
به دنبال شكست تروريستهاي داعش در عراق و سوريه، عناصر اين گروه افغانستان را به عنوان پناهگاه جديد خود انتخاب كرده و با انجام حملات انتحاري و كشتار مردم بي گناه سعي دارند شكست در خاورميانه را جبران كرده و خود را همچنان زنده نگه دارند.
امروزه مسئله مهمي كه ذهن تحليلگران را به خود مشغول داشته است، فرار عناصر داعش از عراق و سوريه است كه به دنبال يافتن مكان هاي امني براي خود مي گردند. داعش كه نتوانست خلافت مورد ادعاي خود در عراق و سوريه را به سرانجام برساند، به دنبال مقرهاي جديدي است تا بتواند مجددا خود را بازسازي كند و افغانستان باتوجه به وجود ناامني ها و داشتن موقعيت استراتژيك، يكي از نقاط مستعد جذب تكفيريها است. مقامات نظامی غربی و افغان تأیید می کنند که این گروه ارتباطات مالی و تماس هایی با رهبری اصلی داعش دارد و همچنين با سلول های داعش که در کشورهای جنوب آسیا و آسیای مركزي فعال هستند نیز در تماس است.
بسياري از عناصر داعش، افراد جدا شده از طالبان هستند كه بيعت خود را با اين گروه تكفيري اعلام كرده اند. قدرت گيري اين گروه در افغانستان، شرايطي فراهم كرده تا گروه هاي افراطي در كشورهاي آسياي مركزي و سين كيانگ چين كه مترصد فرصتي براي ضربه زدن به دولتهاي خود هستند به عضويت داعش درآيند. گسيل افراط گرايان منطقه به افغانستان خطر رشد تروريسم را افزايش مي دهد و مي تواند تهديدات جدي را متوجه كشورهاي همجوار كند.
دولت افغانستان 16 سال است كه با طالبان درگير است و نتوانسته به توافقي براي پايان دادن به جنگ با اين گروه دست پيدا كند و الآن خطر داعش نيز اضافه شده كه مي تواند روند صلح را با چالش هاي جدي روبرو كند. داعش زماني كه در اوج قدرت بود نقشه خلافت خودخوانده خود را منتشر كرد كه در آن، افغانستان با عنوان «ولايت خراسان» نامگذاري شده بود و با نگاهي به تحولات هفته هاي اخير، مي توان گفت داعش در پي تحمل شكستهايش در عراق و سوريه، اكنون افغانستان را به عنوان مركز فعاليتهاي خشونت بار خود انتخاب كرده است و اولين قربانيان آن نيز مردم بي گناه افغان هستند.
تروريستهاي داعش با انجام عمليات انتحاري در شهرهاي افغانستان حمام خون به راه انداخته و صدها تن را به كام مرگ فرستاده اند. تروريستها با اينگونه عمليات سعي دارند با ايجاد رعب و وحشت در بين مردم و نيروهاي ارتش، حوزه نفوذ خود را در خاك افغانستان توسعه دهند. از آنجاكه ساختار جمعيتي و مذهبي افغانستان پذيراي تروريستهاي داعش نيست، بنابراين اين گروه تلاش مي كند با خشونت برنامه هاي خود را به پيش ببرد و با هراس افكني در جامعه افغانستان، به پيشروي هاي خود ادامه دهد.
آمريكا حامي و محرك داعشهيچ گروه تروريستي در جهان نيست كه بدون حمايت خارجي به حيات خود ادامه دهد و داعش افغانستان نيز از اين قاعده مستثني نيست و در پس قدرت نمايي اين گروه، كشورهايي هستند كه از وجود تكفيريها براي اهداف خود بهره مي برند. اگرچه آمريكا و سازمان ناتو اينگونه وانمود مي كنند كه از داعش در افغانستان حمايت نمي كنند و مدعي مبارزه با آن هستند، اما شواهد و قرائن حاكي از اين است كه واشنگتن حامي اصلي داعش است. دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمريكا 5 ماه پيش راهبرد جديد خود درباره افغانستان را اعلام كرد و قرار شد 4500 نيروي جديد آمريكايي براي مقابله با تروريستها به افغانستان اعزام شوند اما افزايش نيروهاي آمريكايي نتيجه عكس داد و داعشي كه قرار بود تضعيف شود روز به روز در حال قدرت نمايي است.
آمريكا براي اينكه بتواند همچنان به اشغالگري خود در افغانستان ادامه دهد بايد بهانه لازم براي اين سناريو را داشته باشد كه تهديد داعش فرصت خوبي براي واشنگتن است تا روي موج تحولات سوار شده و نقشه هاي خود را عملي كند. سياست آمريكا اين است كه هر گونه ناامني در افغانستان را به گروه هاي تروريستي ارتباط دهد تا با اين استدلال و به بهانه ايجاد ثبات، حضور خود را تداوم بخشد.
