
دنيا حيدري
داستان تخلفهاي فوتبال يكي، دو تا نيست. تخلف مديران و مسئولاني كه با صرف هزينههاي هنگفت، بيتالمال و حق ملت را به تاراج ميبرند و بيآنكه توبيخي شوند يا پاسخگو باشند، اين صندلي را ترك كرده و روي صندلي بعدي مينشينند. روندي كه باعث ميشود تا حتي چشم در چشم ملت دوخته و حرفهايي خلاف واقع بزنند و توپ را با بيخيالي به زمين ديگري بيندازند چراكه ميدانند همتي نيست براي حسابرسي نامه اعمال نه چندان روشني كه از خود به جا گذاشتهاند.
نمونه رفت و آمدهاي پرهزينه مدیران را ميتوان در دو باشگاه پرسپوليس و استقلال بيش از هر جاي ديگري ديد. هر چند كه ديگر تيمها نيز از چنين تخلفات و ريخت و پاشهايي مبرا نيستند اما سرخابيهاي پايتخت همواره در اين زمينه پيشقراول هستند و در صف اول. براي نمونه ميتوان به پرونده ژوزه مانوئل اشاره كرد. مربياي كه به دليل بيتدبيري مديران وقت باشگاه پرسپوليس بيتوجه به بندهايي كه در قراردادش (البته بايد گفت قراردادهايش!) گنجانده شده بود كنار گذاشته شد تا بدون هماهنگي تهران را ترك كند. مسئلهاي كه ميتوانست پوئن مثبتي باشد براي پرسپوليس تا او را بابت رها كردن تيمي كه با آن قرارداد داشت محكوم كند اما بيكفايتيها و بيتدبيريها و صد البته پشت گوش انداختن ماجرا و نگاه سادهلوحانه به آن، كار را به جايي رساند كه پرسپوليس بايد به جاي گرفتن غرامت از اين مربي سن و سالدار، مبلغ گزاف چند ميلياردي را بابت شكايت او به فيفا بپردازد. مبلغي كه به اضافه ديركرد آن بدهی سرسامآوري را روي دست پرسپوليس گذاشت. هزينهاي كه يادگاري بهجا مانده از مديريت رويانيان در پرسپوليس بود. مديري كه هنوز هم با قيافهاي حق به جانب هر از گاهي دست به مصاحبه ميشود و از ناگفتههايي حرف ميزند كه اگر به زبان آورد، ميتواند براي بسياري بد تمام شود و هنوز هم از خود در پرونده محكوم شده ژوزه دفاعي جانانه ميكند! اما هنوز هيچ مرجعي او را بابت هزينههاي هنگفتي كه مديريت ناكارآمدش روي دست پرسپوليس گذاشت، توبيخ يا حتي ملزم به پاسخگويي نكرده. درست مانند داستان افشارزاده در استقلال كه با وجود اعتراض گودرزي، وزير وقت ورزش، به حيف و ميل در عقد قراردادهاي ميلياردي، هرگز برخورد قاطعانهاي با او نشد تا نه فقط عقد قراردادهايي با رقمهاي نجومي به يك عادت اشتباه تبديل شود كه بدهي سرسامآوري نيز روي دست باشگاه بماند. هرچند كه به اينگونه تخلفها بايد پولهاي زيرميزي، دادن حوالههاي ماشين، ويلا، خانه و حتي تيرآهن را هم اضافه كرد !
