فریدون حسن
علاقهمندان به فوتبال ايران حتماً به ياد دارند كه امير قلعهنويي در زمان سرمربيگري استقلال در مواجهه با سؤالي در نشست خبري با ايما و اشاره «علي» را صدا زد و با چشمهايش فرماني براي ليدر استقلال صادر كرد. همه هم فهميدند كه معني اشارههاي چشم و ابروي قلعهنويي چه بود. هرچند كه چند سالي از اين ماجرا ميگذرد، اما آن حركت نشان از مسائل پشت پردهاي داشت كه فوتبال ايران از آن غافل بود. بحث سلطه ليدرها در فوتبال باشگاهي و نفوذ آنها در بدنه مديريتي باشگاهها به گونهاي است كه حالا حتي در تصميمگيريها نيز دخالت ميكنند. حالا اما مسئله از ارتباط يك سرمربي با يك ليدر فراتر رفته و ليدرها دايره فعاليتشان را تا حد مديريت باشگاهها نيز افزايش دادهاند.
ميروي يا ليدرها را صدا بزنم
شنيدن حرفهاي نماينده مجتبي زارعي، بازيكن سابق پرسپوليس كه براي مطالبه حق و حقوق عقب افتاده اين بازيكن به سراغ علياكبر طاهري، مديرعامل سابق پرسپوليس رفته بود، بسيار جالب است. فرهاد شيباني ميگويد: «مدتها نامه نوشتيم و جواب نگرفتيم، حتي حاضر شديم ميزان قابل توجهي از طلب 220 ميليوني را در دوران رويانيان به باشگاه ببخشيم، ولي آنها هر روز جريتر شدند تا جايي كه به زارعي گفتند 40 ميليون ميدهيم كه من قبول نكردم. طاهري مديرعامل پرسپوليس وقتي اصرارهاي ما را ديد از ما خواست جايي را براي دزدي معرفي كنيم و بعد هم با حالتي عجيب خطاب به من گفت ميرويد يا بگويم ليدرها بيايند.»
قصور مديران و مربيان
حقيقت تأسفباري است كه فوتبال ايران امروز شاهد حضور گسترده جماعتي به نام ليدر در باشگاههاست، جماعتي كه ظاهراً طي تمام اين سالها تبديل به اهرمهاي فشاري براي مربيان و حتي مديران در برابر مخالفان، منتقدان يا حتي طلبكاران شدهاند. افرادي كه اگر از تعداد محدود تحصيلكرده و عاشقان فوتبال در بينشان بگذريم، به بخش قابل توجهي از آنها ميرسيم كه نه سواد آنچناني دارند و نه از جايگاه اجتماعي مناسبي برخوردارند و بيشتر شبيه بزنبهادرهايي هستند كه حاضرند به خاطر چند هزار تومان پول و حضور در كنار مديران و مربيان فوتبال هر كاري انجام دهند. البته نبايد از قصور مديران و مربيان در ميدان دادن به اين جماعت نيز به سادگي گذشت.
از سفرهاي خارجي تا لگدپراني
ليدرها طي سالهاي گذشته قدرتي در فوتبال براي خود دست و پا كردهاند كه كمتر كسي ميتواند آن را تصور كند. به جرئت ميتوان گفت كه امروز ليدر در فوتبال ايران تنها يك مشوق نيست. آنها در تصميمگيريهاي باشگاه دخالت دارند، در سفرهاي خارجي سهميههاي مشخصي ميگيرند و اينقدر به مراكز تصميمگيري باشگاهها نزديك شدهاند كه به قول معروف از مديران آتو در اختيار دارند و كسي به راحتي نميتواند آنها را از فوتبال دور كند. اين معضل به خصوص در دو تيم پرسپوليس و استقلال به عنوان پرهوادارترين تيمهاي فوتبال ايران بيشتر ديده ميشود. مسئلهاي كه گفتيم مربوط به امروز و ديروز نيست، اما طي چند سال گذشته پررنگتر از قبل شده است. به عنوان مثال حضور برخي ليدرهاي پرسپوليس در سفرهاي خارجي و حتي شخصي در كنار مديرعامل سابق پرسپوليس جاي هيچ توجيهي ندارد، مگر نزديكي بيش از حد آنها به مديريت پرهوادارترين باشگاه فوتبال ايران، مديريتي كه در مواقع ضروري از آنها به عنوان ابزار زور و اهرم فشار استفاده ميكرد. براي مشخص شدن اين مسئله بهتر است مثال ديگري بزنيم. هواداران استقلال حتماً اتفاقي را كه يكي، دو سال قبل براي فرزاد مجيدي، سرپرست اين تيم افتاد به خاطر دارند. مجيدي به عنوان يك مسئول در باشگاه تيم استقلال مورد ضرب و شتم ليدر باشگاه قرار گرفت، همان ليدري كه دائماً در كنار مديريت باشگاه ديده ميشود و حضوري مداوم در باشگاه دارد. همان ليدري كه در فيلمهاي پخش شده حتي به خود اجازه ميدهد دوربين عكاسان را بگيرد تا صحنهاي از او پخش نشود. جالبتر اينكه مجيدي از استقلال رفت، اما جناب ليدر باقي ماند و كارش را ادامه داد.
طبيعي است كه آنها همه جا حضور داشته باشند و از آن طبيعيتر اينكه از حضور در كنار مديران و مربيان هم به همه چيز برسند. آنها جزئي از فوتبال فاسدي هستند كه نبودشان باعث ضعف مديران ناكارآمد و برخي مربيان نابلد فوتبال ميشود. ليدر امروز در فوتبال ايران معنايي فراتر از بوقچي ديروز را دارد. ليدر يعني اينكه كسي حق مخالفت ندارد، يعني كسي نبايد سراغ مطالباتش برود و كسي هم نبايد خلاف ميل آنها رفتار كند كه اگر چنين شد يا مدير فرمان به دخالت آنها ميدهد يا مربي با اشاره به آنها ميفهماند كه مخالف را ساكت كند.