به گزارش خبرنگار ما، يازدهم ارديبهشتماه سال ۸۹، مأموران پليس تهران از قتل پسر جواني در زمينهاي كشاورزي محله كهريزك باخبر و راهي محل شدند. جسد متعلق به سعيد 23ساله بود كه با ضربه چاقوي دوستش به قتل رسيده بود. مسعود 23ساله كه به اتهام قتل بازداشت شده بود با قبول اتهامش براي مراحل بازجويي به پليس آگاهي منتقل شد. متهم در شرح ماجرا گفت: «من و سعيد از سالها قبل با هم دوست بوديم و رفاقت داشتيم. مدتي قبل سر يك كبوتر اختلاف پيدا كرديم، اما آنرا فراموش كرده بوديم. اين گذشت تا روز حادثه. آن روز با هم سرزمين مشغول كار كشاورزي بوديم كه بعد از اتمام كار سر سفره عصرانه نشستيم. در آن لحظه سعيد دوباره حرف كبوتر را پيش كشيد و همان حرف بهانه درگيري شد.» متهم در خصوص قتل گفت: «سعيد در آن درگيري شروع به فحاشي كرد و دست به چاقو شد. من كه به خاطر رفاقت چندساله از او انتظار اين حرفها را نداشتم ناراحت شدم و وقتي چاقو از دست او به زمين افتاد آنرا برداشتم و ناخواسته به سينهاش ضربه زدم.»
متهم بعد از اين توضيحات و بازسازي صحنه جرم، روانه زندان شد و پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي به پرونده متهم بعد از درخواست قصاص از سوي اوليايدم به قصاص محكوم شد. اين حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد و از سوي قضات يكي از شعبات ديوان تأييد شد. متهم بعد از طي مراحل قانوني حكم در روز اجراي آن در حاليكه پاي چوبهدار قرار داشت، توانست با پرداخت ديه رضايت اولياي دم را جلب كند.
به اين ترتيب متهم روز گذشته از جنبه عمومي جرم در همان شعبه به رياست قاضي قربانزاده پاي ميز محاكمه قرار گرفت. او كه هفتسال در زندان به سر ميبرد در آخرين دفاعش گفت: «در اين هفت سال متوجه شدم اشتباه بزرگي را مرتكب شدهام و بايد خودم را كنترل ميكردم. با حكم قصاص مرگ را جلوي چشمانم ديدم كه با رضايت اوليايدم، تنها دقايقي قبل از اجراي حكم، به زندگي برگشتم. آنها پيشنهاد يك ميليارد ديه دادند و مادرم براي پرداخت اين مبلغ خيلي سختي كشيد. او ۲۰۰ميليون تومان را به صورت نقدي پرداخت كرد و زمينهاي موروثي پدرم را كه 2800 متر به مبلغ 400 ميليون تومان بود را به آنها واگذار كرد. مادرم ديگر توان پرداخت مابقي مبلغ ديه را نداشت كه اولياي دم با همين مبلغ 600 ميليون تومان راضي شدند و رضايت دادند. حالا از قضات دادگاه تقاضا دارم در مجازاتم تخفيف قائل شوند تا بعد از آزادي اين روزهاي سخت را براي خانوادهام جبران كنم.
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.