوان سرمايه اجتماعي تكيه دارد نيز در صورت بروز بحران و به هم ريختگي اوضاع اجتماعي كشور، با به ميدان آوردن مردم بر تماميتخواهي خود تأكيد خواهد كرد.
قاسطين: (كاخنشينان، مرفهين بيدرد، مناديان و مروجان اسلام امريكايي و ليبرال سرمايهداري غربي.» اين گروه هماكنون در دستگاههاي اجرايي و اقتصاد كشور نفوذ و رخنه كرده و حضوري پررنگ و مؤثر دارند و بر اساس قرائن و شواهد بار اصلي فتنه مركب را به عهده دارند. مهمترين و اصليترين عامل ظرفيتسازي براي تحقق فتنه بعدي «نااميدكردن»، «ناراضيكردن» «بدبينكردن»، «تخريب باور و ايمان ديني» و «گرفتن اعتماد به نفس» مردم است كه توسط قاسطين از سال ۹۲ با شدت تمام در حال انجام است. مروجان اسلام امريكايي بهعنوان قاعده فتنه سهگانه و مثلث، بيشترين نقش و سهم را در بسترسازي و شكلگيري زمينههاي فتنه سوم بهعهده دارند.
وقتي رئيسجمهور و وزير خارجه امريكا و رئيس رژيم صهيونيستي و وليعهد رژيم سعودي و... از مدتها پيش بر سرمايهگذاري روي ايجاد بحران داخلي و اغتشاشگري و آوردن جنگ به خيابانهاي تهران و داخل كشور تأكيد داشته و با صراحت تمام از آن ياد ميكنند و هنگامي كه در تيم محدود مذاكرات هستهاي وجود و حضور دو جاسوس به اثبات ميرسد، ميتوان پذيرفت كه تعداد بسيار زيادي از عوامل خودفروخته و جاسوس مثلث عبري غربي وهابي براي ايجاد واگرايي اجتماعي و بسترسازي براي اغتشاشات و ناآراميهاي اجتماعي در بدنه دولت نفوذ كرده باشند، خاصه اينكه بنا به اذعان بسياري از كارشناسان اقتصادي كشور، دولت يازدهم و دوازدهم فاقد برنامه مدون و قابل قبول اقتصادي براي حل مشكلات اقتصادي كشور بوده و با اميدبستن به جذب سرمايههاي خارجي، عمده وقت و سرمايه خود را مصروف مذاكره با شيطان و اذنابش نموده و عملاً از استقاده از توانمنديها و ظرفيتهاي عظيم داخلي غافل شده و در حوزه اقتصاد مقاومتي نيز كارنامه قابل قبولي از خود ارائه نداده است.
در شرايط كنوني و برخي ناآراميهاي شهرها، با جرئت ميتوان گفت خنثيسازي و پيشگيري از تحقق فتنه بزرگ و موج سوم براندازي فقط و فقط از سوي دولت مستقر قابل انجام است. دولت آقاي روحاني بايد با درك صحيح نگرانيهاي مردم و شرايط نابسامان معيشتي و ركود حاكم بر كشور و بنگاههاي توليدي، اولاً از انجام اقدامات تحريككننده (نظير افزايش قيمت حاملهاي انرژي و حذف ۳۰ ميليوني يارانه بگيران و... ) به شدت پرهيز نمايد و ثانياً به فوريت نسبت به اصلاح روشهاي اقتصادي و عزم جدي براي تحقق اقتصاد مقاومتي و استفاده از ظرفيتهاي داخلي اقدام نمايد.