
سعید احمدیان
ميلياردرها و پولدارها از جان فوتبال ايران چه ميخواهند؟ سالهاست که اين سؤال پيشروي هواداراني است که هر روز اخبار عجيب و غريبي از پروندههاي اين افراد ميشنوند و اين سؤال برايشان پيش ميآيد که چرا بهرغم تمام حاشيهها و حرف و حديثهايي که پشت سر اين مالکان متمول است، هرچند وقت يکبار يکي از اين ميلياردرها به فکر باشگاهداري ميافتد و بدون اينکه سابقهاي مورد بررسي قرار گيرد و استعلامهاي لازم گرفته شود، فعاليتش در فوتبال را آغاز ميکند، آن هم با بريز و بپاشهايي که خيليها از خودشان ميپرسند، توجيه چنين بذل و بخششهايي که مالکان متمول باشگاهها در فوتبال ميکنند، چيست و چه دليلي دارد که در فوتبالي که درآمدزايي آن صفر است و تراز مالي باشگاهها در درآمد و هزينه منفي است، برخي از ميلياردرها سوداي باشگاهداري در سر داشته باشند و به چنين فضایی ورود کنند.
مالک متمول يکي از باشگاههاي ليگ برتري که مالکيت يکي از باشگاههاي خبرساز امسال از سوي يکي از وزارتخانهها به وي واگذار شده، تازهترين مثال از حضور ميلياردرهاي فوتبال است، مالکي که از زمان حضورش، روز به روز حاشيههاي اين تيم بيشتر شده و با گذشت شش هفته از ليگ، نيمکت اين تيم به محله بروبيا تبديل شده بود. مربياني که با هزار اميد و آرزو پا به اين باشگاه ميگذارند، تنها بعد از چند هفته با عملي نشدن وعدهها از اين تيم جدا ميشوند و در راهروهاي فدراسيون فوتبال با پروندهاي زير بغل از اين اتاق به آن اتاق به دنبال دريافت مطالباتشان از اين باشگاه هستند.
البته نميتوان از حضور مؤثر برخي ميلياردرها در فوتبال نيز گذشت، اما با قاطعيت ميتوان گفت قريب به اتفاق متمولاني که پا به عرصه فوتبال گذاشتهاند، جز حاشيه، آوردهاي براي فوتبال نداشتهاند، هرچند در طرف مقابل، فوتبال براي اين مالکان آوردههاي عظيمي داشته و توانسته براي آنها حاشيه امنيتي به وجود بياورد که به گسترش دادن فعاليتهاي اقتصادي و استفاده از رانت در حوزههاي مختلف منجر شده است. با وجود کارنامه مردودي ميلياردرها در فوتبال، اما همچنان آنها در فوتبال حضور دارند و حتي برخي متوليان ورزش بدون اينکه ضمانتهاي لازم را از اينگونه سرمايهداران بگيرند به راحتي به آنها اجازه فعاليت ميدهند، مديراني که نام آنها در پروندههاي متعدد اقتصادي نيز ديده ميشود و بدون اينکه کند و کاوي درباره صلاحيتشان صورت گيرد، مجوز حضور در فوتبال را ميگيرند.
حساسيت نداشتن روي حضور ميلياردرها در فوتبال را ميتوان در ناکارآمدي و ناتواني مديريت مديران فوتبال در درآمدزايي از طريق ورزشي پولساز مانند فوتبال هم جستوجو کرد، مسئلهاي که سبب ميشود تا آنها به هر قيمتي حاضر شوند يک باشگاه را به افرادي واگذار کنند که حتي حداقل صلاحيتهاي لازم را براي سرمايهگذاري در فوتبال ندارند. اين در شرايطي است که اغلب سرمايهگذاران متمولي که وارد فوتبال ميشوند، همواره اهداف غيرفوتبالي و منفعتطلبانهشان را در زير پوشش کمک خيرخواهانه به فوتبال و ايجاد نشاط براي جوانان پنهان ميکنند. چنين مسئلهاي سبب ميشود تا فوتبال از آسيبهاي حضور چنين مديراني در امان نباشد و بلندبالا شدن ليست بدهکاران در کنار ورشکستگي باشگاهها که خروجي واگذاريهاي بدون حساب و کتاب يک تيم به مالکان متمول است، از جمله اين آسيبهاست.
در چنين شرايطي بايد با قانونمند شدن باشگاهداري در کشور جلوي ورود افرادي که بهرغم داشتن پروندههاي مختلف در فوتبال به دنبال اهداف ديگري هستند، گرفته شود. در همين راستا فدراسيون فوتبال و همچنين وزارت ورزش با توجه به پروندههايي که براي برخي ميلياردرهاي فوتبالي در محاکم قضايي باز شده است، پس از اين بايد نسبت به حضور ميلياردرهاي مشکلدار در باشگاهداري حساسيتهاي لازم را داشته باشند و با در نظر گرفتن صلاحيتهاي لازم، اجازه ورود به فوتبال را به سرمايهگذاراني که حساب بانکي پر پولي دارند، ندهند و پس از مشخص کردن اهليتشان درباره حضور اين افراد در فوتبال تصميمگيري کنند. اين مسئله سبب ميشود تا ميلياردرها مانند امروز اينچنين فضاي فوتبال را به صحنه حاشيهسازي تبديل نکنند و از قبل آن براي خودشان کيسه ندوزند، آن هم به بهاي ورشکستگي فوتبال!