احسان گلمحمدي
آقاي خياباني برگرد! الان زمان برجسته كردن غمها نيست؛ هر روز اشك و آه، هر روز گريه، اينجوري كه نميشود! در بحران كه بحرانآفريني نميكنند، اين به آن معنا نيست كه نبايد انتقاد كرد، چراكه تندترين انتقاد را عاليرتبهترين مقام كشور در روز اول ابراز كردند؛ ايشان در ابتدا از تلاشهاي مسئولان گفتند و از لفظ «خوش درخشيدند» در مورد آنها استفاده كردند، البته اين جمله را هم گفتند: «تلاشها را مضاعف كنيد!» اگر همه چيز خوب بود كه نميگفتند اين حد تلاشها قانعكننده نيست، اما خب ايشان ميداند وقتي خودرويي در حال حركت است و رانندهاي نابلد پشت فرمان آن قرار گرفته و مقداري استرس و فشار هم چاشني كممهارتي او شده، براي حفظ آرامش افراد داخل خودرو نبايد اعتماد به نفس و تلاشهاي راننده را از بيخ زير سؤال برد! حقيقتاً مسئولان امدادي هم تاكنون همه انتقادات را شنيدهاند و از اين به بعد هم خواهند شنيد، اما مانند شما در مقابل انتقادات نگفتند: «هر کسي دوست ندارد شما گزارش كنيد، ميتواند صداي تلويزيونش را ببندد.» سوتي در بحران مانند سوتي گزارش فوتبال نيست كه راحت رفع و رجوع شود، چراكه كل معادلات را بههم ميريزد.
آن روز گفتيد «باران هم به شدت ميوزه!» بايد مدير شبكه به شما گوشزد ميكرد كه يادت باشد تبعات استفاده بيفكر از افعال در بحران با لبخند تمام نميشود و ممكن است معادلاتي را تغيير دهد، همانطور كه استفاده از جملات احساسي موجب شد تا مردم خودشان شخصاً به مناطق زلزلهزده بروند و كار همه ارگانهاي امدادرساني را فلج كنند. شما ديگر بار گفتيد «کسي که ليزر انداخته، قطعاً توي استاديومه... !» چرا هيچكس به شما نميگويد كه نبايد هميشه اينگونه از فرضيهها، نتيجهگيري كنيد!؟ اگر همچنان در كرمانشاه برخي چادر ندارند، دليل نميشود كه نتيجه گرفت قطعاً مسئولان در خواب هستند! حضور شما در مناطق زلزلهزده قطعاً از روي دلسوزي است و شكي نيست، اما لطفاً فضا را منفيتر و احساسيتر نكنيد تا سيستم فشل و نصفه و نيمه امدادرساني، ناكارآمدتر از اين نشود.