اميرحسين حسيني
9دي روزي كه است مردم انقلابي ايران به باطن ذات غوغاسالاران و «ليبرال مسلكان» و شكستخوردگان سياسي پي بردند و به دنبال آن حماسهاي بينظير را خلق كردند؛حماسهاي از جنس اعتماد بهنظام مردمسالاري ديني و اعتقاد بهنظام ولايتفقيه. 9دي سالروز بصيرت و آگاهي مردم زخمخورده از فتنه هشت ماهه است كه چندين سال براي محققكردنش توسط دشمنان داخلي و خارجي طراحي شده بود.
9دي را بايد معلول اتفاقات تلخ حوادث بعد از انتخابات سال 88 دانست كه در آن عدهاي از «اصلاحطلبان انحصارطلب» مدعي دموكراسي با شعار آزادي و قانون، اصل انتخابات را زير سؤال بردند و به قانون و رأي مردم تمكين نكردند و به بهانه «تقلب» در انتخابات، اصل نظام را نشانه گرفتند و درصدد ساختن جمهوري اسلامي «ماتيك ماليده» و «كاريكاتوري» بودند.
ريشه اصلي اتفاقات دردناك سال 88 را بايد در زمستان سال 66 كه جريان چپ زنگ جدايي از آيتاللهها را به صدا درآورد جستوجو كرد؛ جرياني كه بعد از انتخابات سال 76 به اصلاحطلبان مشهور شدند و در همان دوره طرحهايي براي براندازي و كودتا عليه انقلاب اسلامي اجرا كردند كه به نتيجه نرسيد.
دوم خرداديها اين بار با اتكا به تجربه خود در سال 78 درصدد براندازي نظام با استفاده از شيوههاي نوين برآمدند؛ شيوههايي از جنس «انقلابهاي رنگي» كه براي آن چندين سال نقشه و طرح داشتند و تفاوت آن با فتنه سال 78، در ميدان عمل و مجري آن بود؛ ميداني در بستر انتخابات و مجرياي به نام ميرحسين موسوي كه بايد هم كت پوزيسيونيستي بپوشد و هم شلوار اپوزيسيونيستي؛ مجرياي كه بايد ضمن داشتن عنوان نخستوزيري امام، عليه آرمانهاي امام قيام كند.
بنابراين جرقه اوليه و اصلي اتفاقات 88 را برخي از اصلاحطلبان و تئوريسينهاي اصلاحطلب سالها قبل از انتخابات براي براندازي نظام جمهوري اسلامي زدند، طراحى اين بود كه اگر توانستند قاعده دولت را به شكل مطلوب خودشان بچينند، اگر هم قاعده حكومت و دولت طبق ميل آنها چيده نشد كشور را به آشوب بكشانند، با خيال خودشان «كاريكاتور انقلاب اسلامى را درست كنند.»
اين براندازي در سخنان سال 81 يكي از مشاوران ميرحسين موسوي كه بر خصلت جنبشي در مبارزات آينده سياسي تأكيد ميكند نمايان است، وي ميگويد: شكل بروز دستهجمعي و تظاهرات آينده حالت جنبشي و كارناوالي دارد و شكل مستمر آن بهصورت سازمان دادن نوعي مقاومت محلي در هر يك از محلها و موضعهاي قدرت حاكم خود را نشان ميدهد.
همچنين وقتي محمدعلي ابطحي ميگويد: در جلسهاي آقاي موسويخوئينيها گفت، ما نبايد فتيله «تقلب» را در انتخابات پايين بكشيم. عامل اصلي اغتشاشات و فتنه سال 88 كه «اتاق فكرش» در لندن و خارج از كشور توسط «ابوذرهاي موسوي» هدايت ميشد و از امريكا و اسرائيل تا منافقين و كمونيستها از آنان حمايت ميكردند يا به تعبير عبدالكريم سروش «پلوراليسم سبز» را تشكيل داده بودند، كساني هستند كه در برابر رأي مردم ايستادند و با شعار «انتخابات بهانه است اصل نظام نشانه است» نظام را به «لبه پرتگاه» بردند.
آنچه را كه جريان انقلابي و دلسوزان انقلاب بايد در نظر داشته باشند اين است كه جريان فتنه در سالهاي اخير با «تحريف» اصل فتنه سعي دارند مصاديق فتنهگران را در افكار عمومي تغيير داده و دامان خود را از تهمت تقلب در انتخابات و براندازي نظام پاك كنند كه در اين ميان وظيفه جريان مؤمن به انقلاب اسلامي اين است، از تحريف موضوع فتنه و مصاديق آن توسط برخي از كساني كه در داخل نقش پيادهنظام جريان سلطه را بازي ميكنند، هشيار باشند و مسير خود را با ولايت فقيه به عنوان «محور اصلي نگهدارنده انقلاب اسلامي» كه همواره كشور را از گذرگاههاي پرپيچ و خم عبور دادهاند، هماهنگ کنند. هدف اصلي فتنه که براندازي و «انقلاب مخملي» بود براي مردم روشن و نقش براندازان داخلي و خارجي در قضاياي سال 88 را تبيين كنند.