مقامات روسي و افغان بارها نسبت به حمايت هاي خارجي از داعش در افغانستان هشدار داده اند اما با اين حال واشنگتن همچنان به حمايت هاي خود از تروريستها ادامه مي دهد. اين مسئله نگراني روسها را در پي داشته است و آنها از مقامات ناتو و آمريكا درباره انتقال داعش به افغانستان و ارسال سلاح به تكفيريها در اين كشور توضيح خواسته اند. به گفته مقامات روس بيش از 10000 داعشي در افغانستان حضور دارند كه تهديدي جدي براي كشورهاي منطقه به شمار مي رود. در ماه هاي اخير صدها تن از عناصر داعش در سوريه و عراق توسط بالگردهاي آمريكايي از ميدان نبرد فراري داده شدند و به گفته مقامات روس و افغان بسياري از اين افراد روانه افغانستان شده اند تا در اين كشور سناريوهاي عقيم مانده خود را عملي كنند.
ارتباط آمريكا با داعش زماني رنگ واقعيت به خود مي گيرد كه مي بينيم همزمان با خروج نيروهاي آمريكايي در دسامبر 2014، داعش در افغانستان اعلام موجوديت كرد. آمريكا با حمايت از گروه هاي تروريستي در افغانستان درصدد بي ثباتي مديريت شده است تا حضور طولاني مدت خود را در اين كشور توجيه كند.
مقابله با مثلث ايران، روسيه و چين
قصد آمریکائی ها و متحدان منطقه اي آن در حمايت از داعش برخلاف سياست اعلامي شان، فشار همزمان از چند طرف به ایران و روسيه و تا حدودي چين است. آمريكايي ها كه قاعده بازي در مقابل روسيه و ايران را در سوريه باخته اند، به راحتي از اين رقابت شانه خالي نخواهند كرد و سعي مي كنند به منافع ايران و روسيه ضربه بزنند و افغانستان نقطه ثقل اين رقابت جديد است. به گفته مقامات روسيه، بيش از 5 هزار نفر از اتباع كشورهاي آسياي مركزي، قفقاز و روسيه، در گروه داعش در عراق و سوريه مي جنگيدند كه بازگشت اين افراطي ها مي تواند تهديدات جبران ناپذيري را براي كشورهاي منطقه در پي داشته باشد. هدف آمريكا و عربستان سعودي از ايجاد داعش در خاورميانه مقابله با نفوذ ايران و روسيه بود و با وجود شكست اين گروه در عراق و سوريه، اكنون افغانستان مي تواند مكان مناسبي براي جبران شكستهاي خاورميانه باشد. ناامني در مرزهاي ايران و روسيه مي تواند هزينه هاي اين كشورها را بالا برده و آمريكا را در موقعيت برتر با رقبا قرار دهد. بنابراين سياست بي ثبات سازي در افغانستان هدف اصلي واشنگتن است تا با حضور در اين كشور پروژه هاي خود را به سرانجام برساند و از نزديك تحركات رقبايش را زير نظر بگيرد.
از طرفي، بخشي از هدف آمريكا از اعزام تروريستها به افغانستان به مقابله با نفوذ چين مربوط مي شود. باتوجه به حضور برخي گروه هاي افراطي مثل حزب تركستان شرقي در منطقه اويغورنشين سين كيانگ، اين منطقه مستعد جذب تروريستها مي باشد و يكي از دلايل فعال شدن چين در مذاكرات صلح افغانستان هم براي جلوگيري از سرايت تروريسم به مرزهاي اين كشور ناشي مي شود. آمريكايي ها كه در مدت 17 سال اشغالگري صدها ميليارد دلار هزينه كرده اند، اكنون نمي خواهند با خروج خود، افغانستان را به روسيه و چين تقديم كنند و براي كاستن از نفوذ رقبا در افغانستان، با حمايت از جريانهاي افراطي در آسياي مركزي براي ضربه زدن به منافع مسكو و پكن استفاده مي كنند.
ارزيابي نهايي
پس از اعلام پایان داعش سوریه و عراق، دوره جدید از مناقشات و درگیری با این گروه تروریستی در افغانستان شروع شده است، افغانستانی که مرز مشترک با ایران دارد و بدون تردید یک سوی ماجرا هم ایران خواهد بود. علي رغم حمايتهاي جبهه عربي- غربي از داعش در عراق و سوريه اما اين گروه تكفيري نتوانست كاري از پيش ببرد و پس از 4 سال اشغالگري، پوشالي بودن آن به اثبات رسيد و ائتلاف روسيه و محور مقاومت طومار تروريستهاي داعش را در منطقه برچيد. نيروهاي ملي افغان هم با استفاده از تجارب محور مقاومت مي توانند توطئه خارجي ها را در اين كشور خنثي كرده و سناريوي بي ثبات سازي منطقه توسط آمريكا و متحدانش را از بين ببرند. اما تا زماني كه اراده اي براي از بين بردن تروريستها در بين افغانها وجود نداشته باشد، اين گروه با آسودگي بيشتري در افغانستان جولان خواهد داد و با بازيابي و احياي قدرت از دست رفته خود و عضوگيري از گروه هاي افراطي در آسياي مركزي تهديدات گسترده اي را متوجه كشورهاي منطقه خواهد كرد. از اينرو ائتلاف منطقه اي متشكل از روسيه، ايران و چين براي از بين بردن اين تهديدات الزامي است. از اينرو، مي توان گفت كه باتوجه به تشديد دامنه حملات داعش و اعزام نيروهاي جديد آمريكايي، سال 2018 سالي پر از ناامني و بي ثباتي در افغانستان خواهد بود و تنش هاي داخلي در اين كشور به اين زودي حل نخواهد شد.