اگر چه سهم مديران باشگاهها در تخلفات فوتبال، همكاري با دلالها و پولهايي كه اين طرف، آن طرف ميشود بسيار زياد است اما همه تخلفات فوتبالي را نميتوان به نام مديران نوشت. يكي ديگر از تخلفات پرسر و صداي اخير فوتبال، داستان بازيكناني بود كه با مدارک جعلي، موفق به گرفتن کارت معافيت سربازي شده بودند. بازيكناني كه رسماً با جعل سند، قانون را دور زده بودند آنهم در شرايطي كه خدمت سربازي براي فوتباليستها بسیار آسانتر از دیگر سربازها است اما همين حضور دو ساله در چند تيم نظامي مشخص براي گذراندن خدمت مقدس سربازي نيز براي برخي قابل قبول نبود كه براي فرار از آن، با جعل سند، كارت پايان خدمت يا معافيت از سربازي گرفته بودند. مسئلهاي كه البته به طور ناگهاني لو رفت تا متخلفان را براي گذراندن دوران خدمت، راهي تيمهاي نظامي كند. توبيخي كه البته هرگز به اندازه تخلف آنها نبود. هرچند ابتدا مهدي تاج در خصوص ابطال كارت برخي بازيكنان ليگ برتري گفت: «اين بازيكنان بايد تمام پولهايي را كه از باشگاه گرفتهاند، برگردانند. همچنين در صورت تصويب اگر بناست اين بازيكنان در تيمهاي نظامي بازي كنند بايد به صورت رايگان به فوتبال خود ادامه دهند.» اما اين اتفاق هرگز رخ نداد و متخلفان هيچگاه بابت اصل جرمي كه مرتكب شده بودند، (جعل سند و فرار از سربازي) توبيخ و تنبيه نشدند و تنها مانند ساير بازيكن سربازها، براي گذراندن دوران خدمت راهي تيمهاي نظامي شدند.
جعل سند البته تخلفي نيست كه تنها برخي فوتباليستها براي فرار از خدمت سربازي مرتكب شده باشند. اين تخلف بارها و بارها در فوتبال ايران انجام شده. چند سال قبل پرسپوليسيها در خصوص ماجراي قرارداد عماد رضا و سپاهان به آن اعتراض داشتند هرچند كه هرگز نتوانستند با نفوذ به دژ محكم ساكت، آن را به اثبات برسانند اما معتقد بودند سپاهان با سندسازي و جعل سند قرارداد اين بازيكن را زماني كه در ايران نبوده امضا و ثبت كردند. چند سال بعد اما پرسپوليس خود مرتكب همان تخلف شد. طاهري، مديريت وقت پرسپوليس، با آگاهي از آنكه طارمي با باشگاه ريزهاسپور تركيه قرارداد دارد، اقدام به عقد قرارداد با اين بازيكن كرد و مدعي شد قرارداد او پيش از آنكه راهي تركيه شود ثبت شده بود. مسئلهاي كه با شكايت باشگاه تركيهاي به محكوميت پرسپوليس انجاميد اما سرانجام با رايزنيهاي سياسي، جريمه مالياش بخشيده شد و ماند جريمه سنگيني كه فيفا براي اين باشگاه متخلف در نظر گرفته بود (محروميت از دو پنجره نقل و انتقالات). محروميتي كه پرسپوليس انتظار بخشيده شدن آن را داشت.
دامنه تخلفات اما هميشه هم مسائل مالي نيست. در بسياري مواقع تخلفات صورت گرفته به مسائل اخلاقي برميگردد. مسائلي چون داستان مدارس فوتبال و اتفاقات ناگوار آن، فرارهاي شبانه از اردوها، دورهميهاي نامتعارف، و اتفاقاتي كه حتي پاي برخي بازيكنان و مربيان را به كلانتريها نيز باز ميكند آنهم به دليل داشتن شاكيهاي خصوصي. اما هر بار با پنهانكاري، پادرميانيهاي بيمورد و حمايتهاي غيرمنطقي مديران و مسئولان مسكوت ميماند تا دليل قانعكنندهاي باشد براي تكرارهاي بعدي ! به وضوح شاهد هستيم كه متخلفان بيآنكه نگراني بابت هرگونه توبيخ يا تنبيهي داشته باشند، به كار خود ادامه ميدهند و ترديدي براي ادامه روندي كه در پيش گرفتهاند ندارند. روندي كه ورزش به خصوص فوتبال را هر روز آلودهتر از قبل ميكند بيآنكه همتي براي مقابله جدي با اين معضل وجود داشته باشد.