محمدمهدي نيكضمير
يكي از موضوعات مهمي كه طي چند سال گذشته بارها مورد تأكيد كارشناسان و مسئولان بوده، مسئله افزايش آسيبهاي اجتماعي است. آسيبهاي اجتماعي كه وجوه مختلفي همچون اعتياد، طلاق، حاشيهنشيني و... دارد، بينظميها و نابسامانيها و اعمال و رفتاري را شامل ميشود كه در اجتماع غيرطبيعي و بحرانساز تلقي ميگردد كه با افزايش و تعميق آن كه اصول و هنجارهاي ارزشمند جامعه مورد بيتوجهي يا تخطي قرار ميگيرد و اهداف متعالي زندگي فردي و اجتماعي انسان تحقق نمييابد.
در اين ميان انتشار اخبار نگرانكننده و كمرشكني همچون افزايش طلاق در كشور كه در بخشي از كلانشهرها حتي با افزايش آن در سال اول زندگي- به نسبت ناپايداري برخي خانوادهها در بيش از 50 درصد ازدواجها- روبهرو هستيم، بايد تصريح كرد كه ادامه اين روند ضمن فروپاشي كانون خانواده آسيبهاي اجتماعي خاص را نيز به همراه دارد چراكه خانواده پايهگذار بخش مهمي از سرنوشت انسان است و در تعيين سبك و خط مشي زندگي آينده، اخلاق، سلامت و عملكرد فرد در آينده نقش بزرگي بر عهده دارد.
بيترديد بايد غمگسارانه گفت طلاق در زمره غمانگيزترين پديدههاي اجتماعي است. طلاق را بايد پديدهاي جمعيتي دانست كه به لحاظ كمي و كيفي بر ساخت جمعيت اثر مينهد زيرا تنها واحد مشروع و اساسي توليد مثل، خانواده ميباشد كه با وقوع طلاق از هم ميپاشد.
اين اما همه ماجرا نيست. طلاق حتي بر كيفيت جامعه نيز تأثير دارد. فرزندان و نسلي كه از نعمت خانواده محروم هستند علاوه بر دوش كشيدن خلأهاي بسيار ناشي از گسيخته شدن خانواده خود به دليل عدم آموزشهاي تربيتي- مهارتي از سوي عنصر والديني كه حضور ندارند به احتمال فراوان از شرايط لازم براي احراز مقاوم شهروند مسئول نيز برخوردار نخواهند بود.
بايد بپذيريم و باور داشته باشيم كه:
- طلاق تعادل روحي نيروي انساني توليد و خدمات در كشور را بههم ميزند و اين يعني تأثير در اقتصاد جامعه
- طلاق بنيانهاي اخلاقي و اجتماعي جامعه را متزلزل كرده و باعث گرايش به آسيبهاي ديگر همچون مواد مخدر، انحرافات جنسي و الكل ميشود
- انزواي فردي- اجتماعي و غوطهور شدن در فكر پايان زندگي و برجستگي ناكامي بخش ديگري از آسيبهاي متوجه طلاق است
- طلاق در كمترين شكل خود، شرايطي را ايجاد ميكند كه منجر به از دست دادن حمايت اجتماعي خانواده از فرد مطلقه، كاهش نفوذ اجتماعي وي و حتي گاه تضعيف موقعيتها و فرصتهاي اجتماعي فرد ميشود
- بايد تأكيد داشت كه طلاق امروزه تنها به معناي جدايي رسمي نيست. امروزه طلاق به شكل عاطفي نيز بر برخي خانوادههاي ايراني بار شده است كه به رغم حضور والدين، كانون خانواده روابط عاطفي، تربيتي و تعهد خود را از دست داده و تنها به عنوان يك نمونه آماري به زيست خود ادامه ميدهد.
بيترديد آسيبهاي پنهان اين شكل از طلاق خود دامنه درازي از شكلدهي به مناسبات پنهان و مفاسد آشكارتري دارد.